@a انتخاب رشته در پایان سال اول دبیرستان b@

ماده هدایت تحصیلی دانش آموز به شاخه ی یا رشته های تحصیلی بر
 
اساس استعداد و علاقه ی وی و به تناسب امکانات آموزشی مطابق با
 
نمون برگ شماره ی یک هدایت تحصیلی و رعایت ضوابط ذیل انجام می
 
شود:
1-74 : رشته ی ریاضی فیزیک :
1-1-
74 : مجموع سه نمره ی پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس های
 
ریاضی و علوم تجربی در سه پایه در دوره ی راهنمایی تحصیلی، بدون
 
ضریب کمتر از 30 نباشد.
 
2-1-74 : نمره ی درس ریاضی (1) در دوره ی متوسطه حداقل 12 باشد و
 
درس فیزیک (1) و آزمایشگاه را با موفقیت (کسب حداقل نمره ی 10)
 
گذرانده باشد.

3-1-74 : مجموع نمرات درس های مرتبط با رشته در دوره ی راهنمایی و

پایه ی اول دوره ی متوسطه باید حداقل 96 باشد و یا به عبارت دیگر معدل

درس های مرتبط با رشته از 12 کمتر نباشد.

2-74 : رشته ی علوم تجربی :
1-2-74 : مجموع سه نمره ی پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس
 
های ریاضی و علوم تجربی، در سه پایه در دوره ی راهنمایی تحصیلی،
 
بدون ضریب کمتر از 30 نباشد.

2-2-74 : در دوره ی متوسطه درس های ریاضی (1)، شیمی (1) و

آزمایشگاه و علوم زیستی و بهداشت را با موفقیت (کسب نمره ی حداقل

10) گذرانده باشد و حداقل در یکی از سه درس مذکور نمره ی 12 اخذ کرده

باشد.

3-2-74 : مجموع نمرات درس های مرتبط با رشته در دوره ی راهنمایی و

پایه اول دوره ی متوسطه باید حداقل 108 باشد یا به عبارت دیگر معدل

درس های مرتبط با رشته از 12 کمتر نباشد.

3-74 : رشته ی ادبیات و علوم انسانی :
1-3-74 : مجموع سه نمره ی پذیرفته شده خرداد یا شهریور، هر یک از درس
 
های ادبیات فارسی (معدل درسهای  قرائت، املاء و انشاء فارسی) و عربی
 
در سه پایه در دوره ی راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از 30 نباشد.
 
2-3-74 : در درس های ادبیات فارسی (1)، زبان فارسی (1)، عربی (1) و
 
مطالعات اجتماعی پایه اول متوسطه نمره حداقل 10 را کسب کرده باشد و
 
نمره ی درس ادبیات (معدل درس های ادبیات فارسی (1)
و زبان فارسی (1) حداقل 12 باشد.

3-3-74 : مجموع نمرات درس های مرتبط با رشته در دوره ی راهنمایی و

سال اول دوره ی متوسطه باید حداقل 108 باشد یا به عبارت دیگر معدل

درس های مرتبط با رشته از 12 کمتر نباشد.

4-74 : رشته ی علوم و معارف اسلامی :
1-4-74 : مجموع سه نمره ی پذیرفته شده خرداد یا شهریور، هر یک از درس
 
های ادبیات فارسی (معدل درسهای قرائت، املاء و انشاء فارسی ) و عربی
 
در سه پایه در دوره ی راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از 30 نباشد.
 

2-4-74 : در درس های ادبیات فارسی (1)، زبان فارسی (1) (که معدل آنها

به عنوان نمره ی درس ادبیات در نمون برگ ثبت می شود) ، عربی (1) و

تعلیمات دینی (1) نمره ی حداقل 10 را کسب کرده باشد و حداقل در یکی از

دو درس عربی (1) یا تعلیمات دینی و قرآن (1) نمره ی 12 اخذ کرده باشد.

3-4-74 : مجموع نمرات درس های مرتبط با رشته در دوره ی راهنمایی و

پایه اول دوره ی متوسطه باید حداقل 108 باشد یا به عبارت دیگر معدل

درس های مرتبط با رشته از 12 کمتر نباشد.

5-74 : شاخه ی فنی و حرفه ای :
1-5-74 : مجموع سه نمره ی پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس
 
های ریاضی، علوم تجربی و حرفه و فن در سه پایه در دوره ی راهنمایی
 
بدون ضریب کمتر از 30 نباشد.

2-5-74 : در دوره ی متوسطه از درس ریاضی (1) نمره ی حداقل 10

و از درس کارگاه خوداتکایی نمره ی حداقل 12 کسب کرده باشد. چنانچه

نمره ی درس کارگاه خوداتکایی دانش آموز کمتر از 12 باشد در هدایت

تحصیلی منظور نمی شود.

3-5-74 : مجموع نمرات درس های مرتبط با شاخه در دوره ی راهنمایی و
 
پایه اول دوره ی متوسطه باید حداقل 132 باشد و در صورت عدم انتخاب یا
 
حذف درس کارگاه خوداتکایی حداقل 120 باشد یا به عبارت دیگر معدل
 
درس های مرتبط با شاخه از 12 کمتر نباشد.

6-74 : شاخه ی کاردانش :

1-6-74 : مجموع سه نمره ی پذیرفته شده خرداد و یا شهریور هر یک از
 
درس های حرفه و فن و هنر، در سه پایه در دوره ی راهنمایی
بدون ضریب کمتر از 30 نباشد.

2-6-74 : در دوره ی متوسطه از درس کارگاه خوداتکایی نمره ی حداقل 10

کسب کرده باشد. چنانچه نمره ی درس کارگاه خوداتکایی دانش آموز کمتر

از 10 باشد در هدایت تحصیلی منظور نمی شود.

 

3-6-74 : مجموع نمرات درس های مرتبط با شاخه در دوره ی راهنمایی و

پایه اول متوسطه دانش آموز در صورت انتخاب درس کارگاه خوداتکایی

حداقل 70 و در صورت عدم انتخاب یا حذف درس کارگاه خوداتکایی حداقل

60 باشد یا به عبارت دیگر معدل درس های مرتبط با شاخه از 10 کمتر نباشد.

4-6-74 : دانش آموز برای ورود به برخی از رشته های مهارتی در شاخه ی
 
کاردانش علاوه بر احراز شرایط مذکور باید ضوابط خاص رشته (در محدوده
 
درس های سال اول) را که معاونت آموزش و پرورش نظری و مهارتی تعیین
 
می کند، کسب کند.
تبصره ۱ :نمرات دوره ی راهنمایی دانش آموزی که به دلایل موجه نظیر:
 
شرکت در امتحانات جامع دوره ی راهنمایی، شرکت در امتحان تعیین پایه
 
(موضوع ماده هفتاد آیین نامه آموزشی دوره ی سه ساله متوسطه روزانه)، تحصیل در مدارس غیر ایرانی خارج از کشور، و بروز حوادثی از قبیل سیل،
 
زلزله، جنگ، آتش سوزی و ... فاقد نمرات پایه های اول و دوم و سوم
 
راهنمایی تحصیلی است به شرح ذیل محاسبه می شود :
 

الف – چنانچه نمرات پایه ی اول یا دوم و یا هر دو پایه ی دوره ی راهنمایی

 موجود نباشد، نمرات درس های مرتبط پایه ی سوم راهنمایی برای درس

های همنام پایه های مذکور نیز منظور می شود و با رعایت سایر ضوابط در

نمون برگ شماره یک هدایت تحصیلی ثبت می گردد.

ب – چنانچه نمرات پایه ی سوم دوره ی راهنمایی موجود نباشد، نمون برگ
 
شماره یک هدایت تحصیلی بر اساس نمرات درس های مرتبط پایه ی اول
 
متوسطه با رعایت سایر ضوابط تنظیم می شود.

تبصره ۲:  به منظور محاسبه امتیاز در نمون برگ شماره یک هدایت تحصیلی

 معدل هر شاخه یا رشته در عدد پنج ضرب می شود.

ماده ۷۵ :  نمون برگ شماره یک هدایت تحصیلی پس از دو نیمسال

تحصیلی برای دانش آموزی که ابتدا در مرکز آموزشی ثبت نام کرده است

(بدون احتساب امتیاز بررسی های مشاوره ای) تنظیم می شود و پس از

تایید و امضای آن توسط مسئول ثبت نمرات، مشاور و مدیر مرکز آموزشی،

در اختیار دانش آموز قرار می گیرد.

ماده ۷۶ :دانش آموزی که در پایان زمان مقرر (پس از دو نیمسال) شرایط
 
ورود به هیچ یک از شاخه ها یا رشته ها و یا شاخه و رشته ی دلخواه را
 
کسب نکند و یا شرایط شاخه یا رشته ای را کسب کند که در محل سکونت
 
 وی وجود ندارد، چنانچه در نیمسال های بعد مطابق ضوابط ذیل موفق به
 
احراز شرایط شود، می تواند به شاخه یا رشته ی مورد نظر هدایت شود و
 
ادامه تحصیل دهد.
 

1-76 : چنانچه علت عدم احراز شرایط شاخه یا رشته ی مورد نظر مربوط به

نداشتن نمره ی (10) از درس یا درس های مرتبط متوسطه باشد، دانش

آموز می تواند پس از گذراندن آن درس یا درس ها و اخذ نمره ی 10 و کسب

 سایر شرایط با صدور نمون برگ مجدد هدایت تحصیلی به شاخه یا رشته ی

 مربوط هدایت شود.

2-76 : چنانچه علت عدم احراز شرایط شاخه یا رشته ی مورد نظر به دلیل
 
نداشتن نمره ی 12 از درس یا درس های اختصاصی باشد (ویژه رشته های
 
 شاخه ی نظری) دانش آموز می تواند با نظر مشاور در امتحان تعیین رشته
 
 درس یا درسهای مربوط شرکت کند و در صورت کسب شرایط به شاخه یا
 
 رشته ی مورد نظر هدایت شود.
3-76 : در صورتی که دانش آموز شرایط شاخه یا رشته ی مورد نظر را به
 
دلیل عدم کسب حد نصاب (30) از درس های مرتبط دوره ی راهنمایی احراز
 
 نکرده باشد به شرط داشتن معدل حداقل 12 از درس های مرتبط پایه اول
 
متوسطه و یا کسب آن از طریق امتحان تعیین رشته می تواند به شاخه یا رشته ی مورد نظر هدایت شود.

4-76 : چنانچه مجموع نمرات درس های مرتبط با شاخه یا رشته در دوره ی

 راهنمایی و پایه اول متوسطه دانش آموز به حد نصاب مقرر نرسد به شرط

 داشتن معدل حداقل 12 از درس های مرتبط با شاخه یا رشته در سال اول

متوسطه می تواند با نظر مشاور به شاخه یا رشته مورد نظر هدایت شود.

 چنانچه معدل درس های مرتبط سال اول متوسطه دانش آموز 12 نباشد

می تواند در امتحان تعیین رشته درس یا درس هایی که شرایط را برای وی

فراهم می آورد، شرکت کند و معدل درس های مرتبط با شاخه یا رشته ی

پایه اول متوسطه و یا معدل درس های مرتبط با شاخه یا رشته (معدل

مجموع نمرات درس های مرتبط با شاخه یا رشته در دوره ی راهنمایی و

پایه اول متوسطه) را به حداقل 12 برساند.

تبصره: دانش آموز متقاضی شاخه ی کاردانش مشمول
 بندهای 3-76 و 4-76 نمی شود و در صورت کسری نمره با نظر
مشاور می تواند به شاخه ی مذکور هدایت شود.

5-76 : دانش آموز در طول دوره می تواند در امتحان تعیین رشته درس یا

درس هایی که شرایط را برای وی در شاخه و رشته های مورد نظر فراهم

می کند همزمان با امتحانات سایر درس ها شرکت کند.

6-76 : در صورت اجرای بندهای 2-76 ، 3-76 ، 4-76 باید توضیحات لازم

توسط مشاور در قسمت ملاحضات نمون برگ شماره ی یک هدایت تحصیلی

 ثبت شود و با تأیید و امضای وی برسد و نمون برگ های مربوط عند اللزوم تکمیل شود.

ماده 77 : امتحان تعیین رشته مطابق با آیین نامه ی امتحانات برگزار و نمره
 
ی آن همانند امتحانات درس های غیر حضوری محاسبه می شود و در
 
کارنامه ی تحصیلی و نمون برگ شماره یک هدایت تحصیلی دانش آموز
 
 (با عنوان تعیین رشته) ثبت شده و تأثیر در معدل نیمسال و معدل کل دانش
 
 آموز ندارد و صرفاً در هدایت تحصیلی مورد استفاده قرار می گیرد. تعداد
 
واحدهای درس های تعیین رشته جزء نصاب تعداد واحدهای اخذ شده ی دانش آموز محسوب نمی شود.
تبصره: چنانچه دانش آموز پایه ی اول متوسطه دوره ی روزانه به استناد
 
تبصره های ماده 75 آیین نامه ی آموزشی دوره ی سه ساله متوسطه
 
روزانه قبول شده و به مرکز آموزش از راه دور منتقل شده باشد، مجاز است
 
 در امتحان تعیین رشته درسهای مذکور نیز شرکت کند.
ماده 80 : دانش آموزی که شاخه یا رشته ای را انتخاب کرده است و در آن
 
شاخه یا رشته مشغول ادامه تحصیل می باشد و متقاضی
 
تغییر شاخه / رشته است، چنانچه شرایط و ضوابط رشته مورد تقاضا را
 
مطابق با آخرین برگه شماره ی یک هدایت تحصیلی کسب کرده باشد و یا
 
 در طول تحصیل کسب کند، تغییر رشته وی در طول تحصیل با نظر مشاور و رعایت سایر ضوابط بلا مانع است.

ماده 81 : در صورت تغییر شاخه /  رشته، نمرات درس های گذرانده شده

دانش آموز، در صورتی که در جدول درس های رشته جدید موجود باشد از

 وی پذیرفته می شود و سایر درس ها حتی الامکان به عنوان درس های

انتخابی (یا درس های اختیاری شاخه ی کاردانش) منظور می شود.

تبصره: درس هایی که از نظر محتوایی با درس های رشته جدید تطبیق
 
دارد، بر اساس جدولی که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تهیه و
 
اعلام کرده است به جای درس های رشته جدید پذیرفته می شود.
 
ماده 82 : هدایت تحصیلی دانش آموزی که از نظام های قبلی آموزشی به
 
این نظام منتقل می شود پس از تطبیق درس ها بر اساس آیین نامه ی مربوط انجام خواهد شد.
 

@a افکار انسان b@

 

                                              مـــقـدمـه 

تفکر گستره وسیعی از فعالیتهای ذهنی را دربرمی‌گیرد. هنگامی که تصمیم

می‌گیریم چیزهایی را از بقالی بخریم یا برنامه‌ای برای تعطیلات خود تنظیم

کنیم و یا درباره یک دوست بیمار دلواپس شویم. در همه این موارد سرگرم

تفکر هستیم و انواعی از افکاردر ذهن ما جریان دارند. در واقع افکار انسان

اشاره به این توانایی انسان دارد که ما می‌توانیم اشیا افراد و وقایع را در

غیاب آنها تجسم و بازتابی کنیم و حتی تغییراتی در آنها اعمال کنیم.

(( اهمیت افکار انسان ))

افکار انسان اهمیت بسزایی در زندگی او خواهد داشت. در واقع همانگونه که قدرت تفکر با

وجود منحصر به فرد خود در انسان ، انسان را از سایر موجودات متمایز می‌سازد تاثیرات

عمیقی نیز روی زندگی او خواهد گذاشت. بر این اساس چگونگی افکار انسان ، چگونه

درگیر شدن در افکار خود ، چگونگی سازمان دهی آنها و غلبه انواع خاصی از افکار بر ذهن

فرد مورد توجه روانشناسان است.

(( انوع افکار انسان  ))

در یک طبقه بندی بسیار ساده افکار انسان در دو مقوله مثبت و منفی دسته بندی

می‌شود. این نوع از دسته بندی بسیار مورد توجه روانشناسان مشاوره و بویژه مشاورانی

است که دیدگاه شناختی دارند. این دسته بندی دو نوع افکار مثبت و منفی در انسان

شناسایی می‌شود و اعتقاد بر این است که غلبه هر یک از آنها بر ذهن فرد شیوه زندگی او

را در حدی وسیع نشان می‌دهد. بطوری که همین افکار ساده به راحتی ممکن است

موجب تفاوت سبک زندگی فرد با سایرین ، یا با خود او در مراحل مختلف شود.

(( افکار مثبت انسان ))

بر اساس این دسته بندی افکار مثبت آن دسته از افکاری را شامل می‌شود که تاثیرات

مفیدی بر ذهن و رفتار فرد به جای می‌گذارند، هدایت کننده هستند و اغلب موجبات زندگی

دلپذیر را فراهم می‌سازند. افرادی که دارای چنین افکاری هستند کمتر در دام استرس و

فشار روانی گرفتار می‌شوند و یا حداقل به راحتی خود را می‌توانند از چنین شرائطی رها

کنند. این افراد اعتماد به نفس بالاتری دارند، دید خوبی نسبت به خود دارند و بطور کلی

افکار آنها حول و حوش خوب بودن ، سالم بودن و واقع بین بودن دور می‌زنند.

(( نمونه‌ای از افکار مثبت ))

  • من در موارد مختلف پیروز بوده‌ام
  • هر چند شکستهایی نیز داشته‌ام.

        من فرد کارآیی هستم.

  • لازم نیست همه مثل هم باشند.
  • بعضی افراد دروغ می‌گویند.

(( افکار منفی انسان ))

افکار منفی تحریک کننده هیجانات منفی در انسان هستند. که اغلب در اثر وقایع بیرونی که

بار منفی دارند برای افراد ناراحت کننده هستند راه اندازی می‌شوند. این افکار چسبندگی

فوق‌العاده‌ای در ذهن انسان دارند و درگیری و مشغله شدیدی برای صاحب خود ایجاد

می‌کنند. افتادن در چرخه این افکار و عدم تلاش برای خارج شدن از این چرخه اغلب

مشکلات جدی روانی را ممکن است به بار آورد. روانشناسان شناختی معتقدند اغلب

اضطرابها و افسردگیها ، اختلالات ارتباطی ، مشکلات زناشویی و انواع مسائل دیگر از

زندگی فرد ناشی از غلبه افکار منفی بر ذهن فرد است. بر این اساس هدف آنها گسترش

حوزه و قلمرو افکار مثبت و به عبارتی مثبت اندیشی در افراد است.

(( نمونه‌ای از افکار منفی  ))

       * من همیشه شکست می‌خورم.

       * دیگران نیز باید مثل من باشند.

        * هیچ کس نباید دروغ بگوید.

        * من فرد به درد بخوری نیستم.

(( افکار هدفمند در مقابل افکار بی‌هدف  ))

افکار انسان را از لحاظ اینکه از یک هدف یا اهداف ویژه‌ای پیروی می‌کنند یا نه نیز می‌توان

دسته بندی کرد. افکار هدفمند آن دسته از افکاری هستند که بر اساس اهداف ویژه‌ای

سازمان می‌یابند. و فرد با در نظر گرفتن آن اهداف ، افکار خود را نیز سازمان می‌دهد.

بطوری که می‌تواند به صورت گام به گام به تهیه مراحلی بپردازد که موجب رسیدن او به

اهدافش می‌شود. مثل افکار مربوط به حل یک مساله ریاضی یا افکار مربوط به برنامه ریزی

درسی.

برعکس افکار بی‌هدف ، بدون برنامه و بدون هدف ویژه‌ای ذهن فرد را درگیر می‌سازند

خیالبافیها از جمله این دسته افکار هستند. که برنامه و سازمان مشخصی ندارند و ممکن

است با یک عامل و محرک ساده را راه اندازی شوند و به حوزه‌های مختلف وارد شوند و

سرانجام فرد به خاطر نیاورد که از کجا به این نقطه فعلی از افکار رسیده است. از شاخه به

شاخه دیگر پریدن معمولا ویژگی این دسته از افکار است. هر چند جلوگیری وضع کامل این

دسته از افکار وجود ندارد. اما از آنجا که اغلب در کارهای فکری فرد موجب ایجاد مشکل

می‌شود و غالبا تمرکز فرد را به هم می‌ریزند لازم است با انواع تمرینات فکری تحت کنترل

فرد قرار بگیرند.

                           قسمت دوم

*********مقدمه *******

انسان در زندگی خویش با شرایط متعددی روبروست که آرامش روحی و روانی او را درهم

می‌ریزند. فرد نیاز به آرامش دارد در سایه آرامش عملکردهای روزانه او مفیدتر صورت

می‌گیرند، رسیدن به اهداف و برنامه ریزیها راحت‌تر امکان‌پذیر می‌شود و مهمتر این که

سلامت جهانی فرد نیز تضمین می‌گردد. افراد ناآرام با مشکلات عدیده‌ای در زمینه‌های

متعدد مواجه هستند که صدمات حاصل از این مشکلات با ایجاد دور باطل آرامش او را مجددا

بهم زده و مشکلات فزاینده‌ای را سبب می‌شوند اولین گام در زندگی سالم و رضایت بخش

رسیدن به آرامش و حفظ آن در شرایط استرس‌زاست.

(( به افکار و باورهای خود سروسامان دهید ))

افکار و باورهای انسان نقش مهمی در آرامش او دارند. و در واقع افکار و باورها قوی‌ترین

منابع ذهنی هستند که می‌توانند آرامش فرد را بهم بریزند. هر چند به نظر می‌رسد که

اغلب محرکات و شرایط محیطی مسبب از بین رفتن آرامش فرد هستند اما در واقع آن چه

به وقایع بیرونی رنگ می‌دهد و آنها را نیرومند و تاثیرگذار می‌سازد باورها و برداشتهایی

است که فرد نسبت به این وقایع دارد. واکنش افراد مختلف را در مقابل یک واقعه بیرونی و

محیطی در نظر بگیرید. مثلا صحنه‌ای را مجسم کنید که تصادف خفیفی در یک خیابان نسبتا

شلوغ بین دو خودرو اتفاق افتاده است.

واکنش رانندگان خودروها را تصور کنید، برخیها در این شرایط شدیدا پرخاشگر می‌شوند در

حالی که برخی دیگر با خوشرویی بیشتری برخورد می‌کنند. آنچه تفاوت رفتار انسانها را در

لحظه‌های مشخص و مشترک موجب می‌شود طرز فکری است که نسبت به آن اتفاق

دارند و این که از چه زاویه‌ای به آن مساله نگاه می‌کنند. بر این اساس افرادی که افکار و

باورهای منفی دارند زودتر و شدیدتر از افرادی که دارای باورهای مثبت و نگرشهای

مثبت‌تری هستند آرامش خود را از دست می‌دهند. چنین افرادی ممکن است اسپندوار از

جا بپرند و واکنشهای شدید از خود نشان دهند. این دسته از افکار هر چند ممکن است در

طول زندگی فرد ایجاد و رشد یافته باشند و حتی به دوران کودکی فرد مربوط می‌باشند اما

قابل تغییر هستند.

افکار مزاحم و منفی خود را شناسایی کنید، آنها را شکار کنید، از بین ببرید و افکار مفیدتری

را جایگزین آنها کنید. افکار مثبت به شما آرامش ، انرژی و قدرت می‌بخشد. پس یادتان باشد

اولین تکنیک: مبارزه با افکار منفی. برای این کار می‌توانید از یادداشت کردن و پی‌گیری

افکارتان استفاده کنید. زمانی که احساس می‌کنید آرامش‌تان به هم ریخته است از خود

بپرسید چه چیزی آرامش شما را بهم ریخته است؟ پشت این مساله‌ای که برایتان ناراحت

کننده است چه فکری و چه باور منفی پنهان شده است و به این ترتیب افکار خود را

پی‌گیری کنید و آنها را یاداشت کنید. سپس سعی کنید افکار مثبت جایگزین برای هر یک از

افکار منفی پیدا کنید و در مقابل آن یادداشت کنید. افکار مثبت خود را همواره دم دست یا

پیش روی خود داشته باشید.

@aعوامل موثر دربهداشت روانی دانش آموزانb@

بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است.

 همچنان که از جسم خود مراقبت می کنیم روح خود را نیز باید مقاومت تر کنیم تا زندگی بهتری

داشته باشیم.

در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم تر از «بودن یا نبودن» است.

ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی ها و کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم

و اساسی بهداشت روانی است.

جوامع مختلف سعی می کنند تا سیاست های مربوط به بهداشت روانی و سازماندهی کنند. اصل

کلی در این تلاش، سالم سازی محیط فردی و اجتماعی است که افراد جامعه را در بر می گیرد.

این نگرش حکم می کند که خانواده ها بیش از پیش با بهداشت روانی خانواده و چگونگی پیشگیری

و درمان بیماری های روحی آشنا شوند.

 

بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است

 

 چون در مواجهه با چالش ها و مشکلات روزمره، ما براساس ویژگی های روانی خود با آنها برخورد

می کنیم، هر چه از سلامت روانی بیشتری برخوردار باشیم به یقین آسیب پذیری ما کمتر خواهد

بود. امید است با برخورداری از سلامت فکر و روان به موفقیت های بیشتری رسیده و بیش از پیش

بر مشکلات غلبه کنیم.

تعریف بهداشت روانی :

سازمان جهانی بهداشت می گوید بهداشت روانی عبارتست از «توانایی کامل برای ایفای نقش

های اجتماعی، روانی و جسمی» . این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط عدم وجود

بیماری و یا عقب ماندگی نیست، بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم

محسوب می شود. 


                                اهداف بهداشت روانی د رخانواده :

- تأمین سلامت جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی اعضای خانواده

- تلاش برای شناخت رفتار خود و افراد خانواده .

- برقراری روابط حسنه بین اعضای خانواده .

- ایجاد ارتباط صمیمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوری که اعضای خانواده در داخل خانه به یکدیگر

تذکر بدهند ولی در بیرون مدافع هم باشند.

- تقویت اعتماد و عزت نفس اعضای خانواده و احترام به شخصیت دیگران

- به وجود آوردن احساس رضایت از زندگی

- آموزش خانواده ها برای کمک به پیشبرد اهداف صحیح اجتماعی

ویژگی های فردی که بهداشت روانی دارد:

- نسبت به خود، خانواده و جامعه بی تفاوت نیست.

- با دیگران سازگاری دارد.

- شاد و مثبت اندیش است.

- به خود و دیگران احترام می گذارد.

- بد بین نیست.

- به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهی دارد.

- انعطاف پذیر است.

- شناخت او از واقعیت نسبتاً دقیق است و برای رسیدن به هدفهای خود براساس عقل و احساس

عمل می کند.

- نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامی ها را تحمل می کند.

- توانایی حل مشکلات خود را د ارد.

- از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده می کند.

- در مواجهه با مشکلات اجتماعی، کنترل و تعادل خود را از دست نمی دهد.

- استعدادهایش به طور هماهنگ و به خوبی رشد می کند.

- نه بنده کسی است، نه کسی را بنده خود می کند، می داند که خدا او را آفریده و برای خود

ارزش قائل است.

- دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می داند.

- رابطه اش با دیگران سازنده و مثبت است.

- نیازهایش را از طریقی برآورده می کند که با ارزش های اجتماعی منافات نداشته باشد.

- صابر، صادق ، درستکار، بخشنده، استغفار کننده و فرزند خویشتن خویش است.

- در نظر دیگران فرد موجهی محسوب می شود، زیرا در همه کارها متعادل است.

 عوامل مؤثر در بهداشت روانی:

 «تغذیه»


حالات روحی ما در انتخاب نوع غذایی که می خوریم مؤثرند. ما در حالات مختلف غذاهای متفاوتی را

طلب می کنیم، هنگام احساس قدرت و پیروزی به غذاهای گوشتی، هنگام احساس تنوع و تحول

به غذاهایی با انواع سس و هنگام اضطراب یا پرخاشگری به خوراکی های گاز زدنی تمایل داریم در

حالی که وقتی خسته هستیم چای و قهوه را ترجیح می دهیم. بنابراین با شناخت خود و سوخت و

ساز بدن می توانیم با انتخاب مواد خوراکی مناسب به آرامش بیشتری دست یافته و از خوردن لذت

ببریم: 


                                  «ایمان»

اعتقادات و باورهای مذهبی قادر است در مصیبت های زندگی، از فرد افسرده و مأیوس ، انسانی

امیدوار و محکم بسازد، چنانکه هرگز خود را تنها و بیمناک احساس نکند. او باور دارد که خدا

پیوسته با اوست، در رویارویی با سختی های زندگی تنها نیست و خدای مهربان به او علاقه و

توجه دارد. این باور موجب می شود که فرد علیه انزوا طلبی و گوشه گیری که بسیاری از مبتلایان

به امراض خطرناک را از پای در می آورد، ایمن شود. 


                                 «مدرسه»

مسؤولیت اولیای مدرسه فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا کردن دانش آموزان به مسائل

اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی شود. مدرسه مسؤول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگارانه و تأمین

بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش آموزان نیز می باشد.

در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه می کنند، معلم با تکریم

شخصیت، محبت و توجه، آنان را در مسیر صحیح هدایت می کند، دانش آموز در مدرسه چگونگی

برقراری روابط درست عاطفی، سازگاری با دیگران و مسئوولیت پذیری را می آموزد و راههای

مبارزه با کینه توزی، دیگر آزاری و حسادت را یاد می گیرد.


                                 «ورزش»


ورزش یکی از رموز سلامت جسمانی و روانی است. افراد دارای آمادگی جسمانی از لحاظ

احساسات، عواطف ، شخصیت اجتماعی و نوعدوستی کاملتر و در فعالیتهای شغلی و حرفه ای

موفق ترند. ورزش موجب تقویت اعتماد به نفس در فرد شده ، او را متعادل، متفکر و سازگار با

محیط می کند. با ورزش، شخص کمتر دچار حسادت ، حقارت و ستیزه جویی می شود و در نتیجه

از سلامت روانی بهتری برخوردار خواهد بود. 


       راههای تقویت بهداشت روانی فرزندان:


- اگر با ناراحتی های روانی کودکان ، نوجوانان و جوانان روبرو شدیم با حوصله و متانت آن ها را

رفع کنیم و از تصمیم های عجولانه بپرهیزیم.

- در ناراحتی های شدید، درد دل و گریه کردن باعث تخلیه روانی و آرامش می شود، در این شرایط

از یک دوست صمیمی می توانیم کمک بگیریم.

- مشارکت جو باشیم تا دوستان جدید بیابیم.

- از مشاهده فعالیت های جدید فرزندانمان لذت ببریم.

- با پرورش ابعاد روحی، معنوی و مذهبی شخصیت خود و فرزندانمان به سلامت روانی بالاتری

دست یابیم.

- با احترام به دیگران به بهداشت روانی خود و دیگران کمک کنیم.

- زمینه های اعتماد را فراهم کنیم.

- به احساسات فرزندانمان توجه کنیم و ویژگی های آنها را بشناسیم.

- محیط زندگی را در حد توان جذاب و پرنشاط کنیم.

- فرصت های مناسب برای بروز احساسات و شخصیت فرزندانمان ایجاد کنیم.

- به دست آوردن بهداشت روانی منوط به روبرو شدن با واقعیت، سازگار شدن با تغییرات، ظرفیت

داشتن برای مقابله با اضطراب ها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به دیگران و ... ا ست، بکوشیم

این شرایط در خانواده فراهم شود.

- رفتار والدین در خانواده بگونه ای باشد تا فرزندان خود را در زندگی شاد، خوشحال و فارغ از

گرفتاری های احساس کنند

@a نمونه برنامه ریزی مطالعه دانش آموز در منزلb@

  ((باداشتن هدف،انگیزه ی لازم برای مطالعه ایجاد میشود))

برنامه ی مطالعه در منزل

ساعات مطالعه

 

ایام هفته

از ساعت . . . . .

تا ساعت . . . . . .

مطالعه 45 دقیقه

از ساعت . . . . .

تا ساعت . . . . . .

استراحت 10 الی 15 دقیقه

از ساعت . . . . .

تا ساعت . . . . . .

مطالعه 45 دقیقه

از ساعت . . . . .

تا ساعت . . . . . .

استراحت 10 الی 15 دقیقه

از ساعت . . . . .

تا ساعت . . . . . .

مطالعه 45 دقیقه

از ساعت . . . . .

تا ساعت . . . . . .

استراحت 10 الی 15 دقیقه

از ساعت . . . . .

تا ساعت . . . . . .

مطالعه 45 دقیقه

شنبه

 

 

 

 

 

 

 

 

یکشنبه

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه

 

 

 

 

 

 

 

 

سه شنبه

 

 

 

 

 

 

 

 

چهار شنبه

 

 

 

 

 

 

 

 

      به نکات زیر توجه فرمائید:

·         یاد داشت برداری سر کلاس برای جلوگیری از عدم تمرکز و خیال پردازی مفید می باشد

·         مطالب آموخته شده در سر کلاس بلافاصله در منزل تکرار و تمرین شود

·         برای هر درس حداقل یک ساعت مفید در منزل گنجانده شود

·         پیش مطالعه به شما کمک می کند تدریس معلم برای شما جالب و قابل فهم باشد

 

 

@a(( ریلکسیشن )) راههای به دست آوردن آرامشb@

را ه های به دست آوردن آرامش

 ۱- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.

2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای

واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره‌ ی

آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا

رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك

ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

۳- افراد آرام به خود می ‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی ‌

توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

4- وقتی احساس می ‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور

است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید.

5- اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین‌ تان شما را برای

همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث

آرامش می ‌شود.

6- آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه‌ ای

كه هستند، زندگی می‌ كنند و لذت می ‌برند.

7- از همان كه هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش

بیشتری می‌ كنید.

8- هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌ تر خواهید شد، خوب

است در محل كار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

9- مهم نیست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌

ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌ ای مستقیم دارد، آرام

راه بروید و حركات بدن خود را آرام ‌تر كنید، طولی نمی‌ كشد كه آرام

خواهید شد. گاهی می ‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بكشید،

عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.

11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به

جمع منتقل كنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید كه با صدای بلند

صحبت كند؟

12- با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.

13- راحتی، یكی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب،

صندلی راحت و لباس و كفش راحت.

• هر چند وقت یك بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.

• در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.

• فشردن یك توپ كوچك، تنش‌های عصبی‌ را كه در انگشتان و

دست‌های شما متمركز شده‌اند، خالی می ‌كند.

• لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش

می‌ شود.

14- لحظه‌ های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم

بگیرید، سپس بیشتر وقت‌ها آنها را به یاد آورید و درباره‌ شان فكر

كنید و لذت ببرید.

15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می ‌

شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نكنید.

تماشای ماهی‌ ها مثل خیره شدن به دریا،

در شما ایجاد آرامش می ‌كند، زیرا ماهی‌ها آرام شنا می ‌كنند و آرام تنفس می‌ كنند.

16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فكری و

احساس آرامش خواهد شد.

17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمركز شوید و

آرام نفس بكشید.

18- تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید، این كار خود به

خود ضربان قلب و تنفستان را كم می‌ كند و به شما اجازه می‌دهد،

ذهن و فكرتان را از بسیاری مسائل پاك كنید.

19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یكی از با

افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده ‌اید، آنگاه می‌

توانید بگویید، الا بذكر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده‌اید،

اكنون زمان آشتی است. داشتن یك تكیه‌ گاه معنوی در حد تعادل

موجب آرامش می ‌شود.

20- احساسات و مشكلات  خود را به دیگران بگویید و آرامش

بیشتری احساس كنید.

21- یكی از مهمترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل

كوچك است، دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.

22- شاد كردن دیگران، موجب آرامش می‌ شود. نمی ‌دانید چه

لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن

خواب هدیه دهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود

تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست!

23- اگر می‌ دانستید كه : «سیگار كشیدن + ورزش نكردن =

ا سترس ، اضطراب  و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی‌ كشیدید

و ورزش  كردن را به تعویق نمی‌ انداختید.

تمرین آرام سازی یا ریلکسیشن

این تمرین ، تمرین بسیار مفیدی است که می‌تواند در فرد آرامش

خوبی را بوجود بیاورد. می‌توانید از این تمرین در حالتها و شرایطی

که احساس ناآرامی می‌کنید استفاده کنید. همچنین می‌توانید بطور روزانه این تمرین را حتی در شرایط عادی انجام دهید. این کار به حفظ آرامش شما در تمام لحظات بعدی کمک می‌کند به عبارتی

شما را در مقابل ناآرامی واکسینه می‌شوید.

برای اجرای این تمرین در محیطی آرام قرار بگیرید. در وضعیت

راحتی دراز بکشید چشمهای خود را ببندید و سعی کنید عضلات

خود را از نوک انگشتان پا تا سر سفت و بعد شل کنید و سعی کنید

قسمت به قسمت این کار را انجام دهید. و در حین سفت و شل

کردن عضلات آنها را در ذهن خود مجسم کنید. تمرین ساده‌ای است

ولی کاربردهای مفیدی دارد. روان‌درمانگران از این روش برای درمان

برخی از اختلالات روانی و از جمله اضطرابها استفاده می‌کنند.

تنفس خود را تنظیم کنید.

چشمهای خود را ببندید. یک دست خود را روی شکم قرار دهید و

دست دیگر را روی سینه ، طوری نفس بکشید که حرکت شکم شما

بیشتر از حرکت سینه باشد. به عبارتی دستی که روی شکم

گذاشته‌اید بیشتر از دست روی سینه بالا می‌آید. بعد از مدتی تمرین سعی کنید این کار را بدون گذاشتن دستها روی شکم و سینه انجام دهید. به عبارتی با حرکت شکم تنفس کنید نه با حرکت سینه. تنفس نقش مهمی در حفظ آرامش شما دارند. حتی در شرایط ناآرامی می‌توانید از روش فوت کردن داخل یک پاکت نیز نتایج مفیدی بگیرید. به این ترتیب آرامش خود را سریع‌تر باز خواهید یافت.

آموزش آرام سازی عضلانی


روش آرام سازی عضلانی، روشی بسیار مؤثر در کاهش اضطراب و

آرام ساختن بدن و ذهن می باشد. کارایی این شیوه بخاطر وجود

ارتباط بین تنش عضلانی و تنش روانی است. وقتی از نظر روانی

احساس فشار می کنیم، بطور خودکار عضلاتمان هم دچار تنش

شده و منقبض می گردند. عکس این مسأله هم صادق است. از

اینرو فراگیری شیوه ای که بتوانیم از طریق آن عضلاتمان را از تنش

رها سازیم می تواند به آرامش روانی ما نیزکمک کند.

برای این منظور بایستی مکانی آرام با نوری ملایم انتخاب کنید. تا

حد ممکن محیط عاری از محرکهای محیطی (سر و صدا ، گرما یا

سرما ؛....) باشد. لباس آزاد و راحت به تن کرده و اگر کمربند،

جوراب ، کش ، گیره مو ، گوشواره ، گردن بند یا هر چیزی که به

بدنتان فشار می آورد دارید،از خود دور کنید.

روزانه حدود 15 تا 30 دقیقه به انجام آرام سازی بپردازید و در هر

مرحله به احساساتی که بعد از تنش زدایی به سراغتان می آید،

تمرکز کنید.

قبل از شروع تمرین برای میزان تنش و اضطرابتان مقیاسی از 5 تا  ۱00  در نظر گرفته و به اضطراب خود نمره بدهید.

روی زمین یا تخت دراز بکشید، پاها قدری از هم فاصله داشته باشد

، دست ها را به موازات بدن قرار داده ونگاه خود را به سقف بدوزید.

برای کارآیی بیشتربهتر است چشمان خود را ببندید.

دستورالعمل زیر را برای گروههای مختلف عضلاتتان (هر عمل 2

مرتبه) اجرا کنید:

ابتدا چند نفس عمیق به این صورت بکشید: دم را از بینی شروع

کرده شش ها را کاملا پر از هوا کنید و حدود 3 ثانیه آنرا در سینه نگه  دارید. سپس آرام آرام بازدم را از دهان انجام دهید. تا جایی که

ممکن است بازدم را طولانی تر کنید.
دستها و بازوها:

از دست راست شروع می کنیم. انگشتان دست راستتان را آرام

مشت کرده و تا جاییکه تحمل دارید بهم فشار دهید. تنش را کاملا

حس کنید. سپس آرام آرام مشت خود را باز کرده و وزن دستتان را

روی تخت یا زمین بیندازید.

همین عمل را برای دست چپ انجام دهید. به تفاوت حالتی که بین

تنش و آرامش بعد از آن وجود دارد کاملا دقت کنید.

حال هر دو دست را بدون اینکه بازوها اززمین جدا شود آرام آرام به

طرف صورت آورده و همزمان مشت کنید. انقباض را در بازو و ساعد

خود حس کنید. چند لحظه در همین حالت مانده و سپس آرام دستها را به حالت اول برگردانید. اختلاف بین تنش و تنش زدایی را به خاطر  بسپارید.

کف دستها را به زمین یا تخت فشار داده و تنش را در عضلات پشت

بازوهایتان حس کنید. سپس آرام به حالت اول برگردید.

حس می کنید دست راست،ساعد راست،بازوی راست،دست

چپ،ساعد چپ و بازوی چپ کاملا آرام شده و از سایر اعضای

بدنتان گرمتر و سنگین تر شده اند. نفس عمیق بکشید و با هر بازدم

افکار مزاحم را از ذهن بیرون کنید.

شانه ها:

شانه ها را آرام بطرف گردن بالا بکشید تا جایی که در ماهیچه های

اطراف شانه تنش و فشار را حس کنید. تنش باید در شانه باشد،به

گردن خود فشار نیاورید. آرام شانه ها را به حالت اول برگردانده و

نفس عمیقی بکشید.

دستها را بدون بلند کردن از زمین به طرف پاها پایین بکشید تا حس

تنش در شانه ها ایجاد شود. کمی نگه داشته و آرام به حالت اول

برگردید.

گردن: بدون تکان دادن بدن سر را به طرف راست چرخانده بطوریکه

ماهیچه های طرف چپ گردنتان کشیده شود. کمی در همین

وضعیت مانده و سپس سر را به حالت اول برگردانید. همین عمل را

برای طرف دیگر گردنتان تکرار کنید.

بدون اینکه شانه ها از تخت یا زمین بلند شود سرتان را بلند کرده و

چانه خود را به سینه نزدیک کنید. حس تنش در ماهیچه های پشت

گردنتان ایجاد می شود. این حس را بخوبی به خاطر سپرده و آرام

گردنتان را به حالت اول برگردانید. به اختلاف بین تنش و تنش زدایی

دقت کنید.

عکس این حرکت را با فشار دادن سربه متکا برای ماهیچه های

جلوی گردن انجام دهید.

نفس عمیق بکشید.حس می کنید دستها،ساعدها و بازوان،شانه و

گردنتان در آرامش عمیقی فرو رفته اند و از سایر اعضای بدن گرمتر

و سنگین تر هستند. با کشیدن نفس عمیق می توانید این حس را

افزایش دهید.

چانه و زبان:

دندانها را روی هم گذاشته و بهم فشار دهید. این تنش را حس کرده و سپس لبها را قدری از هم دور کنید تا تنش بیشتر شود. آرام به حالت اول برگردید.

حال نوک زبان را به سقف دهان فشار دهید. تنش را در زبان کاملا

حس کرده و آرام به حالت اول برگردید.

احساس می کنید قسمتی از چانه و فک ، خصوصا زبان درسکون و

آرامش قرار می گیرند. حال لب ها را روی هم گذاشته و بهم فشار

دهید (مثل دو سر یک انبر) و بعد رها کنید. سپس لبها را غنچه کرده

(مثل ادای حرف o ) به طوریکه وسط لبها ازهم فاصله گرفته و

سوراخی ایجاد شود.انقباض را نگه داشته وآرام آرام به حالت اول

برگردید.

چشم ها:

همانطور که چشمهایتان بسته است،به سمت راست نگاه کرده و

تنش را در ماهیچه های چشم خود حس کنید. آرام به حالت اول

برگردید. این عمل را برای سمت چپ،بالا و پایین هم انجام دهید.

حال ابروهایتان را به طرف بالا بکشید بطوریکه پیشانیتان چروک

شود. کمی نگه داشته و آرام رها کنید.

در حال آرامش قرار گرفته اید و حس می کنید فک،چانه،لبها،چشم

ها،گردن،صورت و پیشانیتان گرم و سنگین شده اند. دستها و شانه

هایتان بیش از قبل آرام شده اند. با کشیدن نفس عمیق هر بار

آرامتر از قبل شوید. قدری احساس کرختی و سستی می کنید. در

ذهن خود مرتبا این جمله را تکرار کنید: " من آرام و آرامتر می

شوم."

سینه و شکم:

بهترین راه آرام سازی سینه ها کشیدن نفس عمیق است. عمیق تر

از قبل نفس کشیده و آنرا 7-6 ثانیه در سینه نگهدارید. تنش را در

سینه و پشت شانه ها حس کرده و سپس آرام بازدم را از دهان

خارج سازید.

2 حرکت برای شکم داریم. ابتدا شکم را بطرف داخل کشیده و

ماهیچه های آنرا منقبض کنید. کمی در همین وضعیت مانده و

سپس آرام رها کنید. بار دوم تنش را از ناف هم پایین تر ببرید.

احساس می کنید از دیافراگم تا پایین ناف در آرامش فرو رفته است. به اختلاف بین تنش و تنش زدایی دقت کنید.

حال عکس عمل فوق را انجام دهید. شکم را مثل توپ گرد کرده و

بیرون دهید. چند ثانیه در همین حال مانده و سپس رها کنید.

نفس عمیق کشیده و همه تنش های سینه و شکم را با بازدم بیرون بفرستید. احساس می کنید دستها،بازوها،گردن،شانه،سینه و شکم در آرامش فرو رفته اند. بالاتنه شما گرم و سنگین شده است.

کمر و باسن: برای انقباض کمر بدون حرکت اضافی کمی به آن

قوس دهید ( مثل اینکه دستی زیر کمرتان باشد). کمی در همین

حالت مانده و سپس آرام به حالت اول برگردید.

زانوهای خود را بالا آورده و پاها را تا کنید تا حدی که پاشنه پاها به

باسن نزدیک شود. تنش را در ماهیچه باسن احساس کنید و سپس

آرام پاها را به حالت اول برگردانید.

نفس عمیق بکشید.احساس می کنید ماهیچه های کمر و باسنتان

آرام شده اند.

پاها:

پاها را به اندازه 5 سانتی متر از زمین بلند کرده و تنش را در ماهیچه

های ران خود حس کنید. کمی در همین حالت مانده و سپس آرام به

حالت اول برگردید.

پاها را کمی بیشتراز هم فاصله دهید. پاها را بدون خم کردن

انگشتان از مچ به سمت بیرون فشار دهید. تنش را در ساق

پاهایتان حس کنید و آرام پاها را به حالت اول برگردانید.

كمي پاشنه ها را از هم دور كرده و پاها را به طرف داخل بچرخانيد.

ضمن اينكه در پاها تنش داريد در مچ ها و ساق پا هم تنش ايجاد

مي شود. آنرا احساس كرده و سپس به حالت اول برگرديد. اين بار

تنش را به ران بكشانيد پاشنه ها را قدري به هم نزديك تر كنيد

انگشتان پا را به سمت صورت بکشید. تنش را احساس كرده و

سپس آرام آرام به حالت اول برگرديد. به اختلاف بين تنش و آرامش

دقت كنيد .

حال پاها را به بيرون خم كنيد بدون اينكه درزانوها حركتي ايجاد

شود كمي نگه داريد و سپس آرام آرام به حالت اول برگرديد در اين

دو حركت انگشتان پاها درتنش و آرامش شركت مي كنند.

پاها را در حالتي كه دوست داريد رها كنيد حس مي كنيد ماهيچه

باسن ،رانها،مچ،ساعد و پاها در آرامش هستند قسمت هاي

نامبرده سنگين ترند و گرماي خوبي دارند و با بقيه قسمت هاي بدن قابل مقايسه اند. حال خوبي داريد مي بينيد كه تمام بدن از دست ها به طرف شانه، صورت دستها و از كمر به طرف پاها در گرما و آرامش لذت بخشي قرار گرفته اند . نفس عميقي بكشيد . در حين بازدم تمام بدن را در حد نهايي آرام كنيد. در آرامش خوبي به سر مي بريد. قبل از باز كردن چشم ها در مقياس ابتدايي تنش خود را نمره دهيد.

هر موقع آمادگي داريد مي توانيد چشمانتان را باز كنيد.

والسلام من التبع الهدی

 

@ راهکارهای موفقیت تحصیلی

برای موفقیت در تحصیل

توصیه های مهم زیر را مورد توجه قرار داده

 و اجرای آنها را در برنامه روزانه ی خود قرار دهید.

1.به بهداشت جسم و ذهن خود توجه کنید

 2.همیشه محیط و وسایل تحصیل خود را مرتّب و منظّم نگه دارید.

3.شاد باشید و فضایی شاد ایجاد کنید

4.در زمانهای استراحت بین مطالعه کاری انجام دهید که از آن لذّت می برید.

5.هرشب، برنامه ی کارهای روز آینده را مشخص و یادداشت کنید

 6.وقتی احساسات منفی دارید، درس نخوانید و مطالعه نکنید.

7.به گونه ای برنامه ریزی کنید که همواره آرامش شما تضمین شود.

 8.با کسانی معاشرت کنید که شما را باور دارند و تایید می کنند.

9.روزانه فرصتی هر چند اندک برای انجام کار مورد علاقه خود در نظر بگیرید.

10.به یاد داشته باشید بدون تلاش و فداکاری، به هیچ پیشرفتی دست پیدا نخواهید کرد.

11.ارزشمند ترین تلاش مراقبت از اندیشه ها است.

12.به خدا توکل داشته باشید و بدانید دست توانمند او همواره حامی شما است.

13.همواره جملات تاکیدی مثبت و متناسب با اهداف خود را در دسترس داشته باشید

و از هر فرصتی برای مرور کردن آن استفاده کنید.

14.شکرگزاری روزانه را فرآموش نکنید.

 1۶. هنر استفاده از راز، تصویر سازی ذهنی، مراقبه و ضمیر ناخودآگاه را بیاموزید.

17. روزانه، یک کار نیک کوچک انجام دهید

 ۱۸. به دنبال هدفی باشید که شما را مشتاق کرده و به شوق آورد.

۱۹. برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی کنید و راه رسیدن به خواسته ی خود را مشخص نمایید.

۲۰. چند جمله ی تاکیدی و سپاس گزاری، انتخاب کنید و هر شب قبل از خواب آنها را با احساس و 

امید در ذهن تکرار یا زمزمه کنید. سپس آن قدر فیلم ذهنی خواسته ی محقّق شده ی خود را در ذهن ببینید تا به خواب بروید.

۲۱.هنگام بیدار شدن از خواب، خداوند بزرگ را سپاس بگویید

و جمله های زیر یا مشابه ی آن را در ذهن خود تکرار کنید.

«خدایا، سپاس گزارم که یک روز به خواسته ام نزدیک تر شد ه  ام»

 «امروز سرشار از شادی، موفّقّیت و کامیابی است»

«من امروز پرانرژی و پرتوان هستم» «امروز روز خوبی است»

«خدایا سپاس که هر روزِ من، بهتر از دیروز است»

۲۲. با تمرکز، اشتیاق و امید طبق برنامه ریزی خود مطالعه کنید.

۲۳.همواره به احساس خود توجه کنید تا مطمئن شوید اندیشه های مثبت دارید

 و در مسیر دریافت خواسته ی خود قرار دارید.

۲۴.جملات تاکیدی و سپاس گزاری را با خط خوش بنویسید و در معرض دید خود قرار دهید.

۲۵.با اندیشه و احساس خوب منتظر باشید،

به وظیفه ی خود عمل کنید و اجازه دهید قانون جذب کار خودش را انجام دهد.

@a ویژگی های دوران نوجوانی b@

و نوجوانی اغلب به دوره ای بین كودكی  و بزرگسالی اطلاق می شود .

این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً

 سنین 12– 20 سالگی ) است  و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و

تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی

نوجوانی ندارد .

هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ،

نظیر : مسائل بیولوژیكی ، روانی و اجتماعی دسته بندی كرد. از جمله

آنها كه به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق

می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و

خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین

است .

دوره نوجوانی را باید یك مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی كرد. دوره ای

كه با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی

ها عبارت اند از :

         نوجوانی ، یك دوره مهم به شمار می رود

گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره  مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر

گرفتن این كه سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ،

پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیكن دوره ی نوجوانی ، یكی از دوره

هایی است كه از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و

قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیكی و بدنی ،

با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیكن

نوجوانی  از هر دو جهت مهم است .

         نوجوانی ، یك دوره ی انتقال است

انتقال به معنی یك وقفه یا تغییر از آنچه كه قبلاً انجام شده نیست، بلكه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن

معنا است كه آنچه قبلاٌ واقع شده است ، نشانه ی خود را روی آنچه

كه در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . كودكان در

زمانی كه از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های

كودكانه را كنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را

بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود كه ترك كرده اند .

به هرحال ، این مهم است كه درك كنیم آنچه قبلاً واقع شده است ،

نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و

نگرش های فرد اثر می گذارد .

در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان

در این زمان نه كودك و نه بزرگسال است. اگر مانند كودكان رفتار كند ،

به او گفته می شود كه به مانند سن خودش عمل كند و اگر سعی كند

نظیر بزرگسالان عمل كند ، اغلب متهم می شود كه برای شلوارهای

كوتاه خود ، خیلی بزرگ شده  و برای این تلاشی كه انجام می دهد تا

مثل بزرگترها عمل كند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ،

موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد كه

فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد

تا آنها تصمیم بگیرند كه چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر

می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.

        نوجوانی ، یك دوره ی تغییر است

میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی

كه تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و

رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان كه تغییرات بدنی آرام به

پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند .

 تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد كه در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود :  

نخست آن كه ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به

سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد كه در این زمان

واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر

اتفاق  می افتد.

دوم این که توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از

انتهای نوجوانی مطرح می شود . سرعت تغییراتی كه با رشد جنسی

همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان

نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می كنند،

احساسی كه اغلب با تدابیر مبهمی كه آنها از سوی معلمان و والدین

دریافت می كنند، تشدید می شود .

سوم ، تغییراتی است كه در بدن ، علائق و نقش هایی كه در گروههای

اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل

جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان كم سن وسال ، این تغییرات بسیار

زیاد است و كمتر از آنچه كه قبلاً تصور می كردند قابل حل به نظر می

رسد. قبل از این كه آنها مسائلشان را حل كرده و به رضایت برسند ، با

خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.

چهارم ، همچنان كه الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز

متغیر خواهند بود . آنچه كه در زمان كودكی برایشان مهم بود، اكنون

كه در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، كمتر اهمیت پیدا می كند؛ به

عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی كه از

همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است  

كه سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اكنون به مسئله كیفیت ،

بیشتر از كمیت، اهمیت می دهند .

پنجم این كه ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند . زمانی

درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی كه

همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند .

 نوجوانی ، سنی  مسئله آفرین است

 گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل

نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است كه آنها به

سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود

دارد :  

اول اینكه ، در سرتاسر دوره ی كودكی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی كه بسیاری از نوجوانان به

دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی

آیند .  دوم اینكه نوجوانان دوست دارند احساس كنند كه افرادی مستقل

و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند كه خودشان بتوانند از

عهده ی حل مسائل برآیند و كوشش هایی را كه از جانب والدین و

معلمان برای كمك به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند .

نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است

در سراسر سن گروه گراییِ اواخر كودكی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان كه قبلاٌ اشاره شد ،

كودكان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند كه تقریباً و در حد امكان

شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه

تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با

گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد

جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این كه شبیه همسالان

خود در گروه باشند، ندارند .  

 نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است

نوجوانان تمایل دارند كه به زندگی از ورای عینك سایه و روشن نگاه

كنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند كه دوست دارند بهتر از

آنچه كه هستند ، خود را باور كنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای

نوجوان صادق است . این  آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف

همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و

ناكامی است و نوجوانان زمانی كه احساس كنند دیگران آنها را دست

كم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود

نشان می دهند.

با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفكر

عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی

به طور كلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها كمتر از ناامیدی و

توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی كه جوانتر بودند واقع

گراتر می شوند. این یكی از موقعیت هایی است كه آنها را در شادی

های بیشتری كه خاص نوجوانان رشد  یافته تر است ، مشاركت می

دهد.

نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است

همچنان كه نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا كنند كه نزدیك بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و

مانند آنها عمل می كنند ولی با این حال تصور می كنند كه اینها كافی

نیست. بنابراین ،  روی رفتارهایشان متمركز می شوند تا بتوانند با

بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند كه این رفتارها تصویری

دلخواه از آنان را به وجود می آورد

@ اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار


من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،

من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.

و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،تو هم به یاد داشته باش منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.

می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و تو هم می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملو از انسان‌هاست ،پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدیدباشد.

تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر

کنی و من هم،قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى، من قابل ستایشم، و تو هم……

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى  همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،

اما همگى جایزالخطا.

اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،

نامت را انسانى باهوش بگذار.

@a گنجینه جملات قصارمعصومین ، بزرگان و اندیشمندان b@

 جملات قصار از حضرت علی (ع)

آیا دین غیر از عشق ورزی می باشد؟

حسد آتشی است که چون زبانه زند، ایمان

رامانند هیزم خشک خاکستر کند.

تجربه تاریخ، انقضاء ندارد.

بزرگ ترین الماس جهان آفتاب است، که

خوشبختانه بر گردن همه می درخشد.

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را

داشتی، اما حال که به آن دعوت شدی تا

میتوانی زیبا برقص.

 عدالت قابل تربیت برای منافع ما نیست. هر

کاری که انجام دهیم نتیجه آن را می بینیم و

خطاهایی که از ما سر می زند تازیانه ای را به

وجود می آورد که با آن مجازات می شویم.

آنان که توان آزردن دارند و هیچ کس را نمی

آزارند به درستی که وارثان شکوه ملکوتند.

اشتباه را محکوم کن نه آنکه را اشتباه از او سرزده است.

نمی تواند خوشبخت باشد، بلکه خوشبختی و

سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران

جستجو کرد.

هر کس فقیر و قانع باشد، ثروتمند است.

پول کالایی است که می توان باآن به همه جا

واردشدوهمه چیز رابدست آورد،جز شرافت و سعادت.

آنچه هستیم، نتیجه چیزی است که بدان اندیشیده‌ایم. اگر کسی با فکری پلید سخن بگوید و یا عمل کند، درد و رنج به دنبالش خواهد آمد.

 اگر کسی با اندیشه‌ای پاک سخن گوید و یا عمل کند، شادی به سراغش می آید و همچون سایه‌ای هیچگاه ترکش نخواهدکرد.

خوشی و سعادت تنها از طریق قدردانی بدست می آیند، تنها از طریق بزرگ کردن قلبتان با قدردانی. لذت و خوشی ثمره و پاداش قدردانی است.

هیچ نیازی نیست که خودتان را سرزنش کنید و

یا به خودتان غره شوید؛ بلکه فقط روح خود

باشید. بهترین راه برای اینکه با روحتان باشید

این است که ببخشید.

در حیرتم که وجود ناچیز خودم را در مقابل عظمت
 
آفریدگان و این دنیای بزرگی که در آن زندگی می کنم، به
 
چه تشبیه کنم.

من نمی دانم که جهان مرا چه می داند؟ اما

من خود را مانند کودکی می بینم که در کنار

ساحل سرگرم بازی است و گاه و بیگاه با یافتن

سنگ ریزه ها و یا گوش ماهیهای زیباتر و صافتر

از حد معمول، خوشحال می شود؛ حال آنکه

اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان کشف نشده

پیش رویم گسترده است.

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو
 
می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،
تو هم به یاد داشته باش منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه
 
آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و
تو هم می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسان‌هاست ،
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید
باشد.
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر
کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار
است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم
 
داشت،نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم……
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر
 
بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى
 
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با
 
نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.

اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان

شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار.

صبورانه در انتظار زمان بمان، هر چیز در زمان

خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را

غرق آب کند، درختان خارج از فصل خود، میوه

نمی دهند.

به جای اینکه سعی کنید مرد موفقیت ها باشید،

سعی کنید مرد ارزشها باشید.

دو چیز را همیشه از یاد ببر؛

- به کسی خوبی کردی

- کسی به تو بدی کرد.

برای انجام کار درست، زمان همیشه مناسب است.

جهالت یک موهبت نیست، فقط آنچه را باید مواجه گردید، به تعویق می اندازد.

بهترین راه اندازه گیری قدرت از طریق قدرتی است که داریم و به کار نمی گیریم.

تواضع نتیجه ادراک حقیقت است.

کم طاقتی، عجز و لابه یک فرد قدرتمند است.

کم طاقتی از احساس فانی بودن در ما می آید، چشم

انداز را می بینیم؛ اما صبر نداریم.

کسی که دیگران را مغلوب می نماید، بزرگ است؛

کسی که بر خودش غلبه می کند، قادر و متعال است.

کسی که اطمینان نمی کند، هرگز مورد اطمینان نخواهد بود.

کسی که دیگران را می شناسد، خردمند است؛ کسی که خود را می شناسد، نورانی است.

نمی توانیم به آرزویی که نداریم پشت کنیم ! در این صورت فقط سردرگم هستیم.

بسیار شایع است که قدرت اقلیتی به خاطر ترس اکثریت است.

شانس در خانه شما را می زند، اما سرنوشت نه!

قبل از آن که حقیقت مرا بزند، من در خانه حقیقت را خواهم زد.

با آتشی که جهان را آفریده است، بازی نکنید!

بعضی چیزها منطقی نیستند، بعضی هستند؛ تفاوت در زاویه نگاه شماست !

اگر می خواهید کوه را ببینید، کمی از آن فاصله بگیرید.

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است.

اگر حق با شماست، به خشمگین شدن نیازی نیست؛ و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!

صبوری با خانواده عشق است،
صبوری با دیگران احترام است،
صبوری با خود اعتماد به نفس است و
صبوری در راه خدا، ایمان است.

اندیشیدن به گذشته اندوه، و اندیشیدن به آینده هراس می آورد؛ به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.

در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا؛ زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی ماند؛ اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.

فرد باید خرد را از طریق زندگی در زمان حال تمرین کند.

مشکل این است که توجه ما بر روی روح نیست… بیرون است… جایی که به سوی رقابت می رویم…. به “متخصص و کاردان” شدن ادامه می دهیم- وارد بسیاری از کشمش ها می شویم، وهیچ پایانی برای مشکلات و غم و اندوه های مان نیست. اما به محض این که توجه مان را بر روی روح می گذاریم در آن جا، به طور شگفت انگیزی درمی یابیم، که همه چیز کارساز می شود، و این که روح منبع و سرچشمه تمامی عشق، آرامش، لذت و حقیقت است.

آنچه هستیم، نتیجه چیزی است که بدان اندیشیده‌ایم. اگر کسی با فکری پلید سخن بگوید و یا عمل کند، درد و رنج به دنبالش خواهد آمد. اگر کسی با اندیشه‌ای پاک سخن گوید و یا عمل کند، شادی به سراغش می آید و همچون سایه‌ای هیچگاه ترکش نخواهد کرد.

روشهای کاربردی پرورش خلاقیت در دانش آموزان


جوامعی که بتوانند خلاقیت نسل جوان را احیاء و شکوفا سازند از میزان قابل توجه توسعه ، رشد و شکوفایی علمی برخوردار خواهند شد و بالعکس به هر میزان که خلاقیت پرورش و تعالی نیابد رکود علمی ، صنعتی و فرهنگی را باید برای آن جامعه انتظار داشت در این مقاله که به قلمی روان به رشته تحریر در آمده است ، روش های کاربردی پرورش خلاقیت در دانش آموزان تبیین شده است و برای این که به نتایج کاربردی و علمی دست یابیم ، راهکارها با شماره گذاری از یکدیگر تفکیک شده اند


۱- تقویت حسن اعتماد به نفس و خودباوری در دانش آموزان
۲- اهمیت جدی به امر آموزش ابتکار عمل و خلاقیت
۳- بهره مندی از آرای روان شناسان و جامعه شناسان در چگونگی پرورش دانش آموزی خلاق
۴- ترتیب دادن سخنرانی برای شخصیت های خلاق دانش آموز .
۵- ترغیب و تشویق دانش آموزان به حدس زدن
۶- بهره گیری از روش فعال در تدریس دانش آموزان
۷- دادن فرصت برای بیان احساسات مثبت و منفی به دانش آموز .
۸- طراحی و ابداع سئوالات محرک و چالش انگیز .
۹- پرهیز از عجله و شتاب در تقویت خلاقیت دانش آموزان .
۱۰- برگزاری مسابقات سراسری با مضامین پرورش خلاقیت در دانش آموزان
۱۱- پرهیز از تمسخر ، تهدید ، شرمنده کردن و تنبیه
۱۲- توجه به تفاوتهای فردی دانش آموزان
۱۳- پرهیز از تحمیل یک الگوی خاص
۱۴- فراهم کردن فرصت ، جهت یادگیری خود انگیز و ارزیابی آن
۱۵- دادن فرصت به دانش آموز جهت طرح سوالات غیر معمول و بحث انگیز
۱۶- تشویق و معرفی دانش آموزان موفق و خلاق
۱۷- تعلیم و ملکه نمودن اصل « خواستن توانستن است » به دانش آموزان
۱۸- تشویق دانش آموزان به رقابت با دانش آموزان خلاق
۱۹- پرورش انتقاد سازنده ، نه فقط انتقاد کردن
۲۰- هدایت دانش آموزان به دخل و تصرف در مسائل و مفاهیم
۲۱- پرورش توانایی پذیرش مفاهیم جدید .
۲۲- تدوین کتاب هایی با مضامین پرورش خلاقیت برای دانش آموزان
۲۳- مربیان تعلیم خلاقیت باید سوال کنندگان خوبی باشند تا پاسخ دهندگان خوب
۲۴- تهیه فیلمهایی با مضامین پرورش ابتکار عمل برای دانش آموزان

۲۵- تأسیس مجمع دانش آموزان مبتکر و خلاق.

مشاور دبیرستان مکتبی

@a ویژگی های دوران نوجوانیb@

نوجوانی اغلب به دوره ای بین كودكی  و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین 12 – 20 سالگی ) است  و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد .

هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیكی ، روانی و اجتماعی دسته بندی كرد. از جمله آنها كه به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است .

دوره نوجوانی را باید یك مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی كرد. دوره ای كه با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :

         نوجوانی ، یك دوره مهم به شمار می رود

گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره  مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این كه سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیكن دوره ی نوجوانی ، یكی از دوره هایی است كه از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیكی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیكن نوجوانی  از هر دو جهت مهم است .

         نوجوانی ، یك دوره ی انتقال است

انتقال به معنی یك وقفه یا تغییر از آنچه كه قبلاً انجام شده نیست، بلكه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است كه آنچه قبلاٌ واقع شده است ، نشانه ی خود را روی آنچه كه در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . كودكان در زمانی كه از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های كودكانه را كنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود كه ترك كرده اند .

به هرحال ، این مهم است كه درك كنیم آنچه قبلاً واقع شده است ، نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می گذارد .

در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه كودك و نه بزرگسال است. اگر مانند كودكان رفتار كند ، به او گفته می شود كه به مانند سن خودش عمل كند و اگر سعی كند نظیر بزرگسالان عمل كند ، اغلب متهم می شود كه برای شلوارهای كوتاه خود ، خیلی بزرگ شده  و برای این تلاشی كه انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل كند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد كه فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند كه چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.

        نوجوانی ، یك دوره ی تغییر است

میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی كه تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان كه تغییرات بدنی آرام به پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند .

 

تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد كه در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود :  

نخست آن كه ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد كه در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق  می افتد.

دوم این که توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود . سرعت تغییراتی كه با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می كنند، احساسی كه اغلب با تدابیر مبهمی كه آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می كنند، تشدید می شود .

سوم ، تغییراتی است كه در بدن ، علائق و نقش هایی كه در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان كم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و كمتر از آنچه كه قبلاً تصور می كردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این كه آنها مسائلشان را حل كرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.

چهارم ، همچنان كه الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود . آنچه كه در زمان كودكی برایشان مهم بود، اكنون كه در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، كمتر اهمیت پیدا می كند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی كه از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است  كه سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اكنون به مسئله كیفیت ، بیشتر از كمیت، اهمیت می دهند .

 پنجم این كه ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند . زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی كه همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند .

 نوجوانی ، سنی  مسئله آفرین است

        گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است كه آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد :  

اول اینكه ، در سرتاسر دوره ی كودكی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی كه بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی آیند .  دوم اینكه نوجوانان دوست دارند احساس كنند كه افرادی مستقل و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند كه خودشان بتوانند از عهده ی حل مسائل برآیند و كوشش هایی را كه از جانب والدین و معلمان برای كمك به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند .

نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است

در سراسر سن گروه گراییِ اواخر كودكی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان كه قبلاٌ اشاره شد ، كودكان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند كه تقریباً و در حد امكان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این كه شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند .  

نوجوانی ، سن هراس است

بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب های فرهنگی در مورد  نوجوانان ( 13 تا 19 ساله ها ) بسیاری از بزرگسالانی را كه باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده دار شوند به این مرحله هدایت كرده است كه از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش های خود نسبت به آنان و تدابیری كه در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند .

 نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است

نوجوانان تمایل دارند كه به زندگی از ورای عینك سایه و روشن نگاه كنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند كه دوست دارند بهتر از آنچه كه هستند ، خود را باور كنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است . این  آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناكامی است و نوجوانان زمانی كه احساس كنند دیگران آنها را دست كم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می دهند.

با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفكر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور كلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها كمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی كه جوانتر بودند واقع گراتر می شوند. این یكی از موقعیت هایی است كه آنها را در شادی های بیشتری كه خاص نوجوانان رشد  یافته تر است ، مشاركت می دهد.

نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است

همچنان كه نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا كنند كه نزدیك بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می كنند ولی با این حال تصور می كنند كه اینها كافی نیست. بنابراین ،  روی رفتارهایشان متمركز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند كه این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد.

@a گرامیداشت هفته بهداشت روانb@

Øاگرتمام توانتان همين است که درحال حاضربه کارگرفته ايد،

بنابر  اين حاصل کارحال وآينده تان تفاوت چنداني بايکديگرنخواهدداشت

Ø انسان پيشرو كسي است  كه در گفتارش عجله نشان ندهد و در

كارش نشاط داشته باشد.

Ø هر كس بتواند خويشتن را مغلوب كند ،مسلماً مي تواند ديگران را

مطيع خود سازد.

Øجوان مي تواند به آنچه مي خواهد برسد ، به شرط آن كه دست

از دامن تصميم استوار برندارد .

Øشكست ها پله هاي نردبان موفقيت است، كسي كه از اولين

شكست مأيوس مي شود لياقت توفيق ندارد .

Øموفقيت بهترين مبلّغ انسان است .

Øپيروزي با كساني است  كه بيش از ديگران پشتكار دارند .

Øكاري كه وظيفه و صميميت در آن دخالت دارد، خلل پذير نيست .

Øيك كلمه به موقع، ممكن است كليد موفقيتي باشد .

Ø همه علت و معلول ها ذهني هستند،افكار شما آفريننده اند.

شماتبديل به همان چيزي ميشويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد.

Øزندگي ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد  و اين تصوير

ذهني راتازماني كه دردنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد.

Ø  زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست ، بين طرز

فكر و احساسات دروني شما از يك طرف  و عملكرد و تجارب

بيروني شما از طرف ديگر  رابطه مستقيم وجود دارد.

 Ø زندگي شما وقتي بهتر مي شود که شما بهتر شويد،  آنگاه

پيشرفت شما نامحدود خواهد شد.

Øبراي يک فرد موفق، تحصيل هرگز خاتمه نمي يابد، هر روز مطلب

جديدي ياد بگيريد.

 Ø هر روز يک ساعت از وقت خود را  صرف مطالعه در حيطه کاري

خود کنيد ، در اين صورت هر هفته يک کتاب و هر سال پنجاه کتاب

مطالعه خواهيد کرد .

Ø با تمرکز مداوم بر روي عملکرد خود و نتايج حاصل از آن ، بر سرعت

کار خود بيفزاييد.

Øافرادي که در جلسات اظهار نظر نمي کنند، از نظر سايرين فاقد

حس همکاري هستند.

Ø براي انجام کار  بيشتر داوطلب شويد و مرتباً مسئوليت هاي جديدي

را برعهده گيريد.

Ø  موفقيت شما در زندگي  رابطه مستقيم دارد با کاري که اکنون

انجام مي دهيد، کاري که پس از آن انجام خواهيد داد  و کارهايي

که قرار است در آينده انجام دهيد.

@a هفته مشاغل b@

بمناسبت هفته معرفی مشاغل:

پیامبراعظم (ص):

 « هر كس بيكار بگردد وسنگيني خود را بر دوش مردم بيندازد ملعون است . »

پیام های هفته مشاغل

1-جوانان با كار مناسب شخصيت خود را رشد مي دهند (امام علي  ع ) **۳-كاري كه نمي توانيد

انجام دهيد بر عهده نگيريد (امام حسين  ع )

۴-بزرگترين تفريح كار است (امام علي  ع )**۶- كار قوه خيال را تمركز مي  بخشد و ذهن را

منطقي مي كند(شهيد مطهري)

۷- بيشتر كارهاي بزرگ با وسايل بسيار ساده وعادي انجام گرفته است .

۹- اگر انسان كار جسمي را با اشتغا لات عقلي همراه كند موفق ورستگار خواهد شد.

۱۰- براي جوانان سه توصيه دارم كار كار كار(اديسون )**۱۱- كار سرمايه سعادت نيكبختي

است (سقراط)

۱۲- قبل از آن كه تصميم بگيري فكر كن قبل ازآن كه به كاري اقدام كني مشورت نماي (امام

حسن  ع)

۱۳- از جمله فوايد كار اين است كه روزها را كوتاه وعمر را دراز مي كند.

۱۴- انسان اگر ناخوش باشد و كار كند بهتر از ان است كه سلامت باشد وبيكار بنشيند .

۱۵- راز موفقيت آن است كه :شغل را جزو تفريحات خود قرار دهيد .

۱۷- كشور هم به علم وهم به كار احتياج دارد (مقام معظم رهبري )

۱۸- بيكاري جوانان را به جانب برخي از بزهكاريها مي كشاند (امام علي )

۱۹- دستاورد هاي مناسب نتيجه گزينشهاي مناسب است ** ۲۰- كار براي جسم و جان بهترين

دوست است (گا ليله )

۲۱- آينده شما از ارزشهاي امروزتان شكل ميگيرد .**۲۲- شغل مناسب مايه خوشبختي وسعادت ا

نسان است .

۲۳-آ نچه سرنوشت مارا تعيين ميكند شرا يط زندگي ما نيست بلكه تصميم ها ي ماست

۲۴- مشكل ترين مرحله در رسيدن به هدف گرفتن تصميم واقعي ومقيد بودن به آن است

۲۵- هر كس بيكار بگردد وسنگيني خود را بر دوش مردم بيندازد ملعون است  (پيامبر اعظم ص)

۲۶- آفت كار دلبستگي نداشتن به آن است (حضرت علي ع)**۲۷- شغل وتحصيل از مهمترين

عوامل سازنده زندگي انسانهاست

  ۲۸- انسان تنها وقتي در كار خود خلاق خواهد شد كه با عشق به شغل خود رسيده باشد

۲۹- آفت علم عمل نكردن به آن است (امام علي ع)**۳۰-آيا در مورد شغل مورد علاقه خود اطلاعات كافي داريد ؟

۳۱- براي انتخاب شغل با چه كسا ني مشورت ميكنيد ؟**۳۲-آیا تا كنون در مورد شغل آينده خود

انديشيده ايد ؟

۳۳- هر شخصي شغل و حرفه اي دارد كه بيانگر استعداد علاقه و پشتكار اوست.

۳۴- در كارها ثابت قدم باش تا كامياب شوي (امام علی ع )

 

@aکلیدهای طلایی موفقیت تحصیلی b@

                    یادگیری با اجبار پیش نمی رود

                              *برای خوب یادگرفتن و موفقیت،درسی،

                                 باید علاقه و انگیزه وجود داشته باشد.

*بهترین منبع برای درس خواندن، کتابهای درسی است و استفاده از جزوات و کتابهای کمکی، تنها

در شرایط خاصی ضرورت پیدا می کند. 

*طوری برنامه ریزی کنید که برنامه ی شما قابلیت اجرا داشته باشد؛ در غیر اینصورت بعد از مدتی،

نگرش منفی نسبت به برنامه ریزی پیدا خواهید کرد

*اگر می خواهید خوب درس بخوانید، خود را در فضای درسی - علمی مناسب قرار دهید  ( مثل

کتابخانه ها)

*اولین و مهمترین عامل افزایش کارایی حافظه دقت و توجه  است.

*برای افزایش توانایی حافظه دراز مدت ، لازم است که هوشیارانه و معنی دار مطالعه کنید

*مرور برگه های امتحانات قبلی ، می تواند اطلاعات مفیدی برای آمادگی امتحان در اختیار شما

قرار دهد

*نیاز اساسی شما قبل از امتحان  زیاد خواندن و پیش بینی سوالات نیست ، بلکه حفظ آرامش و

نظم ذهنی است

قبل از اقدام به پاسخگویی تست  تمام اجزای آنرا با دقت بخوانید .

کلید 25

در تقسیم زمان برای پاسخگویی به تستها ، توجه داشته باشید که زمان لازم برای حل هر تست

متفاوت است .

کلید 26

اگر زمانی برای مرور تستها باقی ماند ، پاسخ را تنها زمانی تغییر دهید که به غلط بودن پاسخ اول

اطمینان داشته باشید.
کلید 27

برای افزایش سرعت عمل در تست زنی چهار عامل موثر است : تمرین و رکوردگیری تست زنی ،

شادابی و سرحال بودن ، تمرکز و آرامش ، مطالعه مفهومی

کلید 28
محاسبات ریاضی را با دقت و تمرکز انجام دهید .

کلید 29
در تست های ریاضی یک روش کار مشخص داشته باشید تا دچار سردرگمی نشوید .

کلید 30
در تست های فیزیک به واحدها ، مقادیر و محاسبات عددی مربوط توجه داشته باشید .

کلید 31
در تستهای شیمی به نحوه ی توزیع سوال ها و همچنین در الویت قرار دادن پاسخ گویی به

تستهای توصیفی توجه کنید .

کلید 32
در تستهای زیست شناسی ، دقت روی درک و فهم سوالات اهمیت بیشتری دارد.

کلید 33
در تستهای زبان انگلیسی ، زمان را هماهنگ با زمان دروس عمومی دیگر در نظر بگیرید .

کلید 34
در تستهای معارف ، امکان سرعت عمل بیشتر است .

کلید 35
تستهای ادبیات را جدی بگیرید و به مطالبی که حفظ کرده اید اتکا نکنید .

کلید 36
در تستهای عربی ، هیچ فنی به اندازه آمادگی قبلی برای کسب مهارت بیشتر نقش ندارد .

کلید 37
درست درس خواندن یا مطالعه بهینه ، یعنی استفاده کامل از زمان موجود برای درک و فهم مطالب.

کلید 38
بجای افزایش بی حساب ساعات مطالعه ، \" موثرترین روش \" ممکن را به موقع انجام دهید .

کلید 40
به منظور بهره وری بیشتر ، برنامه درسی خود را به گونه ای تنظیم کنید که مطالعه شما در ساعات امج انرژی شما باشد.

کلید 41
اگر افزایش ساعات مطالعه مهم است، استفاده بهینه از این ساعات مهم تر است.

کلید 42
دانش آموزی که می خواهد جدی باشد ، باید هرچه سریعتر خود را در فضای درس و کنکور قرار دهد و از مشغله های ذهنی حاشیه ای و غیرضروری اجتناب کند

@aاستفاده از فرصت ها و موفقیت ها b@

          تاچه اندازه خود را انسان موفقي مي‌دانيد؟

درنظام فكري و باور شما موفقيت چه جايگاهي دارد؟

آيا تا كنون نظام فكري خود را بررسي كرده‌ايد تا ببينيد موانع ذهني و فكري شما براي دستيابي به

كاميابي چه هستند؟ تا چه حد با نظام فكري افراد موفق آشناييد؟

بديهي است پيرامون علم موفقيت، سئوالات زيادي وجود دارد و بيشتر كتب موفقيت ضمن طرح

ديدگاه خود و پاسخ دادن به سوالات سعي دارند روشي كاربردي نيز براي موفقيت ارائه دهند.

بسياري از آنها روش مورد نظر را به شكلي منظم و گام به گام، تجزيه و تحليل كرده و در پايان

تمرين‌هايي را به خواننده توصيه مي‌كنند. دراين فرصت كوتاه قصد نداريم اين روش‌ها  وتمرين‌ها را

بررسي و تحليل كنيم، بلكه بيشتر در پي آنيم كه دريابيم انديشمندان و نظريه پردازان درباره

موفقيت چه مي‌گويند و كليات روش‌هايي كه ارائه داده‌اند چه مي‌باشد؟

بديهي است شما پس از آشنايي با نظريه‌ها و روش‌ها، مي‌توانيد روش مورد نظر و متناسب با خود

را انتخاب و دنبال كنيد و در شماره‌هاي آتي با جزئيات وكاربرد آنها بيشتر آشنا شويد.

اينك ببينيم «موفقيت» يعني چه واز ديد نظريه پردازان مختلف چه معنايي دارد؟

حتماً مي‌دانيد تعاريف متعدد و متنوعي از موفقيت مطرح شده كه ممكن است به ظاهر متفاوت، به

نظر برسند يا برخي از آنها را بيشتر هماهنگ با خود بدانيد. مهم‌ترين يا شايد معروف‌ترين اين تعاريف

عبارتند از:

٭       موفقيت يك «عادت» است. اين عادت، زماني واقعي و پايدار مي‌شود كه مجموعه‌اي

ازالگوهاي اساسي، كامل و بي‌وقفه را به كار گرفته و دروني كنيم

٭       آنچه را به صورت انديشه، احساس، تصاوير ذهني وكلام ازخود ساطع مي‌كنيم، همان را به

سوي زندگي‌مان مي‌كشانيم. انديشه‌هايي كه پيش از اين در سرداشته‌ايم، وضعيت كنوني ما را

آفريده‌اند. انديشه‌هاي امروزمان نيز فرداي ما را مي‌آفرينند. اگر به موفقيت بينديشيم، فردا موفق

خواهيم شد

٭       موفقيت، گسترش مداوم شادماني و تحقق فزاينده اهداف ارزشمند، با سهولت و بدون

تكاپوست

٭       رمز موفقيت در انجام كاري‌ است كه براي ما جاذبه داشته وآسان باشد (4).

٭       موفقيت يعني رسيدن به هدف، بخصوص اگر با شجاعت، مهارت و تلاش حاصل شده باشد

٭       مهم‌ترين رمز موفقيت ايمان است. به يقين ذهن آدمي آنچه را كه باور كند به منصه ظهور در

خواهد آورد؛ بنابراين ضرورت دارد كه به خود و آنچه انجام مي‌دهيم ايمان داشته باشيم (6).

برخي نظريه پردازان نيز شكست را بررسي مي‌كنند و معتقدند با خودداري از قرارگرفتن در حالات

شكست، مي‌توان به موفقيت دست يافت. شكست از ديدگاه آنان ممكن است در يكي از اين سه

حالت رخ دهد: 1ـ هدف ما معين و مشخص است ولي روش غلطي براي رسيدن به آن هدف انتخاب

كرده‌ايم. 2ـ تلاش فراوان كرده و كليه امكانات را به كار مي‌گيريم اما هدف برايمان نامشخص است. 3نه هدف مشخص داريم و نه تلاش موثري صورت مي دهيم.

نظر شما درباره موفقيت چيست؟ درباره شكست چگونه مي‌انديشيد؟

اغلب ما باورهاي نادرستي درباره موفقيت داريم، باورهايي كه به جاي پيروزي، ما را به سمت

شكست سوق مي‌دهند و به دليل وجود اين باورها به جاي پيش‌روي، درجا مي‌زنيم و با بهانه‌هايي

نظير اينها، موفق نشدن خود را توجيه مي كنيم:

ـ چون افراد خانواده من موفق نيستند من هم موفق نخواهم شد.  ـ تجربه و سن لازم را ندارم .

ـ تحصيل كرده و باهوش نيستم . ـ موفقيت به شانس و خوش افبالي مربوط مي‌شود.

ـ قدرت وتوانايي رسيدن به هدف را ندارم. ـ شكست خيلي وحشتناك است.

ـ سرمايه و پشتيبان ندارم. ـ استعداد و كارايي ندارم. ـ ديگر ازمن گذشته است.

چنين باورهايي، نه تنها اسباب عدم موفقيت ما را فراهم مي‌كنند، بلكه حتي تلاش براي تغيير خود

و شرايط را نيز، بي حاصل جلوه مي‌دهند.

اينك سعي كنيد باورهاي مهم و اساسي خود را در زمينه موفقيت فهرست و ارزيابي كنيد. ببينيد

كدام‌ها سازنده وكدام‌ها مخربند؟ آيا لازم است در نظام باورهاي خود و پالايش آنها از باورهاي كاذب

و گمراه كننده تجديد نظر كنيد؟

شايد لازم باشد نقاط حساس و كليدي مقاومت در برابر موفقيت و توانگري را بشناسيم و با غلبه بر

آنها نگرش خود را اصلاح كنيم. به ياد داشته باشيم كه زندگي ما، جلوه‌گاه افكار و باورهاي ماست.

امواج فكري منفي، رويدادهاي منفي و امواج فكري مثبت، وقايع مثبت را به وجود خواهند آورد.

روش‌هاي متعارف موفقيت:

اكثر نظريه‌ها براي دستيابي به موفقيت و اجتناب از شكست روش‌هايي را توصيه مي‌كنند كه

مهم‌ترين آنها بشرح زير مي باشند. در شماره‌هاي آينده اين روش‌ها را با جزئيات بيشتر و مبسوط

ارائه خواهيم كرد:

الفـ  ـ مديريت زمان

مديريت زمان يعني صرف وقت در جهت انجام كارهايي كه ارزشمند هستند و يا ما را در جهت تحقق

اهداف‌مان ياري مي‌دهند. براي مديريت بهينه زمان و پرهيز از اتلاف وقت، مي‌بايست اولاً اهداف و

ارزش‌هاي خود را مشخص كنيم وثانياً از اهداف و ارزش‌هاي خود به طور كامل پيروي كنيم.

براي اين كار، مي‌توان بسياري از كارهاي متعارف روزانه را  به صورت عادت درآورد و به

طورخودكار انجام داد برخي از كارها را مي‌توان تجزيه كرد، به درخواست‌هاي نامقبول يا ناهماهنگ

ديگران جواب منفي داد، زماني را به برنامه‌ريزي اختصاص داد، از كمال‌گرايي اجتناب كرده و

قاطعانه به امور رسيدگي كرد.

ب ـ مشخص كردن اهداف

بدون مشخص كردن هدف، نمي‌توان به آن دست يافت. اغلب، هدف ما مبهم يا غيرواقعي است. با

گروه‌بندي و تعيين اولويت هدف‌ها، مي‌توان براحتي برنامه رسيدن به هر هدف را تنظيم كرده و

سپس عمل نمود. ميزان موفقيت در هر هدف درزمان‌هاي مشخص قابل ارزيابي است، اگر ازمسير

صحيح و برنامه تعيين شده خارج شده باشيم با ارزيابي مي‌توان مجدداً مسير صحيح را برگزيد.

ج ـ تصميم‌گيري

تنها راه تغيير زندگي، گرفتن تصميم حقيقي است. در نهايت، آنچه سرنوشت و آينده ما را مي‌سازد،

تصميم‌هاي ماست. اگر تصميم قاطع باشد، هميشه راهي به سوي موفقيت هست. در زمينه

تصميم‌گيري، در شماره‌هاي آينده مطالب ارزنده‌اي ارائه خواهد شد.

د ـ افزايش اعتماد به نفس و عزت نفس و تصحيح «خود پنداره»

اعتماد به نقس، احساسي است كه نسبت به توانايي‌هاي خويش داريم. عزت نفس نيز ارزشي

است كه بر خود مي‌نهيم. هر دو اينها تا حدود زيادي تحت تاثير خودپندارة  ما قرار دارند.

«خودپنداره» كه اغلب از آن نا آگاهيم، تحت تاثير آموزش‌هاي والدين و مربيان و انديشه‌هاي ما 

مي‌باشد.

اكثر نظريه‌هاي موفقيت بر تغيير «خود پنداره» تاكيد كرده وراه‌هاي ساده و عميقي را پيشنهاد

كرده‌اند .در شماره‌هاي آينده اين راه‌ها را مورد مطالعه قرار خواهيم داد.

ساير روش‌هاي تسهيل كننده دستيابي به كاميابي عبارتند از:

ه ـ رهايي از اضطراب و نگراني. و ـ غلبه بر استرس وافسرگي . ز ـ ترك عادات نامطلوب. ح ـ

برقراري روابط انساني مطلوب.

ظ ـ رفتار صحيح با جسم و روان (غلبه بر بي‌خوابي و تنظيم عادات خوب خوردن)

س ـ حل مشكلات و مسائل زندگي و روبه روشدن با آنها به جاي ساده انگاري يا گريز

انجام كليه روش‌هاي فوق با تفكر و استفاده از راه‌هاي متعارف حل مسئله و روان‌شناسي

موفقيت به سهولت امكان‌پذير خواهد بود. در شماره‌هاي آينده ضمن توضيح كامل، راه‌هاي عملي و

گام به گام هر روش را در اختيار خوانندگان عزيز خواهيم گذاشت اميد است با ارائه پيشنهادات و

نظرات خود، ما را در انجام بهينه اين امر ياري فرماييد.

بديهي است بچه ها با عادات مطالعه ي مورد نياز براي موفقيت در مدرسه به دنيا نمي آيند و اغلب

آنها تحصيل را بدون كسب مهارت در اين زمينه آغاز مي كنند.

در اينجا راهكارهايي براي آماده كردن كودكان قبل از مدرسه و افزايش عادت به مطالعه، ارائه مي

شود.

سريع شروع كنيد:
هر چند توصيه مي شود به كودكان قبل از آغاز مدرسه به صورت رسمي درس داده نشود، اما

والدين مي توانند الگوي خوبي براي بچه هاي شان قبل از رفتن به مدرس باشند. اين عمل ياديگري

را تقويت مي كند. پدر و مادر بايد هر روز براي بچه ها مطلبي را بخوانند؛ چرا كه مهارت خواندن

براي موفقيت در مدرسه بسيار مهم است. كتاب خواندن براي بچه ها باعث مي شود آنها كم كم به

مطالعه علاقه مند شوند. براي اين منظور والدين بايد كتاب هاي جالبي براي كودك تهيه كنند. آنها

مي توانند با خواندن كتاب، براي كودك يك الگوي خوب باشند. پدر و مادر بايد تلاش كنند تا كنجكاوي

هاي طبيعي بچه ها را درباره ي محيط پيرامون ارضا كنند و اين كار از طريق صحبت كردن، گوش

دادن به صحبت هاي شان و پاسخ به سوالات آنها امكان پذير است. همچنين والدين بايد چيزهاي

موجود و مهيج را در صورت امكان در معرض ديد آنها قرار دهند.

با بچه ها مشاركت كنيد:
پدر و مادر بايد در فرايند تحصيل كودكان از طريق انجمن اوليا و مربيان كودكان از طريق انجمن اوليا

و مربيان مشاركت كنند. اگر آنها باور داشته باشند كه تحصيل كودكان شان اهميت بسياري دارد،

كودكان نيز به اين باور مي رسند. والدين بهتر است اين موضوع را با كودكان و معلمان در ميان

بگذارند و كودكان را در اين زمينه ترغيب كنند. همچنين با بچه ها درباره ي كارهايي كه بايد در

مدرسه انجام دهند، صحبت كنند. اين كار به تقويت يادگيري آنها كمك مي كند.

زماني كه تكاليف شروع مي شود:
وقتي كه بچه ها به مرحله اي مي رسند كه امتحانات و تكاليف بخشي از برنامه ي درسي شان

محسوب مي شود، والدين براي ارتقا و تقويت عادات مطالعه ي خوب كارهاي زيادي مي توانند

انجام دهند كه بعضي از آنها به قرار زير است.

تهيه ي برنامه ي زمان بندي:
والدين بايد همراه بچه هاي شان تصميم بگيرند كه هر روز در چه زماني به انجام تكاليف بپردازند.

اگر بچه ها در سال هاي اول مدرسه هستند، تقريبا يك ساعت در روز مطالعه كافي است. به همان

اندازه كه مسئوليت ها و تكاليف زياد مي شود، زمان بيشتري مورد نياز خواهد بود. بسيار مهم

است كه بچه ها در اين تصميم گيري مشاركت داشته باشند. آنها بايد درك كنند كه مي توانند براي

برنامه ي مطالعه ي خود تصميم بگيرند. زماني كه والدين و بچه ها برنامه ي زمان بندي را تعيين

كردند، بايد حتما آن را اجرا كنند. اگر روزي تكليفي براي انجام دادن وجود نداشت، كودك مي تواند

از اين زمان براي انجام كار ديگري استفاده كند. (مثلا مطالعه ي كتاب داستان، مجله و ...). بسيار

مهم است كه بچه ها هر روز به مطالعه عادت كنند و زماني از روز را حتما به اين امر اختصاص دهند.

يك مكان خاص را براي مطالعه ي كودك در نظر بگيريد:
والدين بايد يك جاي آرام و راحت براي درس خواندن بچه ها فراهم كنند. همچنين بايد مطمئن باشند

كه لوازم مورد نياز كودك براي درس خواندن فراهم شده است (مثل مداد، دفتر، مدادتراش و ...).

گاهي اوقات اتاق خواب كودك بهترين جا براي درس خواندن نيست؛ چرا كه عوامل حواس پرتي

زيادي در آنجاست.

به سازماندهي كودك كمك كنيد:
والدين بايد تقويمي در اختيار بچه ها قرار دهند تا در آن تكاليف درسي را بنويسند و وقتي آنها را

انجام دادند، علامت بزنند. علاوه بر اين مي توانند به آنها نشان دهند كه چطور كارهاي شان را انجام

دهند، وسايل شان را مرتب و تكاليف شان را اولويت بندي كنند.

تشويق ها را درنظر داشته باشيد:
والدين بايد بچه ها را به انجام كارهاي سخت و تكميل تكاليف تشويق كنند. به ياد داشته باشيد كه

مشق و تكليف مدرسه هيچگاه براي دانش آموز لذتبخش نيست.

به كودك كمك كنيد:
پدر و مادر را بايد توانايي پاسخ به سوالات كودك را داشته باشند. آنها بايد بدون اينكه تكاليف را

براي فرزندشان انجام دهند، اطلاعاتي در اختيار او بگذارند.

مسئوليت انجام تكاليف را به بچه ها واگذار كنيد:
والدين نمي توانند بچه ها را مجبور به درس خواندن كنند. سرزنش و ترساندن نيز اثربخش نيست.

بچه ها بايد بدانند كه خود مسؤول انجام تكاليف و درس خواندشان هستند. والدين نيز بايد اين

مسئوليت را به آنها واگذار كنند و حتي اجازه دهند عواقب شكست در امتحان را متحمل شوند. در

اين شرايط نقش آنها حمايت كردن است.

اگر برنامه ي زمان بندي مناسبت نبود و كارايي نداشت، برنامه ي ديگري تدوين كنيد:

شايد زمان هاي مطالعه ي كوتاه در هر روز براي كودك شما مناسب تر از يك زمان طولاني در روز

باشد و يا بعدازظهر مطالعه كردن بهتر از بلافاصله پس از بازگشت از مدرسه باشد. به خاطر داشته

باشيد كه والدين و كودكان بايد اين برنامه را تا زماني كه كارايي دارد، اجرا كنند. بچه ها بايد بدانند

كه خودشان مسؤول يادگيري درس ها هستند و والدين مي توانند از طريق فراهم كردن شرايط

براي آنها ايفاي نقش كنند.


علل موفقیت در افراد (در این جا منظور موفقیت تحصیلی است.)

می توان در چند عامل زیر بررسی کرد:

۱.تلاش فرد برای رسیدن به خواسته اش.

۲.هوش فرد.

۳.اعتماد به نفس که این جا با نام قدرت قصد و نیت بررسی می کنیم.

مغز انسان را می توان به ۲ قسمت تقسیم کرد،یکی از آن ها که در واقع قسمت کوچکی از مغز

است را می توان به کار های ارادی نسبت داد،برای مثال انجام کارهایی مثل تکان دادن دست

یا نگاه کردن و...

قسمت دیگر  که قسمت اعظم مغز را تشکیل می دهد قسمتی است به نظر غیر ارادی.

این قسمت به نام های مختلفی در میان افراد خوانده می شود:شانس،بخت و اقبال،سرنوشت یا...

البته خیلی از مردم این ها را قبول دارند...مثلا می گویند:در این امتحان بد شانسی آوردم.یا هر چه

درس می خوانم موفق نمی شوم.

البته با پیشرفت علم روان شناسی و گسترش آن در میان مردم،این باور در میان آن ها گسترش

پیدا کرده که تلقین می تواند اثر بسیاری بر نتیجه کار آن ها داشته باشد.

بسیاری از روان شناسان

 علل موفقیت را این گونه می دانند:

تلاش+ اعتماد به نفس

شاید بعضی از شما هم اینگونه فکر کنید که فلانی ۲ ساعت درس می خواند و تمام نمراتش عالی

است ولی من که روزی ۵ ساعت درس می خوانم... حتما او بسیار با هوش است.

این گونه افراد رمز موفقیت را این گونه می پندارند:

تلاش هدفمند + هوش + اعتماد به نفس

این تفکر تا حدی درست است.من برای همین اینجا هستم! آیا دوست دارید که واقعا موفق

شوید؟حتما می گویید باید تلاش زیادی کنم...حتما می خواهد بگوید که روزی ۱۲ ساعت درس

بخوانم...بهتر است به سراغ وبلاگ دیگری بروم یا...

ولی صبر کنید! من اصلا نمی خواهم بگویم که شما خودتان را بکشید!یک راه کار جدید...

شما خیلی کم درس می خوانید و فکر می کنید که هوشتان خیلی کم است ولی نمرات عالی می

گیرید! یک راه کار جدید متفاوت از راه کار های دیگر...قدرت قصد و نیت

تا حالا فکر کردید که چه ارتباطی بین مغز شما و کارهایتان وجود دارد؟ برای مثال برای کار های

مادی،اگر شما بخواهید که یک وسیله را بر دارید،مغز شما به دستتان دستور می دهد و شما آن را

بر می دارید. ولی اشتباه بیش تر مردم در این است که فکر می کنند که فقط کار های مادی را می

توانند با استفاده از دستور دادن مغز انجام دهند.این تفکر دور از واقعیت نیست.در حقیقت این که

انسان ها بتوانند بر قسمت معنوی مغزشان تسلط پیدا کنند یک هنر است و یک صفت اکتسابی.این

که این صفت در بعضی از افراد کم و بیش وجود دارد و آن ها به اسم انسان های خوش شانس

خوانده می شوند،مربوط به محیط رشد و اجتماعی است که در آن بزرگ شده اند.

اکثر مردم فکر می کنند که خوش شانس بودن ذاتی است و هیچ کاری برای آن نمی توانند انجام

دهند ولی این درست نیست.من در واقع می خواهم به شما یاد بدهم که چگونه خوش شانس

شوید!!

نکته های زیر را در نظر داشته باشید تا مطلب آینده:

۱.نوع نگاهتان را نسبت به مسائل تغییر دهبد تا آن موضوعات مورد بررسی و ملاحظه قرار گیرند.

۲.این ذکر را همواره با خود تکرار کنید:من نعمت هستم،من وفور و فراوانی هستم.

۳.موفق بودن شما و تجربه سعادت و وفور برکت بستگی به آن دارد که چه برداشت و دید گاهی

نسبت به خودتان،گیتی و کائنات و از همه مهم تر نسبت به حوزه و قلمروی قصد و نیت که از آن

موفقیت و فراوانی پدیدار می شود،دارید.شعار و گفته کوچک من درباره تغییر نگاهتان به همه چیز

،ابزار فوق العاده قدرتمندی است که به شما اجازه پدیدار کردن قصد و منظورتان را می دهد.

۴.شیوه توجه و نگاه کردن شما به زندگی اصالتا،نمایشگر توقعات و انتظاراتتان می باشد،بر پایه این

که به شما آموخته شده باشد که لیاقت و ارزشمندی و قابلیت دستیابی به چه چیزی را دارید.

۵.این را نیز همواره با خود یاد کنید که:من احساس می کنم که موفق هستم،می خواهم که وفور

و فراوانی که این جا هست را احساس کنم،همین حالا.

موفقیت نوعی توانایی است که راه رسیدن به هدف را برای ما آسان می سازد. موفقیت یک سفر

است که در تمام ابعاد و جنبه های زندگی جریان دارد.

ما هر که هستیم و در هر کجا و با هر شرایط که زندگی می کنیم، می توانیم در رسیدن به خواسته

های ارزشمند خود موفق باشیم، ولی باید بدانیم که موفقیت رایگان به دست نمی آید، قیمت آن

بذل کوشش و جدیت دائمی از سوی ماست. برای کسب موفقیت تنها به دست آوردن اطلاعات و

دانش کفایت نمی کند، بلکه به کارگیری و تمرین مستمر آن اطلاعات است که ما را به مقصود می

رساند. دانش و اطلاعات به کار گرفته شده و تمرین شده را «مهارت» می نامند.

موفقیت در تحصیل نیازمند دو چیز است:

۱) علاقه

۲) مهارت (کاربرد ماهرانه فنون و روش ها.)

اگر کسی نسبت به تحصیل بی علاقه است، علت را بیرون از خود جست وجو نکند و برای ایجاد

علاقه به والدین هم توصیه می شود، صرفاً از ابزارهای بیرونی استفاده نکنند، چرا که تقویت انگیزه

های درونی فرد و حذف ابزارها و فشارهای بیرونی است که می تواند او را در کسب موفقیت در

تحصیل کمک کند. در این نوشته برآنیم مهارت های موفقیت در تحصیل را برای خانواده ها و تمامی

دانش آموزان به ویژه دبیرستانی ها و کنکوری ها بیان نماییم تا همه علاقه مندان به تحصیل بتوانند

با کسب موفقیت های تحصیلی و تحقق هدف های ارزشمند خود همواره احساس شادمانی و

نشاط بیشتری داشته باشند.

مهارت های موفقیت در تحصیل

آشنایی و به کارگیری مجموعه فنون و روش هایی که منجر به فهم بهتر مطالب درسی و پیشرفت

و موفقیت تحصیل می شود را مهارت های موفقیت می گوییم.

نقش والدین و مربیان در موفقیت تحصیلی

بهتر است ما به عنوان والدین یا مربیان، از کودکی به فرزندان خود یاد بدهیم که چگونه یاد بگیرند تا

ضمن پایداری مطالب آموخته شده قادر باشند تغییرات مفید و مطلوب را در خود بیش از پیش به

وجود آورند. در شیوه های جدید آموزشی گفتن، شرح دادن، رونویسی کردن، حفظ کردن و تلاش

هایی از این قبیل را نمی توان آموزش نامید، آموزش بایستی به مغز تلنگر بزند و او را به سوی

یادگیری سوق دهد و میل به یادگیری را در او تحریک کند. یادگیری بدون انگیزه و تفکر مانع کشف و

بروز استعداد و خلاقیت فرزندان می شود، اگر آموزش با تفکر و انگیزه توام باشد و یادگیرنده را

درگیر کند، منجر به یادگیری های عمیق در او می شود.

انواع مهارت های موفقیت در تحصیل

از نظر صاحبنظران و کارشناسان آموزشی مهم ترین مهارت هایی که می تواند منجر به موفقیت

تحصیلی شود به قرار زیر است:

رمز برخورداری از این مهارت ها دانستن، تمرین و به کارگیری هرچه بیشتر آن هاست، هدف گذاری،

برنامه ریزی درسی، روش صحیح مطالعه، تقویت حافظه، تمرکز و دقت، تغذیه و استراحت، امتحان،

آرامش، مدیریت زمان، کنکور.

۱) هدف

هدف موضوع یا جایگاهی است که برای رسیدن به آن فکر و تلاش می کنیم، اگر ندانیم به کجا می

رویم رسیدن به مقصد دشوار و به تعبیری ناممکن است. شاید به جرأت بتوان گفت یکی از مهم

ترین دلایلی که دانش آموزان در کنکور موفق نمی شوند، نداشتن هدف است. پاسخ بسیاری از

دانش آموزان به این سؤال «دوست داری در چه رشته دانشگاهی قبول شوی؟ این است که

فرقی نمی کند، فقط یک رشته خوب باشد! پس برای موفقیت اولین گام انتخاب هدف است.

۲) برنامه ریزی

برنامه ریزی حرکتی هوشمندانه، منطقی و مرحله بندی شده برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین

شده است. صاحبنظران علم مدیریت معتقدند اگر ۲۰ درصد از زمان خود را صرف برنامه ریزی کنیم، ۸۰

 درصد باقیمانده را با اطمینان بیشتری قدم برخواهیم داشت. مطالعه نتیجه تحقیقات بیانگر آن است

که بیشترین اطلاعات از طریق مطالعه به دست می آید، بنابراین مطالعه مهم ترین شیوه یادگیری

است که با خواندن، یادداشت برداری، مرور کردن و تمرکز همراه است. مطالعه بدون شناخت و به

کارگیری روش صحیح مطالعه ممکن است نه تنها موفقیت تحصیلی را به همراه نداشته باشد، چه

بسازمینه بی علاقگی فرد را از درس و تحصیل نیز فراهم نماید. برای کسب موفقیت تحصیلی

علاوه برداشتن علاقه به مطالعه، آشنایی با روش صحیح مطالعه نیز ضروری است. روش صحیح

مطالعه نیازمند آگاهی از تکنیک ها، شرایط موفقیت ها و عوامل محیطی است که به نسبت نوع

درس مورد مطالعه متفاوت است. به کاربردن فنون ماهرانه مطالعه ما آن را آسانتر و لذت بخش تر

می نماید و در نتیجه علاقه به مطالعه را افزایش می دهد. حافظه، مغز انسان دارای میلیاردها

سلول زنده است و در صورتی که روش صحیح استفاده از این توانایی نامحدود را بیاموزیم، از

موفقیت لذت خواهیم برد. مغز انسان از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده است. نیمکره چپ

مربوط به حفظیات فرمول و محاسبات است و نیمکره راست مربوط به تصویر، رنگ، خلاقیت و

نمایش است. بیشتر انسان ها تنها از نیمکره چپ خود استفاده می کنند. درحالی که حافظه بلند

مدت در نیمکره راست انسان قرار دارد. آشنایی با انواع حافظه، روش انتقال مطالب به حافظه بلند

مدت، روش رسم نمودارهای حافظه و رعایت فواصل زمانی مرور درسی و منحنی فراموشی به ما

کمک خواهد کرد که در مطالعه و یادگیری دروس احساس موفقیت بیشتری داشته باشیم. تغذیه و

استراحت، کسب موفقیت تحصیلی مستلزم توجه به تمامی نیازها از جمله نیاز جسمی، عاطفه،

اجتماعی و... می باشد.

آگاهی از روش های تغذیه و استراحت صحیح می تواند در موفقیت تحصیلی موثر باشد، برای مثال

این که بدانیم مصرف چه موادغذایی حافظه را تقویت می کند؟ کدام موادغذایی خستگی را کاهش

داده و بازدهی بیشتری ایجاد می کند؟

شب قبل از امتحان کنکور، صبح امتحان کنکور مصرف چه موادغذایی مناسب تر است؟ میزان و

فواصل خواب و استراحت در برنامه ریزی درسی تا چه حد است؟چگونه می توان با کنترل عوامل

محیطی و به کار بردن راهبردهای رفتاری بیشترین انرژی را در هنگام خواب دریافت کرد؟

در امتحان معمولا چیزی بالاتر از معلومات شخصی فرد را مورد آزمایش قرار می دهند. گاهی افراد

اظهار می دارند درس را خیلی خوب خوانده اند، اما از امتحان نتیجه دلخواه را کسب نکرده اند. در

امتحان فکر، آرامش، نظم، توانایی انتقال، میزان دریافت و درک مطالب فرد نیز مورد سنجش و

اندازه گیری قرار می گیرد. کسب فنون و مهارت های (قبل از امتحان- حین امتحان- بعداز امتحان)

به دانش آموز کمک می کند تا به موفقیت تحصیلی خود بیفزاید.

آرامش، هر پدیده و موقعیت جدیدی با اضطراب و نگرانی همراه است. درس پاسخ دادن، امتحان،

کسب رتبه برتر در کلاس، کنکور و... همه این ها به میزانی که در تجربه نیامده باشد اضطراب آورتر

است. از آن جایی که داشتن آرامش باعث می شود تا بتوانیم از تمامی توانایی هایمان به صورت

کامل استفاده کنیم، موفقیت در تحصیل در گرو توجه ویژه دانش آموزان به عوامل زمان است، زمان

صحیح برای برنامه ریزی مطالعه، استراحت، مرور درس ها از همه مهمتر مدیریت زمان در جلسات

آزمون. دانش آموزانی هستند که با داشتن اطلاعات علمی بسیار بالا و دلیل عدم مدیریت زمان در

جلسه آزمون فرصت نمی کنند به همه سؤالات پاسخ دهند. به خاطر داشته باشیم حتی کسب رتبه

های برتر در کنکور فقط با داشتن اطلاعات علمی میسر نیست، زیرکی و استفاده درست از وقت

نیز نکته مهمی است بایستی به آن توجه نمود.کنکور، با اذعان به این که ورود به دانشگاه به هیچ

وجه به منزله موفقیت در زندگی محسوب نمی شود، ولی از نظر مراحل تحصیلی رسیدن به قله

تحصیل در مدارس، شرکت در آزمون کنکور ورود به دانشگاه می باشد که خود نیازمند تکنیک ها و

مهارت های ویژه ای است که متاسفانه خیلی ها فقط یکی دوسال آخر دبیرستان به فکر آن می

افتند، در صورتی که اگر از قبل جزو اهداف ما قرار گرفته باشد رسیدن به آن بسیار سهل و آسان

است.

ولی باور داشته باشیم که: اگر کوهنورد بداند که می خواهد به کدام قله برسد، حتما فاتح آن

خواهد شد.

برای موفقیت در تحصیل توصیه­های مهم زیر را مورد توجه قرار داده و اجرای آن­ها را در برنامه­ی روزانه­ی خود قرار دهید.

1.به بهداشت جسم و ذهن خود توجه کنید. 2.همیشه محیط و وسایل تحصیل خود را مرتّب و منظّم

نگه دارید.

3.شاد باشید و فضایی شاد ایجاد کنید.4.در زمان­های استراحت بین مطالعه کاری انجام دهید که از

آن لذّت می­برید.

5.هرشب، برنامه­ی کارهای روز آینده را مشخص و یادداشت کنید.6.وقتی احساسات منفی دارید،

درس نخوانید و مطالعه نکنید.

7.به­گونه­ای برنامه ریزی کنید که همواره آرامش شما تضمین شود.8.با کسانی معاشرت کنید که

شما را باور دارند و تایید می­کنند.

9.روزانه فرصتی هر چند اندک برای انجام کار مورد علاقه خود در نظر بگیرید.

10.به یاد داشته باشید بدون تلاش و فداکاری، به هیچ پیشرفتی دست پیدا نخواهید کرد.

11.ارزشمند­ترین تلاش مراقبت از اندیشه­ها است.12.به خدا توکل داشته باشید و بدانید دست

توانمند او همواره حامی شما است.

13.همواره جملات تاکیدی مثبت و متناسب با اهداف خود را در دسترس داشته باشید و از هر

فرصتی برای مرور کردن آن استفاده کنید.

14.شکرگزاری روزانه را فرآموش نکنید. 28.توصیه برای موفقیت در تحصیل (بخش دوم)

15.تکنیک­های مطالعه، یادگیری، به خاطر سپاری و یادآوری را بیاموزید.

1۶. هنر استفاده از راز، تصویر سازی ذهنی، مراقبه و ضمیر ناخودآگاه را بیاموزید.

17. روزانه، یک کار نیک کوچک انجام دهید. 18. مراقبه روزانه را در برنامه­های خود قرار دهید.

19. به دنبال هدفی باشید که شما را مشتاق کرده  و به شوق آورد.

20. برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی کنید و راه رسیدن به خواسته­ی خود را مشخص نمایید.

2۱ .با استفاده از قدرت تجسم از هدف محقّق شده­ی خود یک فیلم ذهنی بسازید، خود را تصّور کنید

که به خواسته­ی خود رسیده­اید­، لذت می­برید و سپاس­گزارید. 22. چند جمله­ی تاکیدی و سپاس­

گزاری، انتخاب کنید

و هر شب قبل از خواب آن­ها را با احساس و امید در ذهن تکرار یا زمزمه کنید. سپس آن قدر فیلم

ذهنی

خواسته­ی محقّق شده­ی خود را در ذهن ببینید تا به خواب بروید.

۲۳.هنگام بیدار شدن از خواب، خداوند بزرگ را سپاس بگویید و جمله­های زیر یا مشابه­ی آن را در

ذهن خود تکرار کنید.

«خدایا، سپاس­گزارم که یک روز به خواسته­ام نزدیک­تر شده­ام»

«امروز سرشار از شادی، موفّقّیت و کامیابی است»

«من امروز پرانرژی و پرتوان هستم»

«امروز روز خوبی است»

«خدایا سپاس که هر روزِ من، بهتر از دیروز است»

24. با تمرکز، اشتیاق و امید طبق برنامه ریزی خود مطالعه کنید.

25.همواره به احساس خود توجه کنید تا مطمئن شوید اندیشه­های مثبت دارید و در مسیر دریافت

خواسته­ی خود قرار دارید.

26.جملات تاکیدی و سپاس­گزاری را با خط خوش بنویسید و در معرض دید خود قرار دهید.

27.از اوقات فراغت خود استفاده کنید و در باره­ی خواسته­ی خود اطلاعات کسب نمایید. اجازه دهید

ضمیر ناخودآگاه و کائنات باور کنند خواسته­ی شما جدّی است و شما مصمّم هستید.

۲۸.با اندیشه و احساس خوب منتظر باشید، به وظیفه­ی خود عمل کنید و اجازه دهید قانون جذب

کار خودش را انجام دهد.

 

مشخصات هنرستان هاي فني و حرفه اي دخترانه منطقه ۱۴ تهران

   

هنرستان

رشته

ادرس

تلفن

هنرستان نرگس

امور اداري ، توليد چند رسانه اي ، چهره سازي ، حسابداري مالي ، خياطي و دوخت هاي تزئيني ، مديريت و برنامه ريزي ، خانواده

خيابان پيروزي – بلوار ابوذر – بين پل سوم وچهارم – روبروي مسجد علي بن الحسين

33826040

33826050

هنرستان آسيه

كامپيوتر ، حسابداري بازرگاني ، نقشه كشي عمومي

خيابان پيروزي – چهارصد دستگاه – انتهاي خيابان فارابي

33309113

33309114

33309115

هنرستان بعثت

گرافيك ، كامپيوتر ، حسابداري بازرگاني ، نقشه كشي معماري

خيابان 17شهريور – خيابان محلاتي – خيابان تكيه اكبرآبادي جنوبي – ميدان آيت الله سعيدي – 8متري مرادي

33705334

هنرستان نور

نگارگري ، گرافيك كامپيوتر ، عكاسي ، سفالگري ، چهره سازي

خيابان پيروزي – بلوار ابوذر – بعد از پل سوم – نبش كوچه بهشت سوم

33141642

هنرستان امام صادق (ع)

نقشه كشي ساختمان ، تصويرسازي كامپيوتري ، تعميرتلفن روميزي و همراه ، توليد چند رسانه اي ، خياطي و دوخت هاي تزئيني ، خياطي لباس شب و عروس ، طراحي و نقاشي فرش

خيابان شكوفه – خيابان نورصالحي – بلوار نيكنام – خيابان نظرآهاري – خيابان حسني آرين

33303535

33316121

33310034

بهياري نيروي هوايي

اتوبان افسريه – بزرگراه هجرت – بيمارستان بعثت نهاجا

39954921

 

اصول برنامه ریزی درسی

 تعریف برنامه ریزی

« نقشه کشیدن برای دستیابی به خواسته­ها و سازمان­دهی به فعالیت­های لازم برای رسیدن به هدف­های مورد نظر»

مفهوم برنامه درسی

« برنامه درسی عبارت است از فاصله و مقدار راهی که فرد باید طی کند تا به هدف یادگیری برسد . »

فواید برنامه ریزی درسی عبارتند از :

به روشن شدن اهداف کمک می‌کند. زمانی که فرد اقدام به تهیه یک برنامه تحصیلی برای خود می‌کند توجه بیشتری به اهداف برنامه مبذول می‌دارد و این امر کمک می‌کند تا شناخت بیشتری از اهداف پیدا کند و آنها را دسته بندی می‌کند. اهداف طولانی مدت و کوتاه مدت را تشخیص دهد و هیچ یک را فدای دیگری نکند.

از اتلاف وقت جلوگیری می‌کند. مسائل تحصیلی نیز همچون سایر امور زندگی از لحاظ تنظیم وقت و زمان دارای اهمیت هستند. برنامه ریزی به فرد کمک خواهد کرد، استفاده مفیدتری از مدت زمانی اختیار بکند و از اتلاف وقت خود جلوگیری نماید. مسأله وقت در برخی موارد تحصیلی همچون بالا بودن حجم تکالیف درسی ، نزدیک شدن زمان  امتحانات و همچنین  برنامه ریزی برای کنکور اهمیت شایان توجهی دارد. از دست دادن وقت برابر خواهد بود با از دست دادن بسیاری از موفقیتها در آینده .

راه های موفقیت در برنامه ریزی :

زمان اجرای هر فعالیت را به صورت مناسب انتخاب کنید.

برخی فعالیتها نیاز به اوقات خاصی در شبانه روز دارند. یک مثال واضح از این دسته از فعالیتها این است که شما نمی‌توانید تمرین آواز یا موسیقی خود را برای ساعاتی از شب که معمولا سایر افراد در حال استراحت هستند برنامه ریزی کنید. در مورد سایر فعالیتها مسأله کلی حساستر و ظریفتر است. مثلا در مورد مطالعه ، تحقیقات نشان می‌دهد که ساعاتی از شبانه روز بهترین زمان برای مطالعه هستند، صبح ها قبل از طلوع آفتاب و شب ها قبل از خواب ، منحنی یادگیری بسیار بالاست. علاوه بر این ساعت حول و حوش 3 بعد از ظهر منحنی یادگیری در پایینترین نقطه خود قرار دارد، بنابراین زمانی مناسب برای مطالعه نیست.

بنابراین توجه به رعایت تناسب زمانی بسیار مهم است. شما نمی‌توانید کارهایی را که نیاز به تمرکز بیشتری دارند در زمان بیداری فرزندان خانواده که در حال بازی و شلوغی هستند انجام دهید، یا زمان استراحت خود را در زمان کار و فعالیت دیگران قرار دهید.

ازوقت درست استفاده کنید : ما معمولا اوقاتی را داریم که ذره ذره هدر می‌روند، بدون آنکه متوجه شویم آنها را شناسایی کنید، علت آنرا بدانید و به رفع آنها اقدام کنید، این وقتها صرف استراحت شما نشده‌اند. چرا که استراحت یک زمان ویژه را در برنامه ریزی زمانی شما دارد. اتلاف وقت معمولا بخاطر تأخیر ، کندی عمل ، بی حوصلگی و فراهم نبودن شرایط انجام فعالیت و صحبت های غیرضروری و ... بوجود می‌آیند.

برنامه خود را براحتی تغییر ندهید.

خیلی طبیعی است که گاه مسائلی پیش می‌آید که غیر منتظره هستند و اغلب برنامه ما را بهم می‌ریزند. در اینگونه مواقع کاملا هوشیار باشید؟ آیا شما می‌توانید جلوی این عامل مزاحم و مختل کننده برنامه خود را بگیرید؟ آیا ارزش آن بیش از سایر فعالیتهای شماست؟ آیا شما مجبور به قول فعالیت ناخوانده هستید؟ در صورتی که اجباری در کار نباشد و یا ارزش فعالیت جدید چندان زیاد نباشد مقاومت کنید، اگر نیاز به تغییر برنامه ریزی بود در این صورت می‌توانید یک برنامه جبرانی برای خود ردیف کنید و در اولین فرصت مشکل را جبران کنید. مثلا می‌توانید در برنامه‌های روزهای بعد کمی از اوقات تفریح خود را حذف کنید و صرف فعالیتی کنید که مجبور شدید آن را انجام ندهید .  

مدل چارترز

«چارترز» با استفاده و سازماندهی نظریات «هربرت اسپنسر»، «فرانکلین بابیت» و «جان دیویی» در سال 1924 کتاب «بازسازی برنامه درسی» را نوشت. او در این کتاب «نظریه کارکردی» را برای طراحی سیستماتیک برنامه درسی مطرح ساخت و برای موضوعات آموزشی و حرفه‌ای ریز مواد تفضیلی ارایه نمود. چارترز با تأثیرگرفتن از روش­های تحلیلی اسپنسر و تیلور خاطر نشان ساخت که اولین قدم در تهیه برنامه درسی تعریف هدف­های اصلی است. او معتقد است برای تعریف هدف­های برنامه درسی باید آنها به «ایده‌آل­ها» و «فعالیت­ها» تحلیل شوند. با استفاده از روش­های تحلیل شغل (درون نگری، مصاحبه، پرسشنامه و تحلیل واقعی آن چه که روی کار انجام می‌گرفت) که در ارتش جنگ جهانی اول شهرت یافت. چارترز اظهار کرد که فعالیت باید تا نقطه‌ای که دانش‌آموز بتواند بدون کمک دیگران یاد بگیرد تجزیه شود.

مراحل تهیه برنامه درسی از دیدگاه چارترز

  مرحلة اول : با مطالعه زندگی اجتماعی انسان ، هدف­های اصلی تعلیم و تربیت را تعیین کنید .

مرحلة دوم : هدف­ها را به دو بخش «آرمان­ها»  و «فعالیت­ها» تحلیل کنید و تحلیل را تا سطح واحدهای کار ادامه دهید.

  مرحلة سوم : این اجزا را به ترتیب اهمیت مرتب کنید.

مرحلة چهارم :  با توجه به فعالیت­هایی که برای بچه‌ها ارزش بالاتر و برای بزرگسالان ارزش کمتری دارند، اجزای مرتب شده را با دقت بیشتری تنظیم کنید.

  مرحلة پنجم : با استفاده از فهرست ُ موضوعاتی که در زمان آموزشی اختصاص یافته در مدرسه ، قابل ارایه هستند تعیین کنید.

 مرحلة ششم :  تمرین­های مناسبی را که در انجام این فعالیتها و آرمانها انجام پذیر است مشخص سازید.

 مرحلة هفتم :  بر اساس ماهیت روانشناختی بچه‌ها، مواد آموزشی را با نظم آموزشی مرتب کنید.

2ـ طراحی برنامه درسی

پس از مرحله اول برنامه‌ریزان درسی در خصوص محتوا، سازماندهی آن و فرصت­های یادگیری مناسب تصمیم‌گیری می‌کنند. در این تصمیم‌گیری‌ها دیدگاه­های فلسفی تأثیر دارند. آیا برنامه درسی به رشته‌های علمی تأکید می‌کند؟ یا یادگیرنده و یا نیازهای جامعه؟

3ـ اجرای برنامه درسی

 پس از تصمیم‌گیری در طراحی برنامه درسی، معلمان طرح­های آموزشی را تهیه می‌کنند. به این معنا که آنان برنامه را به اجرا درمی‌آورند. معلمان روش­ها و مواردی را که برای کمک به یادگیری دانش‌آموزان مورد استفاده قرار می‌دهند انتخاب می‌کنند.

4ـ ارزشیابی برنامه درسی

آخرین مرحله مدل ارزشیابی است. در این مرحله برنامه‌ریزان و معلمان از فنون ارزشیابی که بتواند تصویر درستی از ارزش و موفقیت برنامه درسی ارایه دهد استفاده می‌کنند.

ارزشیابی باید روی طرح برنامه درسی، کیفیت آموزش و رفتارهای یادگیرنده تمرکز یابد. از طریق چنین ارزشیابی جامع ب، رنامه‌ریزان درسی تصمیم‌گیری می‌کنند که آیا برنامه را نگه دارند، اصلاح کنند یا انتخاب نمایند.

تعیین هدف­های کلی و جزیی

انتخاب و طرح برنامه درسی

تهیه طرح­های اجرای برنامه درسی

انتخا ب روش­های ارزشیابی

 

نكات كليدي براي برنامه ريزي كوتاه مدت

* سعي كنيد برنامه ريزي متنوع باشد زيرا مطالعه پشت سرهم دروسي مانند رياضي ، فيزيك و يا زبان عربي به علت مشابه بودن موجب تداخل اطلاعات مي شود .

* حداكثر ۲ ساعت را به يك درس اختصاص دهيد .

* بين دو درس ۱۵ تا ۳۰ دقيقه استراحت كنيد .

* در تنظيم برنامه ، شرايط خود را در نظر بگيريد و واقع گرا باشيد .

* در پايان دوهفته از اجراي برنامه ، به ارزيابي عملكرد خود بپردازيد .

* برنامه را در محل مناسبي نصب كنيد .

* قبل از خواندن هر فصل و يا هر بخش دقيقا مشخص كنيد كه مي خواهيد چه مدت و چند صفحه بخوانيد

 

جدول پیشنهادی میزان ساعت مطالعه هفتگی دروس سال اول متوسطه

میزان ساعت حل تمرین های اضافه یا مجموعه سؤالات تشریحی

میزان ساعت مطالعه کتاب و جزوه دبیر

عنوان درس

نیم ساعت

یک ساعت

ادبیات فارسی

نیم ساعت

یک ساعت

زبان فارسی

یک ساعت

یک و نیم ساعت

عربی

نیم ساعت

یک ساعت

دین و زندگی

یک ساعت

یک ساعت

زبان انگلیسی

یک ساعت

یک ساعت

مطالعات اجتماعی

دو ساعت

چهارساعت

ریاضی

نیم ساعت

یک ساعت

علوم زیستی و بهداشت

دو ساعت

سه ساعت

فیزیک

یک ساعت

یک ساعت

شیمی

ده ساعت

پانزده و نیم

جمع

 

آسیب شناسی اوقات فراغت دانش آموزان

                                  


 به این سوال پاسخ دهیم که برای تامین اوقات فراغت دانش اموزان به گونه ای که از آسیب های احتمالی جلوگیری نموده بدور از قالب های از پیش تعیین شده آنها بتوانند در فرصت آزاد و خود انگیخته به فعالیتهایی مشغول گردند که بازده آن اتصال به معنویت وایمان وخودشناسی و خودیابی و خلاقیت و کمال جویی باشد چه باید کرد؟برای پاسخ به این سوال ضمن هوشیاری نسبت به انچه گفته شد رعایت نکاتی که می آید می تواند موثر واقع گردد:

1- وجودتعدد و تنوع فعالیتها و برنامه هایی که در خلال آن دانش آموزان بتوانند به صورت انتخابی وآزاد و به میل خود به آن مشغول گردند

 2- پرهیز از تبدیل اوقات فراغت به اوقات سرگرمی وگذران وقت و انرژی بیهوده و اشتغالات بدون هدف

3- دانش آموزان دراوقات فراغت باید محصول کارایی و خلاقیت اثر گذاری خود را احساس کنند.

4- در اوقات فراغت باید زمینه ای فراهم شود که دانش آموز فرصت کاوش و تفکرو تامل در باره ی خود و طبیعت و خدای خویش را داشته باشد

5- از آنجا که انسان ضمن اینکه {ثبات و یکنواختی}را در جای خود مطلوب می داند تغییر را در {فطرت}خود دارد و به تناسب این ثبات خواهی و تغییر پذیری باید زمینه ها و شرایط متفاوتی فراهم نمود

6- حرمت نفس و شکوفایی ودوستی از جمله عناصر سازنده یک برنامه اوقات فراغت می باشد.این مفاهیم باید در خلال فعالیت ها به صورت غیر مستقیم و غیر کلامی وعملی نمایان گردد

7- بگذارید دانش آموزان آنچه را که شما خواهان آن هستیدخودشان به خواست خودشان انتخاب کنند- دست یابی به چنین موقعیتی ظرافت تربیتی و هنر برنامه ریزی ویژه ای را طلب می کند.

 8-بر اساس حدیث نبوی ان الله یبغض شاب الافارغ:یعنی خدا دوست ندارد که جوان فارغ"بیکار"باشد. به محض فراغت بی حاصل شرایطی فراهم کنید تا به حسب نیاز و علاقه ی دانش آموز - اشتغال مفیدی صورت گیرد .این مفید بودن را خود دانش آموز احساس کند نه اطرافیان

9- براساس فرازی از دعای امام سجاد "ع" که می فرماید: اللهم صفی الایام خلقتی له . سعی کنید سمت و سوی اوقات فراغت در جهتی قرار گیرد که سرمایه های فطری و الهی نهفته در وجود او شکوفا شود

10- در برنامه های اوقات فراغت حس کنجکاوی -حیرت-شکوه و پرسشگری دانش آموزان را تحریک کنید بدون اینکه پاسخ مستقیم و آماده ای در اختیار آنان قرار دهید

11-روابط صمیمی و ساده اما جدی در تعامل بین دانش آموزان با مربیان می تواند در تبعیت جوئی و اطاعت پذیری از مقررات و ارزشهای مورد نظر موثر واقع شود

12-هرنمودی از نمودهای هستی - به ظاهر ساده و بی ارزش را برای او با دید تازه - نو و شگفت انگیز بنمایانید

13-دانش آموز باید بین لذت و شادی و نشاط تفاوت قائل شود. لذت چیزی است که طبیعت برای ما بوجود آورده است تا ادامه ی حیات دهیم و لی بعنوان هدف زندگی محسوب نمی شود اما فرح و انبساط و شادمانی همواره ندا می دهد که زندگی موفقیت آمیز است این احساس بطور طبیعی و درونی در دانش آموزان زنده شود

14-در آموزش مهارتهای مورد نظر در اوقات فراغت باید به این نکته توجه کرد که :آموزش باید آزاد باشدو آموزش آزاد آن است که اول دوست داشته باشد و سپس آموخته شود و پس از آن مورداستفاده قرار گیرد.

15-فعالیتها و برنامه های اوقات فراغت باید ازجنبه های مختلف متفاوت باشد .سودمندانه-ذوقی-شغلی-ابتکاری-مهارتی-تفریحی و ...

16-اهتمام و توجه به تفریحات بدنی از طریق افزایش انواع بازیها جهت آزادسازی انرژی های سرکوب شده فشارها و تنش ها.   

مشاوره آسیب شناسی اجتماعی در مدارس

( مشاورين نودشه)

  شناسایی برخی آسیب های اجتماعی دانش آموزان و آموزشگاه و عوامل کیفیت آموزشی آموزشگاه

عوامل موثر در سطح کیفیت آموزش

آسیب های اجتماعی دانش آموزان شامل :  1- افت تحصيلی 2- اضطراب ـ ترس 3)  فرار از خانه و مدرسه  4) كم رويی  5) كم توجهی به درس ( بی علاقه گی به انجام تكاليف درسی )  6) دروغ گويی  7) خشم و پرخاشگری  8) افسردگی  9) عدم اعتماد به نفس  10) گرايش به همجنس خواهی ( ارتباط جسمی با همجنس )

  1- افت تحصيلی :

علل افت تحصيلی :

الف ) علل آموزشی          ب) علل فردی

ج) مشكلات خانوادگی         د) مشكلات محيطی و اجتماعی

الف : علل آموزشی افت تحصیلی:

1)      تراكم برنامه های درسی  .

2)      عدم برنامه ريزی تحصيلی مناسب .

3)      عدم وجود معلمان كافی و شايسته .

4)      عدم انطباق هدف و محتوای آموزش با علايق دانش آموزان .

ب : علل فردی افت تحصیلی:

1) هوش                 2) رابطه معلم و دانش آموز           3) ميل و انگيزه                               4) آشفتگيهای عاطفی و هيجانی          5) بلوغ              6) نارساييهای جسمی                     7) فراموشی

ج: مشكلات خانوادگی و افت تحصیلی :

1)      روابط و نظام آموزشی خانواده                   2) اشتغال كودكان

3) فقدان والد ( يا والدين )                          4) بيسوادی والدين

5) غفلت والدین نسبت به نیازهای دانش آموزان

د: مشكلات محيطی و اجتماعی در افت تحصیلی :

1)      عدم وجود فضای آموزشی مناسب

2)      فقر و محروميت اقتصادی

3)      كمبود وسايل كمك آموزشی و رسانه های گروهی

4)      مهاجرت و انتقال

5)      عوامل منطقه ای ومحلی

شيوه های مقابله با افت تحصيلی :

الف ) برنامه های دراز مدت

ب) برنامه های كوتاه مدت 

الف : برنامه های دراز مدت برای رفع افت تحصیلی:

1)      تجديد نظر در نظام ارزشيابی

2)      تجديد نظر در محتوای برنامه های درسی و آموزشی

3)      تربيت معلمان و آموزش ضمن خدمت آنان

4)      كاهش تعداد دانش آموزان هر كلاس

5)      فراهم كردن امكانات آموزش و پرورش قبل از دبستان

6)      ارزيابی هوش دانش آموزان

۱)تهيه كتاب های درسی و كمك آموزشی

2) همكاری نزديك اوليای مدرسه و والدين

3) ارزيابی عملكرد معلمان و تشويق معلمان

4) تقويت انگيزه های درونی دانش آموزان

 

 *************

 

2- اضطراب ـ ترس

علل اضطراب وترس :

1-      زندگی ماشينی ، كم رنگ شدن مناسبات و ارتباطات عاطفی

2-      كم توجهی به مسائل معنوی

3-      نگرانی از آينده تحصيلی و شغلی ، فقدان اعضای خانواده

4-      نگرانی مفرط از كسيختگی خانواده

5-      احساس ترس از قرار گرفتن در برابر يك شر و خطر احتمالی مثل فوت / يا بيماری نزديكان

پيشگيری و درمان :

1)از آنجا كه يكی از عوامل ايجاد كننده اضطراب ، ياد گيری از مـحـيـط و اطرافيان است ( رفتار اكتسابی ) بايد در جلسات يا كلاس های آموزشی ، والدين و خانواده را مطلع كرد و در صورت ابتلای هر كدام از افراد خانواده ، او را مورد درمان قرار داد .

2) روان درمانی و دارو درمانی ( توسط متخصصين )

نحوه برخورد با مشكل ( راه كار مداخله ی مناسب در مدرسه )

1)      پيشگيری  از اقدامات اضطراب زا در كلاس

2)      استفاده از تصوير سازی ذهنی و كوچك كردن موقعيت / اضطراب زا

3)      آموزش تنفس عميق

4)      ترغيب به ورزش

5)      مثبت اندیشی

 

 

 

3)  فرار از خانه و مدرسه :

علل :

1)                 فضای روانی و عاطفی خانوداه

2)                 الگوی ناسالم همسالان

3)         عدم ثبات قوانين و معيارهای اخلاقی در محيط خانه ، مدرسه و عدم حمايت های عاطفی خصوصاً از سوی اعضای خانواده ، همچنين نبود فرد يا افرادی كه سرپرستی و نظارت مدبرانه روی نوجوان داشته باشند.

4)                 مشكلات تحصيلی ، جاذبه های شهری ، فقر مالی ، اعتياد والدين ، اختلاف با نامادی و ناپدری

5)                 شكاف بين نسل ها ، تعارض و برخورد های ميان والدين و نوجوان

نحوه ی برخورد با مشكل :

1)                 توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

2)                 توجه به مشكلات دوره ی بلوغ و نيازهای دانش آموزان

3)                 بررسی دلائل غيبت

4)                 تعيين حدود آزادی نوجوان و ميزان كنترل متعادل آنها در معاشرت با دوستان و  اوقات فراغت و تفريحات سازنده

5)                 از بين بردن فاصله های عاطفی بـيـن والـديـن و مربیان ، با نوجوان و ايجاد زمينه ای برای گفتگو و طرح مشكلات آنها

6)         تغيير تصوير ذهنی نوجوان از خودش با تغيير نگرش اعضای خانواده و اوليای مدرسه ، تا او بتواند تصويری معقول از خود و شخصيت خود داشته باشد .

 

 

4) كم رويی :

علل :

1)                 محروميت از محبت خانوده

2)                 نقص عضو يا بيماری های جسمی

3)                 اختلال در گويش و تكلم

4)                 شكست های متعدد و تحقير شدن نوجوان در حضور جمع

5)                 عدم امنيت روانی در محيط خانه و مدرسه

6)                 تنبيه ، توبیخ و  سرزنش دانش آموزان

7)                 كنترل شديد تربيتی

نحوه برخورد با مشكل :

1)                 شركت دادن دانش آموزان در كارهای گروهی و فوق برنامه های مدرسه

2)                 دادن مسئوليت به وی

3)                 تشويق كلامی و غير كلامی به موقع

4)                  شناسايی توانمندی ها و نكات مثبت فرد و تقويت آنها

5)                 عدم سرزنش در جمع خانواده و مدرسه

6)                 ايجاد آمادگی لازم جهت جرأت ورزی در ابراز و بيان عقايد خود ، همچنين پذيرش نظرات مخالف از طرف ديگران

7)                 حمايت های عاطفی در جهت تقويت اعتماد به نفس در نوجوان

 

 

 

5) كم توجهی به درس ( بی علاقه گی به انجام تكاليف درسی )

  يكی از دلائل بی توجهی به درس ، احساس بی تفاوتی و عدم حضور روانی در كلاس درس است . بديهی است كه دانش آموزانی كه در فرايند تدريس احساس بودن نكنند به طور ناخود آگاه نسبت به فعاليت های كلاس بی دقت می شوند . پس اگر معلم بخواهد توجه دانش آموزان را در كلاس جلب نماید بايستی احساس حضور دانش آموزان را افزايش دهد .

چگونه می توان اين حس را در دانش آموزان ايجاد و تقويت كرد ؟

روش های پيشنهادی :

1) استفاده از روش های مشاركتی و فعال در دانش آموزان :

اين روش ها به طور حتم دانش آموزان را تحريك می كند و بدون وجود آنها فرآيند تدريس استمرار نخواهد داشت . در اين روش دانش آموزان احساس مسئوليت كرده و در مناسبت های گروهی شركت می نمايند . لذا حضور فعال آنان موجب افزايش دقت و توجه به مفهوم درس می شود .

2)استفاده از شيوه های ارزشيابی مستمر :

يكی ديگر از عوامل مهم كاهش توجه ، عدم انعكاس عملكرد دانش آموزان است . اگر در فرآيند تدريس به طور مستمر فعاليت های دانش آموزان را ارزشيابی كنند و به صورت کوییز همواره كيفيت ياد گيری آنان را كنترل نمايند . مشكل عدم توجه به درس كاهش پيدا می كند

3) استفاده از روش های اكتشافی در فرآيند تدريس

ويژگی مهم روش های اكتشافی ، ايجاد جـذابـيـت در دانش آموزان است . زيرا آنان روحيه ی جستجو گری داشته و دوست دارند بر اثر تجربه و فعاليت ، به مفاهيم جديد پی ببرند ، اين روحيه در تدريس اكتشافاتی تقويت می شود .

6) دروغ گويی

علل دروغ گويی :

1)         شايع ترين علت دروغ گويی آن است كه دانش آموز برای فرار از تنبيه و مجازات كار اشتباهی كه انجام داده است دروغ می گويد ، اغلب دانش آموزانی كه والدين سخت گير دارند از ترس مجازات به اين ترفند توسل می شوند .

2)                 ممكن است دانش آموز به دليل تنفر يا حسادت نسبت به همكلاسی خود دروغ بگويد .

3)                 بعضی دانش آموزان به دليل خود كم بينی و بزرگ جلوه دادن خود به دروغ گويی متوسل می شوند .

4)                 گاهی دروغ به صورت يك عادت در نوجوان ديده ميشود ، يعنی خود به دروغ گفتن عادت پيدا می كند .

نحوه برخورد با مشكل :

1)                 از سخت گيرهای بی جا و بی مورد در مدرسه و خانه پرهيز كنيم تا دانش آموز هميشه واقعيت را بپذيرد و همان را تحويل ما دهد .

2)                 ايجاد محيطی امن و آرام و بدون تنبيه جهت بيان واقعيت توسط دانش آموز

3)                 ياد آوری نقاط ضعف دانش آموز به او بدون آنكه باعث ايجاد حس حقارت در او شويم

4)                 تقويت نقاط قوت در دانش آموز يعنی به او اعتماد به نفس دهيم تا بتوانيم توانايی های خود را افزايش دهد .

5)                 بحث گروهی با دانش آموزان درباره ی علل دروغ گويی و بررسی نتايج آن و استفاده از نظرات دانش آموزان در تغيير رفتار

6)                 توصيه های تربيتی برای خانواده

7) خشم و پرخاشگری :

علائم و نشانه ها :

1)                 پرخاشگری فيزيكی

2)                 صدمه رساندن به خود و ديگران

3)                 صدمه رساندن به اموال ديگران با هدف آزاد رساندن

4)                 فحش و ناسزا گفتن به ديگران

5)                 مسخره كردن با هدف آزار رساندن

6)                 نياز به جلب توجه و پذيرش

نحوه برخورد با مشكل :

1)                 معلمين هيجانات و خشم خود را كنترل نمايند .

2)                 توجه كافی به تفاوت های فردی دانش آموزان با مطالعه ی دقيق سوابق دانش آموز

3)                 پرهیز از تنبيه دانش آموز ، پرهيز از پيش داوری و قضاوت بی مورد

4)                 شناخت كافی نسبت به ويژگی های دوران نوجوانی و بلوغ

5)                 پذيرش بدون قيد و شرط و توجه كافی از ناحيه معلم

6)                 همدردی ، مهر محبت ، تلقين و تذكر مثبت ، بيان گفتاری نرم ، ابراز عاطفه ، سكوت از طرف معلمين و اولياء دانش آموزان

8) افسردگی :

علل افسردگی :

1)                 محيط : محيط شامل عوامل هيجانی و عوامل فيزيكی است مانند جدايی ، مرگ والدين ، تغيير محل سكونت ، فقر و......

2)                 بيماری جسمانی : ممكن است موجب بروز مشكلات عملی و عاطفی شوند

3)                 معلوليت جسمی : در برخی از افراد معلوليت های جسمی می تواند موجب اختلال هيجانی شود .

4)                 محروميت وكمبود ها : شامل محروميت های اجتماعی و اقتصادی و عاطفی

علائم و نشانه ها :

1)                 گوشه گيری و كناره گيری از جمع

2)                 عدم مشاركت فعال در گروه های دانش آموزی

3)                 فقدان انگيزه برای فعاليت

4)                 رفتارهای بی ثبات

5)                 كاهش اعتماد به نفس

6)                 افكار خود كشی گرايانه

7)                 بدبينی

8)                 عدم تحمل ديگران

9)                 افت تحصيلی

 

نحوه برخورد با مشكل :

1)                 نشاط و شادابی در وجود خود معلم

2)                 ايجاد زمينه ی مشاركت دانش آموز متناسب با توانمندی و علايق اش

3)                 ايجاد شرايطی كه دانش آموز موفقيت را تجربه كند

4)                 پرهيز از تحقير دانش آموز

5)                 نقش حمايتی معلم برای دانش آموز افسرده

6)                 ايجاد زمينه های شادی و نشاط در كلاس درس

 

9) عدم اعتماد به نفس

علل اعتماد به نفس :

1)         وقتی به نوجوان توجه كافی نداشته باشيم آنها را جدی نگيريم و همچنين مراقبت های عاطفی لازم رانسبت به آنها مبذول نكنيم . زمينه های عدم اعتماد به نفس را در آنها ايجاد خواهيم كرد

2)                 عدم احساس ارزشمند بودن ، اعتماد به نفس نوجوان را كاهش داده و به تدريج در مورد توانايی های خود دچار ترديد می شود .

3)         تصوير ذهنی مبهمی كه گاه والدين و اوليای مدرسه پيش چشم نوجوان به نمايش می گذارند . اين باور را در او به وجود می آورد كه در آينده فرد موفقی نخواهد شد .

نحوه برخورد با مشكل :

1)         همدلی ، محبت ، درك صحيح از دوران بلوغ ، حمايت و پشتيبانی های درست و منطقی در بعد مادی ، معنوی و ايجاد حس موفقيت در نوجوان در دوران بلوغ برای پيشگيری از عدم اعتماد به نفس مهم و اساسی می باشد .

2)         نوجوان را تشويق كنیم كه احساسات مثبت و منفی خود را بروز دهد تا ما بتوانيم با همراهی و كمك خود او واكنش های سازگارانه ای را نسبت به رفع اثرات نا كامی در او به وجود بياوريم .

3)         تنبيه ، توبيخ ، سرزنش های مستمر ، انتقاد و خرده گيری های بی مورد سبب كاهش اعتماد به نفس شده و بر عكس توجه به نقاط مثبت شخصيت او باعث تقويت عزت نفس نوجوان خواهد شد .

4)         جلب توجه او به تفاوت های فردی و اينكه قادر است توانمندیهای مختلفی را بر اساس ويژگی های فردی خود كشف كرده و آنها را به كار گيرد .

10) گرايش به همجنس خواهی ( ارتباط جسمی با هم جنس )

علل گرايش :

1)         نوجوانی كه از وجود خانواده ی خود احساس حقارت می كند ، دنبال فردی می گرد تا به عنوان پشتيبان او را پناه دهد و جوابگوی عواطف و احساساتش باشد .

2)         خانواده های بسيار متعصب به جای راهنمايی و جهت دادن مثبت گرايش نوجوان به جنس مخالف ، باعث می شوند تا اين حس طبيعی به سمت جنس موافق سوق پيدا كند و سبب بروز نابهنجاری های اجتماعی شود .

نحوه برخورد با مشكل گرایش به همجنس خواهی :

1)                 از بين بردن احساس تنهايی ، انزوا ، و افسردگی در نوجوان به منظور پيشگيری از گرايش عاطفی و جنسی به طرف جنس موافق

2)                 سفارش به خانواده و اوليای مدرسه برای نظارت های اخلاقی در معاشرت فرزندان ونظارت  برعدم روابط جنسی نامشروع

3)         توضيح وتشريح حد ومرز روابط با همسالان ، اطرافيان و معلمين ، قبل از آنكه رابطه به سو ء استفاده ی رفتاری يا عاطفی منجر شود .

كاهش و تقليل گرايش به هم جنس خواهی در دوره ی درمان ، به ويژه برای دختران نيازمند صرف زمان لازم می باشد و اين كار با صبوری و مدارا نتيجه ی بهتری خواهد داد

***************************

نقش معلمين در كاهش اضطراب دانش آموزان در امتحان و پرسش

  تعداد زیادی از معلمین به جلسه پرسش کلاسی و امتحان به عنوان وسیله انتقام از دانش آموز نگاه می کنند که در نهایت منجر به کسب نمره های بد دانش آموز و تنبیه و معرفی به دفتر و والدین می شود و از همه مهمتر مدرسه را به عنوان محیطی پر اضطراب و استرس به دانش آموز معرفی می کند ...

1 – جلسة امتحان دادگاه حسابرسي نيست و امتحان انتقام نيست.

2 – قبل از اتمام كلاسها و شروع امتحانات به دانش اموزان اطمينان بدهيد و انها را از امتحان نترسانيد .

3- به دانش اموزان بگوييد كه به سوالات پاسخ دهند .

4- قبل از امتحانات اصلي از امتحانات مستمّر و خود آزمايي به منظور آشنا كردن دانش اموزان با سؤالات و نحوه امتحان استفاده گردد.

5- از ايجاد رقابت ناسالم در ميان دانش آموزان اجتناب شود.

6- هدف امتحان بايد ارزيابي دانسته هاي دانش آموزان باشد ، نه ندانسته هاي آنان.

7- از انتظار وتوقّع بيش از حدّ در طرح سؤالات امتحان اجتناب نماييد.

8-در طرح سوال ،اصول سنجش و اندازه گيري خصوصاً سطح دشواري سوالات را رعايت نماييد .

9- در ارزشيابي ميزان ياد گيري دانش آموزان نبايد فقط نمره امتحان را ملاك و معيار قرار داد و از ديگر شيوه هاي ارزشيابي نيز استفاده كنيد وسعي نمايند . سٌوالات دشوار را در شماره هاي آخر قرار دهيد .

_تغییر در شیوه معلمان با استفاده از تکنولوژی آموزشی و کم رنگ شدن استفاده از وسایل کمک آموزشی

_ویژگیهای آموزش و پرورش کارا و اثر بخش و تجارب کشور ژاپن درزمینه سرمایه گذاری در آموزش و پرور

مقاله اینترنتی

آسيب شناسي مطالعه در دانش آموزان (حتماً بخوانید)

مطالعه امري بسيار مهم است و يكي از عواملي كه باعث مي شود دانش آموزان دچار افت تحصيلي شوند، مشكلاتي است كه در مطالعه دارند. بارها والدين، مربيان و خود دانش آموزان مي پرسند چگونه بايد مطالعه كرد؟ گاهي نيز روش هاي مطالعه خود را مورد بررسي و ارزيابي قرار مي دهند و درصدد بهبود شيوه هاي مطالعه خود بر مي آيند، اما اين امر زماني تحقق پيدا مي كند كه آنان بر صحت روش هاي مطالعه خود آگاهي كامل داشته باشند. از سوي ديگر يكي از اموري كه بايد به نحو جدي به آن پرداخت و متأسفانه كمتر مورد توجه قرار مي گيرد، آشنا كردن شاگردان با شيوه هاي مطالعه و نحوه يادگرفتن مطالب است.

     شايد اغراق آميز نباشد اگر بگويم كه معلمان و دبيران بارها تاكيد كرده و مي كنند كه بايد مطالعه كنيد، اما به ما كمتر شيوه مطالعه كردن را آموخته اند. به هر حال هر يك از دانش آموزان به گونه اي متفاوت مطالعه مي كنند. يكي راه مي رود و مطالعه مي كند، ديگري بلندبلند مي خواند، دانش آموز ديگر مطالعه خود را از كتاب هاي آسان شروع مي كند و چون به كتاب هاي دشوار مي رسد ديگر توان خواندن ندارد و يكي به طور مداوم مي خواند و حسابي خسته مي شود. خلاصه هركس با شيوه اي خو گرفته است كه قطعا نياز به اصلاح و بازنگري دارد، ولي غالبا اين بازنگري ها صورت نمي گيرد و رفتارهاي غلط شاگردان در امر مطالعه سال ها دوام مي يابند و به عنوان عاملي در جهت افت تحصيلي شاگردان مؤثرند.

    آسيب پذيري هاي عمده در مطالعه
    
بارها از والدين دانش آموزان شنيده ام كه فرزندان ما مطالعه مي كنند و وقت زيادي هم صرف آن مي كنند، اما بازده كار آنان متناسب با زمان مطالعه آنها نيست. به راستي چه معمايي در كار است كه حاصل زحمات طاقت فرساي دانش آموزان را بر باد مي دهد؟

بلندخواني
    
يكي از عوامل آسيب زا در مطالعه كه از عمر مطالعه مي كاهد، بلندخواندن مطالب كتاب و محتواي دروس است. حال سؤال اين است كه چرا بلندخواندن به مطالعه مطلوب آسيب مي رساند؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه اگر چه بلند خواندن در سال اول ابتدايي امري ضروري است، زيرا مي خواهيم از صحت مطالبي كه دانش آموز مي خواند مطلع شويم و اگر كودكي دچار اختلال در خواندن باشد، مي توان براي اطلاع يافتن از نحوه خواندن او تا مدتي كه اختلال وي كاهش جدي نشان دهد، به اين روش ادامه داد، اما در مورد ساير دانش آموزان مي توانيم صامت خواني را از كلاس دوم دبستان به آنها بياموزيم و رفته رفته آنان را به صامت خواني تشويق كنيم، چرا كه وقتي كودكي بلند بلند مي خواند ماهيچه هاي زبان و فك او مدام حركت مي كند، تارهاي صوتي او پيوسته منقبض و منبسط مي شود و اين همه فعاليت او را خسته مي كند و از زمان مطالعه وي مي كاهد، به علاوه او پس از يك ساعت بلندخواني، حسابي خسته مي شود و اين خستگي هاي مكرر در او زدگي نسبت به مطالعه را ايجاد مي كند. در ضمن پس از ساعتي بلندخواندن، دانش آموز سخت برانگيخته و عصبي مي شود و به محض بروز مشكل و بهانه اي قشقرق به راه مي اندازد، اما صامت خواني به دانش آموز و والدينش آرامش رواني مي دهد. در خانه هاي كوچك سروصداي ناشي از بلندخواندن علاوه بر آزاري كه براي خود فرد ايجاد مي كند ديگران را نيز دچار عصبانيت و پرخاشگري مي كند، زيرا يكي از علت هاي بروز پرخاشگري، سروصداست حال آن كه صامت خواني كمتر ايجاد مزاحمت مي كند و ديگران را كمتر آزار مي دهد. از سوي ديگر بلندخواندن موجب كاهش سرعت فرد در مطالعه مي شود، در صورتي كه صامت خواني سرعت فردرا در مطالعه افزايش مي دهد. به تعبير ديگر اگر زبان و دهان به دنبال كلمات مي دود چشم از روي آنها پرواز مي كند، از طرف ديگر صامت خواني در فضاهاي مختلف ميسر است مثلاً در مترو و در كنار ديگران مي توان مطالعه كرد، اما فردي كه به بلندخواني عادت دارد، نمي تواند در بسياري از فضاها مطالعه كند، زيرا حضور ديگران و آزرده شدن آنها مانع بلندخواني است. بلندخواني به تارهاي صوتي- به ويژه تارهاي صوتي دختران- بيش تر آسيب مي رساند و حال آن كه صامت خواني، از آسيب رسانيدن به تارهاي صوتي پيشگيري مي كند.

    حال با توجه به برتري هاي صامت خواني، برخي از دانش آموزان اظهار مي دارند كه ما در صورتي درس را بهتر مي فهميم كه بلند بخوانيم. اينك سؤال اين است كه آيا اين امر صحت دارد؟ در پاسخ بايد گفت: فقط براي يك گروه از دانش آموزان بلندخواني مي تواند فايده بيش تري داشته باشد و آنها دانش آموزاني اند كه از حافظه سمعي قوي تري برخوردارند، اما اين بدان معنا نيست كه اگر آنها از صامت خواني بهره بگيرند، مطالب مورد مطالعه را نمي آموزند، بلكه آنها نيز مي توانند از طريق صامت خواني به يادگيري دست يابند.

    مطالعه درحين راه رفتن

   شكل ديگري كه در مطالعه نوجوانان ديده مي شود، اين است كه آنان درحين مطالعه راه مي روند. بارها به هنگام عبور از پارك ها شاهد اين صحنه بوده ايم كه دانش آموزان سال آخر دبيرستان يا داوطلبان ورود به دانشگاه درحالي كه راه مي روند مطالعه مي كنند، حتي در يكي از روزها ديدم كه يكي از دانش آموزان درحين مطالعه روي چمن ها آن قدر راه رفته بود كه در مسير او تمامي چمن ها تبديل به گل شده بود.

وقتي كه نوجوانان كتاب را در دست گرفته قدم مي زنند و مطالعه مي كنند؛ به علت داشتن حركت مداوم خيلي زود خسته مي شوند و خستگي خود باعث مي شود كه مطالب را با سختي بيشتري فرابگيرند؛ يا در اثر خستگي، كمتر آنها را بياموزند، حال آن كه اگر مطالعه كننده كمتر خسته شود، سريعتر و بهتر مطالب درسي را مي آموزد، پس اگر نوجوانان شيوه صحيح مطالعه را بياموزند، يعني بنشينند و مطالعه كنند كمتر خسته مي شوند و مطالب را بهتر ياد مي گيرند.

    علاوه براين، وقتي كه نوجوانان راه مي روند و مطالعه مي كنند، با افزايش خستگي ناشي از راه رفتن، زمان مطالعه آنان كاهش مي يابد، زيرا افراد هرچه خسته تر مي شوند، كمتر مي توانند مطالعه كنند، اما اگر نشسته مطالعه كنند. كمتر خسته مي شوند و از زمان مطالعه آنها كاسته نمي شود با استفاده از اين روش فراگير از حداكثر توان خود براي يادگيري استفاده مي كند و به اين ترتيب يادگيري بازده بهتري دارد.

    همچنين براي اين كه آدمي بتواند روي مطالبي متمركز شود و ذهن او دچار پراكندگي و اغتشاش نشود، عواملي وجود دارد كه باعث مي شود تمركز روي مطالب صورت نگيرد و ذهن فراگير از اين سو به آن سو توجه كند. اين عدم تمركز سبب مي شود كه او نتواند مطالب زيادي را بياموزد، اما آنچه درحين راه رفتن و مطالعه كردن حاصل مي شود اين است كه اولا فرد دراثر راه رفتن خسته مي شود و خستگي يكي از عواملي است كه از تمركز او مي كاهد، پس بهتر است كه در هنگام مطالعه از راه رفتن به طور جدي اجتناب كنيم تا دچار خستگي و به تبع آن گرفتار عدم تمركز نشويم.

  نكته ديگري كه بايد يادآوري كرد اين است كه وقتي درحين مطالعه راه مي رويم مدام بايد توجه داشته باشيم كه پاي ما به چيزي گير نكند و به زمين نخوريم. يا اين كه چه موقع به ديوار مي رسيم و بايد دور بزنيم و برگرديم يا اگر ديواري نباشد چه قدر بايد راه برويم، يعني طول مسير چقدر است و در كجا به پايان مي رسد و بايد از آنجا بازگرديم؟ اينها همه مي توانند نقش عوامل بازدارنده را در مطالعه و يادگيري ايفا كنند و از جمله عوامل مخل تمركز به شمار مي آيند. به طور قطع اگر درحين مطالعه از تمركز كافي برخوردار نباشيم از ميزان مطالعه ما نيز كاسته مي شود.

    مطالعه در كنار وسايل صوتي

    دانش آموزان در كنار وسايل صوتي مي نشينند و مطالعه مي كنند، يكي در كنار تلويزيون، ديگري پهلوي راديو و نفر بعدي در پاي ضبط صوت مي نشيند و اخيراً عده اي نيز در موقع روشن بودن بلندگوهاي رايانه به مطالعه مي پردازند، استدلال آنها اين است كه با شنيدن اصوات اين گونه وسايل صوتي و رسانه هاي جمعي مطالب درسي را بهتر مي آموزند. حال سؤال اين است كه آيا واقعاً چنين است يا اين كه آنها ادعاهايي واهي دارند؟

   واقعيت اين است كه دراين حالت فعاليت هاي ذهن آدمي به دوبخش تقسيم مي شود.

   بخشي به فراگيري مطالب درسي مي پردازد و بخش ديگر به فراگيري مطالبي كه از طريق وسايل صوتي و رسانه هاي جمعي پخش مي شود، اختصاص پيدا مي كند. شايان ذكر است كه كودك يا نوجوان نمي تواند به طور همزمان هر دو مطلب را ياد بگيرد، زيرا ذهن آدمي وقتي به مطالعه مي پردازد ديگر نمي تواند مطالب دستگاه هاي صوتي را بشنود و وقتي كه آنها را مي شنود و به آنها توجه مي كند، ديگر نمي تواند مطالب درسي را مطالعه كند و آنها را فرابگيرد پس ذهن انسان به گونه اي است كه وقتي به امري توجه مي كند از توجه به ساير امور باز مي ماند، لذا بايد گفت كه ادعاي كودكان و نوجوانان مي تواند ادعايي واهي باشد.

   نتايج حاصل از پژوهشي كه به بررسي تاثير سرو صدا بر تمركز دانش آموزان مي پرداخت، نشان داد كه وقتي مدرسه دانش آموزان درمحله ساكتي بود، آنها از تمركز خوبي برخوردار بودند، اما وقتي كه محل مدرسه آنها را تغيير دادند و آن را به منطقه شلوغي بردند، ديدند كه از ميزان تمركز آنها كاسته شد و پس از مدتي كه آنها را به مدرسه سابق خود بازگرداندند آنها هرگز نتوانستند تمركز قبلي را به دست آورند، پس سر و صدا به هر نحوي كه باشد مي تواند در فرآيند تمركز ايجاد اختلال كند.
    از ساده به مشكل خواندن

   از ديگر عوامل آسيب زايي كه درمطالعه كودكان و نوجوانان مي توان به آن اشاره كرد، اين است كه عده اي از آنها وقتي كه از مدرسه به خانه مي آيند، درحالي كه خسته اند، مطالعه را آغاز مي كنند و به علت خستگي اول به سراغ كتاب ها و درس هاي ساده تر مي روند و پس از مدتي مطالعه و احساس خستگي بيشتر به سراغ كتاب هاي دشوارتر روي مي آورند. اين امر باعث مي شود درس هاي دشواري را كه در بخش هاي انتهايي مورد مطالعه قرارمي دهند، كمتر بفهمند.


   بي وقفه خواندن

    گاهي شاگرداني از مطالعه دلسرد و خسته شده اند و وقتي از آنها مي پرسيم چرا؟ مي گويند، ما وقت كم داريد و نمي توانيم استراحت كنيم، اين گونه دانش آموزان زمان استراحت كردن را به معناي زمان از دست رفته مي دانند و نه فرصتي براي استراحت اعصاب و افزايش بازدهي.

   به راستي بايد به آنان تفهيم كرد كه فعاليت و كار و آسايش بايد دركنار يكديگر باشند. همان گونه كه ارسطو فيلسوف معروف يوناني بر اين امر تاكيد مي ورزيد. او در واپسين روزهاي زندگاني مي گويد:«چون فرصتي براي آموزش دادن نيست، پس دليلي هم براي ماندن نيست. به هرحال بايد با ارائه مثال هاي ملموس به شاگردان تفهيم كرد كه استراحت فرصت مناسبي براي دست يافتن به آرامش و زمان خوبي براي كاهش فشارهاي رواني ناشي از كار و خستگي است.

خواندن بیش از حد

دختران معمولا بیش از پسران درس می‌خوانند. اما مشكلی كه وجود دارد و در میان دختران بیشتر مشاهده می‌شود این است كه عده‌ای از دختران بیش از حد مطالعه می‌كنند. به طوری كه از شدت مطالعه عصبی می‌شوند و رفتارهای عصبی از آنها سر می‌زند و از شدت حالات عصبی خود رنج می برند و اظهار خستگی و زدگی می نماید . علت خواندن بیش ازحد می تواند , رقابت زیاد , جواب دادن عین مطالب کتاب در امتحان , احتمال تصحیح برگه ها توسط دبیران سختگیر و . . . باشد که با توضیح دبیران مبنی بر اینکه رساندن مفهوم و یادگیری ارزشمند تر از حفظ مطالب است , رفع می گردد.

از ساده به مشكل خواندن

 از دیگر عوامل آسیب‌زایی مطالعه این است كه عده‌ای از دانش‌آموزان وقتی از مدرسه به خانه باز می‌گردند، در حالی كه خسته هستند مطالعه را آغاز می‌كنند و علت خستگی اول سراغ كتاب‌ها و درس‌های ساده‌تر می‌روند و پس از مطالعه و احساس خستگی بیشتر به كتاب‌های دشوارتر روی می‌آورند. این مساله باعث می‌شود، درس‌های دشواری را كه در بخش‌های انتهایی مورد مطالعه قرار می‌دهند كمتر بفهمند. در چنین حالتی مشاهده می‌شود كه هر چه شاگرد خسته‌تر می‌شود، به سراغ كتابی دشوارتر می‌رود و با توجه به كمتر شدن تمركز در حین خستگی، یا مطالب بسختی درك می‌شود یا این‌كه اصولا فهمی صورت نمی‌گیرد.

مطالعه طوطی‌وار

 از دیگر آسیب‌های مطالعه این است كه شاگردان درس‌ها را همچون طوطیان حفظ كنند، بدون این‌كه معانی آنها را دریافت نمایند. این روش بسیار نامطلوب است و شاگرد نه‌تنها وقت و عمر خویش را به بطالت می‌گذراند، بلكه چیزی هم یاد نمی‌گیرد. یادگیری را به اختصار «تغییر رفتار» گفته‌اند و در تعریف مفصل آن چنین آمده است: یادگیری عبارت از تغییرات نسبتا پایداری كه در رفتار بالقوه شاگرد از طریق تجربه حاصل می‌شود.

در جریان یادگیری باید شاگرد فعال باشد و از طریق تجربه به فهم امور بپردازد. پس باید تلاش كرد شاگردان در جریان مطالعه و یادگیری به فهم نائل آیند و دارای بصیرت شوند، اما متاسفانه ممكن است همیشه چنین چیزی اتفاق نیفتد و شاگردان به‌رغم صرف وقت برای مطالعه و فراگیری، چیزی را درك نكنند.

وجود اضطراب

 عوامل دیگر آسیب‌زا در مطالعه كه لطمه‌ای جدی به مطالعه می‌زند، اضطراب است.  اضطراب عوارض خاصی در پی دارد كه از جمله آنها ترشح هورمون‌هایی است كه در روند فعالیت‌های شناختی آدمی ایجاد وقفه و اختلال می‌كند. توانایی تمركز و قدرت حافظه بر اثر اضطراب دچار اختلال می‌شود و این مساله باعث می‌شود فرد هنگام مطالعه نتواند بخوبی مطالب را فرا بگیرد.

شایان ذكر است اضطراب به گونه دیگری هم مانع مطالعه می‌شود و آن وقتی كه فرد هنگام مطالعه اضطراب ندارد اما هنگامی كه می‌خواهد در برابر معلم بایستد و درس را جواب بدهد دچار اضطراب شده، به كسب نمره مطلوب دست نمی‌یابد.

وسواس در مطالعه

ابتلا به وسواس بی‌اختیاری نیز از جمله عواملی است كه به مطالعه دانش‌آموزان آسیب می‌رساند. دانش‌آموز وسواسی مطلبی را یك بار می‌خواند و دچار تردید می‌شود كه آیا آن را خوب فهمیده یا نه و به واسطه این تردید، مجددا به مطالعه همان مطلب می‌پردازد و تردید مجدد او را به مطالعه دوباره سوق می‌دهد. این روند چندین بار تكرار می‌شود تا وی مطمئن شود واقعا مطلب را یاد گرفته است. از آنجا كه چنین فردی برای حصول اطمینان بارها و بارها به مطالعه همت می‌گمارد و این موضوع او را دچار خستگی می‌كند.

ابتلا به افسردگی

ازجمله عواملی كه موجب آسیب رساندن به مطالعه عده‌ای از دانش‌آموزان می‌شود، ابتلای آنها به بیماری افسردگی است؛ نوعی بیماری خلقی كه با افت فعالیت‌ها و تلاش‌های فرد مبتلا و كمی اشتها در غذا خوردن همراه است. وقتی دانش‌آموز افسرده می‌شود، دیگر حال وحوصله درس خواندن ندارد. او به سمت كتاب درسی می‌رود و آن را باز می‌كند، ولی حوصله خواندن را در خود نمی‌یابد و بعد از یكی دو ساعت كه می‌بیند پیشرفتی در مطالعه او حاصل نمی‌شود، كتاب را به كناری نهاده، از این وضعیت احساس ناراحتی و عدم رضایت می‌كند.

تحرك بیش از حد (بیش فعالی)‌

 ‌از دیگر اختلالاتی كه باعث آسیب رساندن به مطالعه برخی از دانش‌آموزان می‌شود، ابتلا به اختلال تحرك بیش از حد یا بیش‌فعالی است. به طور معمول در مبتلایان به بیش فعالی اختلال توجه دیده می‌شود. وجود اختلال توجه در این گونه دانش‌آموزان باعث می‌شود آنها نتوانند روی مطالب مورد مطالعه متمركز شوند و زمان توجه آنها كمتر است.

گفته می‌شود آنها معمولا گوش‌های بسیار تیزی دارند و در اثر شنیدن كمترین صدایی حواسشان پرت می‌شود. این مساله هنگام حضور آنها در كلاس نیز مشهود است، به طوری كه مدام حواس آنها در سر كلاس پرت می‌شود. این قبیل دانش‌آموزان هنگام مطالعه هم با مشكل حواس‌پرتی مواجه می‌شوند و به صورت متوالی تمركز آنها از دست می‌رود.

ضعف در یك درس، تاثیر بر بقیه

 یكی دیگر از مشكلاتی كه در مطالعه دانش‌آموزان دیده می‌شود، این است كه آنها در درسی ضعیف‌اند و این موضوع روی سایر دروس آنها تاثیر می‌گذارد. این تاثیر در اشكال گوناگونی خود را نشان می‌دهد كه به بررسی برخی از ابعاد آن می‌پردازیم.

نخست این كه به علت سرزنش‌هایی كه انجام می‌شود ممكن است روحیه دانش‌آموز ضعیف شود و در روند فعالیت مطالعه وی تاثیر منفی به جای بگذارد و از رغبت او به مطالعه بكاهد، اما نكته دیگر این كه وقتی فردی در یك درس ضعیف است یا این كه دچار اختلال است، قطعا در درك دروس دیگر نیز دچار اشكال می‌شود.

خواندن بیش از حد در شب‌های امتحان

 صاحب‌نظران بر این باورند كه شب‌های امتحان باید خوب خوابید و از استراحت كافی برخوردار بود. چرا كه بیداری زیاد در شب‌های امتحان و انجام مطالعه نابهنگام كه معمولا به قصد یادگیری بیشتر و كسب آمادگی بهتر برای امتحان انجام می‌شود، آثار و عوارض منفی به جای می‌گذارد. بیداری زیاد، باعث خستگی می‌شود و از زمان استراحت شبانه نیز می‌كاهد لذا دانش‌آموز با خستگی وافر راهی امتحان می‌شود و چون خسته است، در چنین حالتی تمركز كافی ندارد و وقتی تمركز كافی نباشد، مطلب به یاد وی نمی‌آید.

افزایش سنوات تحصیلی

 عامل دیگری كه موجب آسیب‌زایی در مطالعه شاگردان می‌شود این است كه به‌رغم افزایش سنوات تحصیلی، بر میزان مطالعه آنان افزوده نمی‌شود، حال آن كه دانش‌آموزان برای دست یافتن به موفقیت در امر تحصیل و نیز برخوردار شدن از مطالعه‌ای خوب و مناسب باید متناسب با افزایش حجم كتاب‌ها و نیز دشواری آنها هر سال بر میزان مطالعه خود بیفزایند.

نكته دیگری كه باید بدان عنایت داشت این است كه مطالب از دوره نوجوانی به بعد، حالت انتزاعی پیدا می‌كند، زیرا دانش‌آموز در دوره عملیات صوری (انتزاعی)‌ به سر می‌برد و قطعا برای درك این مطالب، نیاز به صرف وقت بیشتری دارد تا بتواند بخوبی آنها را فرا بگیرد. این موضوع نیز باید با ظرافت خاصی به شاگردان تفهیم شود و اگر در فهم آن دچار مشكل باشند، می‌توان نیاز به صرف زمان بیشتر برای فراگیری را مطرح كرد.

بی‌توجهی به پیش‌نیازها

یكی دیگر از عوامل آسیب‌زایی مطالعه عدم فراگیری مطالب قبلی است. باید گفت برای فراگیری هر درس باید به مبانی و مطالب قبلی آن اشراف و آگاهی داشت و اگر این مساله میسر نشده باشد، دانش‌آموز در آموختن مطالب بعدی با مشكل مواجه می‌شود.

مثال خوب برای این مطلب درس ریاضی است زیرا در ریاضی سلسله مراتب عمودی وجود دارد، یعنی دانش‌آموز باید اعداد را بلد باشد تا بتواند جمع و تفریق را یاد بگیرد. باید جمع و تفریق را بداند تا بتواند ضرب را یاد بگیرد و فراگیری ضرب مقدمه آموختن تقسیم است. حال اگر دانش‌آموزی به عمل تقسیم بپردازد، اما عمل ضرب را فرا نگرفته باشد، درعمل تقسیم ناتوان می‌شود.

مطالعه منفعل

 از دیگر عواملی كه باید در جریان آسیب‌شناسی مطالعه دانش‌آموزان مورد بررسی قرار بگیرد، وجود حالت انفعالی در مطالعه آنهاست. مطالعه انفعالی این است كه در انجام آن، فراگیر تلاش وافری انجام نمی‌دهد، بلكه صرفا روی نوشته‌های متون و كتاب‌ها نگاه كرده، از آنها گذر می‌كند. طبیعی است در چنین حالتی حجم مطالبی هم كه می‌آموزد زیاد نیست. مطالعه زمانی پربازده است كه فرد در جریان مطالعه فعال باشد و لذا می‌گویند نمی‌توان مطالعه را رابطه‌ای یكجانبه دانست.

بی موقع خواندن

 سوال این است كه آیا زمان‌های مناسبی برای خواندن وجود دارد یا خیر و مراد از بی‌موقع خواندن چیست؟ خواندن درس در موقعی كه فرد آمادگی برای یادگیری دارد، می‌تواند زمان مناسب برای مطالعه و خواندن باشد و در غیر این صورت دیگر زمان‌ها معلوم نیست كه زمان مناسبی برای مطالعه باشد.

پیوسته خواندن یك درس

 گاه دیده‌اند دانش‌آموزان در مراجعه به مراكز مشاوره سوال می‌كنند كه آیا خوب است پس از مطالعه یك درس به مدت طولانی، آن را كنار بگذاریم و به سراغ مطالعه درس دیگری برویم؟ این شیوه درستی برای مطالعه نیست، زیرا مطالعه را یكنواخت می‌كند و یكنواختی خستگی می‌آورد و باعث دلزدگی نسبت به مطالعه می‌شود.

خواندن و مرور كردن به جای تمرین كردن

بارها از والدین دانش‌آموزان شنیده شده است فرزندشان در ریاضی قوی نیست و دلیل عمده آن هم این است كه او تمرین نمی‌كند. بارها والدین اعلام كرده‌اند فرزندانشان در شب‌های امتحان به جای تمرین كردن، به دفترچه تمرین ریاضی خود صرفا نگاه می‌كنند و این باعث می‌شود آنها درس ریاضی را خوب یاد نگیرند.

حال در برخورد با این دانش‌آموزان چه باید كرد؟ نخست باید به دانش‌آموزان تفهیم شود كه هر درسی روش‌های خاصی برای مطالعه و یادگیری دارد كه جز با به كار بستن آن روش‌ها، یادگیری مطلوب آن ممكن نیست. درس ریاضی نیز برای یادگیری محتاج به تمرین است. انجام تمرینات مختلف، باعث می‌شود ذهن دانش‌آموز ورزیدگی خاصی پیدا كند و دریابد كه مسائل ریاضی متعدد و متنوعند و هریك با شكل خاصی مطرح می‌شوند و راه‌حل‌های گوناگونی را هم می‌طلبند.

دمای نامناسب

مطالعه هنگامی خوب و موفق انجام می‌شود و تداوم می‌یابد كه فضای مطالعه از دمای مناسب برخوردار بوده؛ هوا حالتی متعادل داشته باشد. به طور قطع وقتی شرایط اقلیمی و آب و هوایی منطقه‌ای كه فرد در آن زندگی می‌كند و مطالعه می‌نماید، متعادل باشد، عمر مطالعه او نیز طولانی‌تر خواهد بود، یعنی شرایط خوب آب و هوایی و تداوم مطالعه، با یكدیگر همبستگی مثبت دارند؛ اما چون برای همه علاقه‌مندان به مطالعه چنین شرایطی وجود ندارد، باید ترتیبی اتخاذ كرد كه حتی‌الامكان چنین شرایطی به طور مصنوعی ایجاد شود.

استفاده از دستگاه حرارتی مركزی یا وسایل گرم‌كننده دیگر در شرایط آب و هوایی سرد و نیز تامین دستگاه‌های خنك‌كننده می‌تواند شرایط مناسبی را برای مطالعه پدید آورد. به طور معمول دمای 20و 18 درجه می‌تواند برای مطالعه مناسب باشد.

نور كم

 برای مطالعه كردن به صورت مطلوب، نور كافی لازم است كه گاه شاهد برخی از افراط و تفریط‌ها در این زمینه هستیم. گاه فضا به قدری تاریك است كه كلمات كتاب را به دشواری می‌توان دید و گاه چراغ‌ها به قدری پرنور و زیاد است كه انعكاس نور از روی صفحه كتاب به چشم خواننده آسیب می‌رساند و او را آزار می‌دهد و در هر دو صورت چشم خسته شده، متحمل فشار زیادی می‌شود.

به طور قطع در چنین حالتی از عمر مطالعه كاسته شده، این نیز آسیب دیگری برای مطالعه قلمداد می‌شود كه برای موفقیت در مطالعه باید با آن مبارزه كرد.

نابسامانی فضای مطالعه

 فضای نابسامان مطالعه مشكل‌آفرین است و باعث آسیب رسیدن به مطالعه دانش‌آموزان می‌شود. عوامل نابسامانی فضای مطالعه متعددند . در زیر به برخی از آنها  اشاره می‌كنیم:

الف)‌ نابسامانی در رنگ فضای مطالعه: به طور قطع رنگ اتاقی كه فرد در آن به مطالعه می‌پردازد، در حالات روانی او و در تمایل وی به مطالعه و نیز عدم علاقه‌مندی او به مطالعه تاثیر دارد. رنگ‌های آبی ملایم و سبز و زرد روشن می‌توانند آرامش‌دهنده باشند. رنگ قرمز و صورتی سیر، تحریك كننده و برانگیزاننده‌اند و رنگ‌های سرد سیر، ایجاد دلزدگی می‌كنند و نشستن در چنین فضایی دشوار می‌شود. پس هنگام رنگ‌آمیزی اتاق‌ها باید از روان‌شناسی رنگ‌ها بهره بگیریم تا به رنگ‌آمیزی مطلوب منازل و اتاق‌های آن، آرامش روانی لازم برای مطالعه مطلوب را فراهم كنیم.

ب)‌ بی‌نظمی و به هم ریختگی در فضای مطالعه: نكته دیگر به هم ریختگی فضای مطالعه است. اگر خانه فاقد نظم و ترتیب كافی باشد به یقین می‌تواند بر تمایل دانش‌آموزان به مطالعه تاثیر منفی بگذارد، بویژه اگر دانش‌آموز مبتلا به وسواس بی‌اختیاری هم باشد.

مبتلایان به وسواس در نظم نمی‌توانند در فضایی شلوغ و به هم ریخته احساس آرامش كنند. به هر حال ضمن آن كه نظم، نیاز روانی آدمی است، تحقق آن در فضای خانه زمینه مناسبی را برای مطالعه و فراگیری فراهم می‌آورد.

ج) ناراحتی در فضای مطالعه: به دانش‌آموز خود در انتخاب فضای مطالعه در خانه آزادی بیشتری بدهید تا او بتواند در جای مورد علاقه‌اش به مطالعه بپردازد. شایان ذكر است اگر كتابخانه‌ها نیز واجد شرایط سه‌گانه رنگ‌آمیزی خوب، نظم و بسامانی و راحتی فرد مطالعه‌كننده باشند، قطعا مراجعان بیشتری خواهند داشت و به یقین دوام مطالعه آنها نیز طولانی‌تر خواهد بود.

مشاوره تحصیلی، خانوادگی و رفتاری

 برگرفته از مشاور کلنیکهای آروین شگرف(ولیعصر)، ارغوان(آرياشهر) و خانواده آموزش و پرورش منطقه پنجم

 

آسيب شناسي دوران بلوغ (مشكلات تحصيلي)


هدف هاي كلي:  

·         تجزيه و تحليل مشكلات درسي

·         راه حل يابي براي مشكلات درسي

هدفهاي رفتاري و پرورشي:

1.      مشكلات درسي موجود يا جاري را شناسايي مي كند.

2.      مشكلات درسي را طبقه بندي مي كند.

3.      مشكلات  درسي را در قالب هر طبقه تجزيه و تحليل مي كند.

4.      راه حل هاي مربوط به حل هر طبقه از مشكلات درسي را ارائه مي دهد.

5.      براي از ميان برداشتن مشكلات درسي تمايل نشان ميدهد.

6.      پيشرفت تحصيلي و زندگي خود را در گرو حل مسايل درسي مي بيند.

                

همزمان با ورود دانش آموزان به دوره بلوغ ،تغييرات قابل ملاحظه اي از حيث كميّت وكيفيّت درسي،واقع مي شود به گونه اي كه همين امر دشواري ها و نگرانها يي را براي آنان به ويژه دوره راهنمايي به وجود مي آورد و بعضاً توان و ظرفيت  نوجوان ،پاسخگوي چنين مشكلاتي نمي باشد. اين قبيل مشكلات گرچه ماهيّت آموزشي و درسي دارند و ليكن آثار و پيامد هاي آنها به اين حوزه محدود نمي شود و به قلمرو مسائل رفتاري و تربيتي ،توسعه مي يابد كه از جمله آنها مي توان به رابطه ميان افت آموزشي و افت رفتاري اشاره نمود،يعني دانش آموزاني كه دچار افت درسي مي شوند،زمينه مناسبي براي دست زدن به رفتار هاي نا مطلوب،مي يابند.

برخي از مشكلات درسي و آموزشي اين دوره عبارت است از:

1.      كاهش انگيزه درسي

2.      ناتواني در تمركز حواس                                                                

3.      عدم استفاده از روشهاي صحيح مطالعه

4.      ضعف در برنامه ريزي مطلوب

5.      ناتواني در مديريت زمان

6.      كاهش دقت

7.      فلات يادگيري(سرحدّ يادگيري)plateau of learning

8.      رؤياي بيداري هنگام مطالعه

9.      اتلاف وقت

10.  ناتواني در اظهار وجود از راه گفتن يا نوشتن

11.  احساس كندي در يادگيري

12.  عدم توانايي در رقابت سالم با ديگران

13.  ناتواني در كارهاي گروهي كلاس

14.  بي رغبتي به ادامه تحصيل                                           

15.  ترك تحصيل

16.  تكرار پايه(مردودي در يك پايه يا مقطع تحصيلي)

سرحدّ يادگيري                                       

انتظار مي رود پيشرفتهاي قابل توجهي را از دانش آموزان داشته باشيم ،اما بعد از مدتي روند ياد گيري در دانش آموزان متوقف مي شود.اين مرحله را سر حدّ ياد گيري (فلات يادگيري)مي نامند.

برخي از پيشنهادهاي مربوط به مرتفع ساختن مشكلات تحصيلي دانش آموزان عبارت است از:

1.      ارائه تكاليف و برنامه متنوّع و متناسب با توانايي دانش آموزان

2.      ايجاد پيوند عاطفي معلمين با دانش آموزان

3.      استفاده از روشهايي در آزمونها كه زمينه اضطراب امتحان را كاهش دهد.

4.      ارزش گذاري براي علم و علم آموزي

5.      تنوّع در ارائه مطلب در كلاس و سازماندهي كلاس براي جذابيّت بيشتر

6.      فرصت دادن به دانش آموزان براي رفع اشكالات درسي

7.      استمرار و مداومت معلمين و دبيران در پيگيري نقائص و ضعفهاي دانش آموزان

8.      تشكيل دپارتمانهاي علمي و ارائه وبرسي طرح درسها

9.      ارائه يك الگوي علمي و ساده از برنامه ريزي درسي به دانش آموزان

10.  ارائه تكاليف به نحوي كه عادت به مطالعه را در دانش آموزان ايجاد و يا تقويت كند.(مطالعه،تحقيق،گزارش،و كنفرانس علمي)

11.  استفاده از طرح "تشويق پلكاني"به اين مفهوم كه پيشرفت هر دانش آموز را نسبت به وضعيت قبلي وي،مورد بررسي و تقدير قرار دهد.

12.  تقويت انگيزه زندگي به عنوان عاملي فراگير كه به انگيزه درسي نيز جهت مي بخشد.                       

علل افت تحصیلی و راهکارهای آن


فرآیند آموزش به معنای مجموعه ای است از آنچه كه شاگرد در مدرسه از طریق برنامه درسی آشكار و پنهان می آموزد و یا فرصت آموزش را به خاطر جای نگرفتن در برنامه درسی پیدا نمی كند.
درك معلمان، اولیا و دانش آموزان از این فرآیند چیست؟نقطه ای را كه دانش آموز از نظر علمی در آن قرار دارد و جایگاه دانش آموزان در هر مقطع و درس و كلاس كجاست؟ هدفهای رفتاری كه باید به صورت مشاهده دربیاید و با ابزار و ملاكهای عینی ارزشیابی شود، چیست؟ تا چه اندازه به هدفها، محتوا، فعالیتهای یادگیری دانش آموزان، روشهای ارزشیابی راهبردهای تدریس، ابزار یادگیری، زمان و مكان یادگیری پرداخته ایم؟ و محیطهای آموزشی مان، عوامل اجرایی، معلم و مسؤولان با این امور آشنا هستند.
آیا واقعاً نقطه شروع همه فراگیران یكسان است؟ آیا همه باید به یك شكل و شیوه مورد ارزشیابی قرار بگیرند؟ آیا ارزشیابیها استاندارد و دارای اعتبار هستند؟
با توجه به مراحل پدیده آموزشی، صحبت درباره افت تحصیلی نباید سطحی و گذرا باشد. تمامی مراحل از شروع نوشتن ارزشها، دیدگاهها، هدف تا آخرین مرحله اجرا و ارزشیابی یك به یك با شیوه های همه پرسی، پرسشنامه، همایش، سمینار، تحقیقات آماری باید مورد بررسی قرار گیرد تا به عوامل مؤثر در افت تحصیلی به شیوه علمی دست یافت كه در ادامه برخی از این عوامل را مورد بررسی قرار می دهیم.
● محتوای كتابهای درسی
در كشور ما محتوای كتابهای درسی را دفاتر تحقیق و تألیف كتابهای درسی به همكاری استادان متخصص تدوین می كنند. سطح ارتباط مؤلفان كتاب با عوامل درگیر با محتوای كتابها، معلم و شاگرد ضعیف بوده و نسبت به نیاز دانش آموز و تقاضای معلم بی اطلاعند یا حداقل شناخت از نزدیك وجود ندارد. لذا متخصصان به پشتوانه رشته تحصیلی خود به تعیین محتوای درسی پرداخته اند. موضوعهای درسی مدون به عنوان منبع اصلی اطلاعاتی در برنامه آموزشی ایجاب می كند كه یك سازماندهی منطقی و از پیش تعیین شده داشته باشیم. حتی گامهای تدریس باید از پیش تعیین شده باشد تا مجموعه آموزشی بتواند به نحوی مؤثر و كارآمد به انتقال دانش بپردازد. با توجه به حجم كتابها و نامتناسب بودن با درك و فهم دانش آموز و حتی زمان و مكان آموزشی با چالشهای جدی رو به رو هستیم. با این شیوه جریان یادگیری به یك جریان مكانیكی تبدیل شده است.
● سطح علمی معلم
معلمی چیزی فراتر از یك تخصص علمی است. معلم باید با زمینه های تربیتی، روان شناسی، برنامه ریزی، طرح درس و شیوه های آموزش آشنا باشد كه این امر با یك برنامه ریزی دقیق در سطح دانشگاهی كه معلمان بعد از دستیابی به تخصص رشته ای باید در علوم رفتاری دوره ببینند، بعد از تسلط كامل به جریان آموزش وارد شوند. شغل معلمی جای آزمون و خطا نیست. معلم باید متخصص آگاه و كاردان باشد. معلمان در دوره های تربیت معلم برای تدریس و برنامه ریزی، آگاهیهای لازم را كسب كنند. شناخت دایمی با نیازهای دانش آموزان لازمه كار معلمی است. در دنیای امروز نقش حاكمانه معلم كه زاییده خبرگی اوست، به نقش تسهیل كنندگی و مشاور و راهنمای یادگیرنده تبدیل شده است.
● ناآشنایی با حیطه عاطفی دانش آموزان
در نظامی كه یادگیری بر اساس علایق و نیازهای فراگیران نیست، ایجاد انگیزه تقریباً صفر است و با وجود این كه انگیزه و رغبت درونی برای یادگیری لازم است، مواجه شدن كودك با مسایل واقعی باعث شگفتی، كنجكاوی و محرك درونی او می شود و به تشویق و تنبیه و محركهای بیرونی نیاز ندارد. در نظام آموزشی ما دانش آموزان دانش و معلومات سطحی و صوری و متكی بر حافظه كسب می كنند در صورتی كه یادگیری باید معنادار و پایدار باشد.
مهمترین انتظار از نظام آموزشی، تربیت عقلانی است. حال ما تا چه اندازه فرزندانمان را با مسایل واقعی مواجه می كنیم تا تفكر كنند و با عقل و تدبیر خود به حل مسأله بپردازند.
ادراك صحیح مطلب، مقایسه نظرات، درك ارتباط میان مطالب، استنتاج، استدلال و ارزیابی تا چه حد در برنامه های آموزشی ما دنبال می شود. مسؤولیت پذیری، رعایت حقوق دیگران، ارزشگذاری به كار دیگران و در نظر گرفتن عدالت در بحث تا چه اندازه مدنظر واقع می شود؟
پس بررسی افت تحصیلی فقط بررسی چرایی آمار مردودی و تجدیدی نیست؛ زیرا كسانی كه مردود می شوند ممكن است از نظر موضوع تعلیم و تربیت به مرحله رشد رسیده باشند و چه بسا مشكل در نظام ارزشیابی باشد.
با چنین تفكراتی هر دانش آموز برنامه آموزشی خاص خود را نیاز دارد. هر دانش آموز باید نقطه شروع و جایگاهی را كه در آن قرار دارد، شناسایی كند و پیوستن بین مطلب جدید و قدیم برقرار شود و هر شخصی با سطح خود ارزشیابی شود.
مهارتهای چگونه یاد گرفتن و كشف مجهول را باید در اختیار دانش آموزان قرار داد. متأسفانه در شرایط كنونی كه با نقصانهای مهارتی معلمان رو به رو هستیم، مسؤولیت واگذاری این زمینه به ایشان دارای محدودیت است.

بهداشت بلوغ دختران و پسران

باورهای نادرست در مورد بلوغ دختران و پسران

آسيب‌شناسي دوره بلوغ   بحران ‌در دوران‌ سركشي‌

بلوغ در لغت معني رسيدگي و پختگي است و مشخصه دوراني از زندگي محسوب مي‌شود كه فرد از دنياي كودكي فاصله مي‌گيرد و در مسير تكامل جسمي و روحي قدم برمي‌دارد. اهميت اين دوره كوتاه، اما سرنوشت‌ساز در زندگي فردي و اجتماعي انسان به قدري است كه تحقيق و بررسي درباره آن به گواهي تاريخ مكتوب به اعصار گذشته حيات بشر بازمي‌گردد. متفكراني نظير ارسطو در اين باره به تفصيل سخن گفته‌اند و طي دوره‌هاي بعدي اطلاعاتي در حوزه‌هاي مختلف به آن افزوده شد تا اين‌كه استانلي ‌هال در دهه پاياني قرن 19 پديده بلوغ را وارد حيطه روان‌شناسي كرد و پدر روان‌شناسي بلوغ نام گرفت.
در دنياي امروز ، بهداشت بلوغ و مناسبات اجتماعي و رفتاري آن به يكي از شاخصه‌هاي مهم براي سنجش ميزان رشديافتگي جوامع تبديل شده و كنوانسيون‌هاي بين‌المللي و قوانين عالي براي آن به تصويب رسيده است. در اين باره كنفرانس بين‌المللي جمعيت و توسعه كه ‌سال 1994 در قاهره برپا شد، براي مسائل بلوغ نقطه عطفي محسوب مي‌‌شود؛ چرا كه آن را به صورت جدي بخشي مستقل از بهداشت جامعه محسوب كرد و بر اهميت آن تاكيد ورزيد. اتفاقي كه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه نظير ايران نيفتاده است و بايد پذيرفت مسائل و مناسبات بلوغ در جامعه ما در بسياري از حوزه‌ها تا رسيدن به جايگاه آرماني فاصله‌اي طولاني و پرفراز و نشيب را در پيش دارد
.
در اين نوشتار به مهم‌ترين مسائل بلوغ، آسيب‌شناسي اين دوره از زندگي و برخي مناسبات و تلقي‌هاي نادرست درباره آن پرداخته‌ايم.
ناآگاهي مهم‌ترين ضعف بهداشت بلوغ در جامعه ماست كه به‌تنهايي عمق فاجعه را مشخص مي‌كند. اين ناآگاهي نه تنها نوجوانان بلكه در بسياري حوزه‌ها بزرگسالان جامعه را هم در برمي‌گيرد و از اين طريق به منشأ ناشناخته براي توليد آسيب‌هاي دامنه‌دار اجتماعي تبديل مي‌شود. فرهنگ عرفي ما در يك نگاه كلي بلوغ را با احتياط شديد و به صورت خاموش برگزار مي‌كند و متاسفانه در برخي شوون قومي آن را پديده‌اي مزموم يا خجالت‌آور مي‌شناسند. دامنه ناآگاهي درباره بلوغ براي پسران گسترده‌تر است و از اين‌رو بزه جنسي و رفتاري در ميان مردان جامعه ما فراواني بيشتري دارد و دنباله آسيب‌هاي دوره بلوغ كه به صورت عقده‌هاي مزمن رواني، تلقيات نادرست و تمايل به فرهنگ منحط جنسي آشكار مي‌شود تا سنين پيش از ازدواج و حتي چندين سال پس از آن ادامه مي‌يابد و بحران مي‌آفريند. تحقيقات تطبيقي نشان مي‌دهد حداقل 20 درصد نوجوانان جامعه از تغييرات جسمي و روحي بلوغ به نگراني جدي دچار مي‌شوند.

دكتر مجيد ابهري، متخصص علوم رفتاري و آسيب‌شناس اجتماعي در اين‌باره توضيح مي‌دهد: گروهي از نوجوانان كه از سوي والدين، مربيان و كاركردهاي اجتماعي با اين نوع تغييرات آشنا نشده‌اند، از آنها دچار ترس، اندوه و حتي افسردگي مي‌گردند و از خود مي‌پرسند اين چه اتفاقي است كه براي من مي‌افتد، آيا طبيعي است؟ آيا براي همه اتفاق مي‌‌افتد؟‌ مبادا برايم مشكلي ايجاد كند. در حقيقت نوجوان به دليل ناآگاهي دوره بلوغ را با ترس و اضطراب طي مي‌كند و بتدريج قدرت تطبيق با شرايط متغير آن را از دست مي‌دهد. اينجاست كه آسيب‌هاي رفتاري در كمين وي قرار مي‌گيرد و تباهي‌هاي زندگيش را رقم مي‌زند. بايد والدين با زباني ساده و بدون پيچيدگي شرايط بلوغ را براي نوجوان تشريح كنند و به او اطلاعاتي متناسب با سن و پيشرفت مراحل بلوغ ارائه كنند. نوجوان تازه بالغ بايد پيش از شروع تغييرات عمده جسمي به آنها آگاه باشد و بداند ديگر كودكي خردسال يا نوجواني سر به هوا نيست و براي خود آقا يا خانمي شده كه جامعه و اطرافيانش انتظارهايي متناسب از وي دارند. از آنجا كه بسياري از والدين به دليل موانع فرهنگي يا براساس شرمي نابه‌جا از ارائه توضيحات كامل و جامع در اين باره خودداري مي‌كنند، آموزش‌هاي اجتماعي درباره بلوغ اهميتي دو چندان مي‌يابند. برگزاري جشن تكليف در مدارس در حوزه آموزش‌هاي بلوغ اقدامي فرخنده، اما ناكافي است. به نظر مي‌رسد خلا ‌اصلي در اين باره طرح نشدن نكات آموزشي، بهداشتي و پزشكي بلوغ در كتاب‌هاي درسي است. در چنين شرايطي تلاش رسانه‌هاي صوتي، تصويري و مكتوب و اجراي برنامه‌هاي آموزشي از سوي نهادهاي فرهنگي و حمايتي مي‌توانند تا اندازه‌اي راهگشا باشد و شرايط را براي ارائه آموزش‌هاي رسمي، كامل و متناسب درباره بلوغ مهيا كند.www.zibaweb.com

كمبود آگاهي درباره بلوغ در زمينه‌هاي رفتاري و رواني نيز مطرح است و بيشتر در رفتار بزرگسالان در تقابل با نوجوانان نمايان مي‌شود. پايش اين نا‌آگاهي دردسرساز از برخي جبهه‌گيري‌هاي احتمالي و گاه غيرواقعي در جامعه، ناشي مي‌شود. اين جبهه‌گيري بيشتر از آن‌كه واقعي و ملموس باشد، ناظر بر نوعي خودسانسوري است.
گويا مسوولان آموزشي و فرهنگي جامعه از طرح صورت مساله هم پرهيز مي‌كنند و جدا ابا دارند و گمان مي‌كنند آموزش درباره مسائل جسمي و رواني بلوغ نزد افكار عمومي به ترويج فساد و فحشا تعبير شود؛ تفكري كه هميشه چوب آن را خورده‌ايم و عبرت نمي‌گيريم. براستي چرا بايد بخشي از آموزش‌هاي حياتي براي جامعه به دليل ترس از شبهات و قضاوت‌هاي نادرست و احتمالا متلك‌پراني به نيازمندان آن ارايه نشود و آيا پيشگيري از آسيب‌هاي اين حوزه با فرهنگ جامعه، متناسب‌تر نيست؟ پاسخ اين پرسش‌ها ساده است و در اين موضوع خلاصه مي‌شود كه بلد نيستيم چگونه به ارائه آموزش‌هاي بلوغ بپردازيم كه حساسيت نينگيزد، مخالف شوون ديني و فرهنگي ما نباشد و به كار آيد و از آسيب‌ها جلوگيري كند.

آموزش بهداشت بلوغ در مدارس، بويژه در مقطع راهنمايي كه مصادف با سنين بلوغ است با مشكلات و كمبودهاي جدي دست و پنجه نرم مي‌كند. آموزش‌ها چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير مستقيم ارائه شود؛ همواره با حاشيه امنيت همراه است و در عمل بخش بزرگي از محصلان نوجوان را به دليل شرايط جامعه و ناپسند دانستن صحبت دراين‌باره در محيط‌هاي بيروني و خانواده‌ها از دستيابي به اطلاعات كامل و جامع و متناسب محروم مي‌كند.
اگر قبول داشته باشيم كه وظايف نظام آموزشي و پرورشي تنها در آموزش رياضي و علوم و هندسه و توليد انواع و اقسام نخبه و دانش‌آموز ممتاز!‌ خلاصه نمي‌شود و پرورشي هم در كار است كه ابعاد جسمي، شخصيتي، رواني، رفتاري و اجتماعي محصلان را در برمي‌گيرد، به ضعف‌هاي جدي اين نظام در حوزه مسائل اجتماعي نوجوانان و محصلان پي مي‌بريم. به هر ترتيب نوجوان بايد در دوران بلوغ روش‌‌هاي حفظ سلامتش را بشناسد و بداند چه چيزي بهداشت جسم و روانش را به خطر مي‌اندازد تا بتواند با تهديدات بيروني مقابله كند و از نوجواني‌اش در مسير تكامل لذت ببرد. در اين دوره تغييرات جسمي و رواني نوجوان سريع است. احساسات، تفكر، رابطه‌هاي اجتماعي و منطق وي رشد مي‌كند و از اين گذرگاه به شناخت خويش و محيط پيرامون اقدام مي‌كند. اين تغييرات ذاتا مقدس هستند و هدايت و كنترل آنها از طريق شناخت مقتضيات دوره بلوغ وي را از گمراهي و ‌گناه و آسيب‌ نجات مي‌دهد.
نيازهاي اساسي‌
استقلال يكي از مسائل بلوغ و به طور كلي دوره نوجواني است. مرزهاي اين استقلال در حوزه‌‌هاي رفتاري، عاطفي و مالي بايد كاملا مشخص باشد و آزادي‌هاي متناسبي براي نوجوانان ايجاد كند. او مي‌‌خواهد از قيد و بندهاي كودكي رها شود و احساس‌ها و موقعيت‌هاي جديد را شخصا تجربه كند؛ چرا كه توانايي‌هاي جديدش كه از بلوغ فكري، عاطفي و جسمي ناشي مي‌شود وي را به اين كار تشويق مي‌كند. جلوگيري از اين آزادي‌هاي ذاتي كه نوجوان معناي آن را دريافته و بوضوح احساس مي‌كند نتيجه منفي بر جاي خواهد گذاشت؛ روان‌شناسان توصيه مي‌كنند آزادي‌ها متناسب با سن نوجواني به وي اعطا شود به گونه‌اي كه نه به مهارگسيختگي بينجامد و نه احساس كند زير سلطه است و ديگران برايش تصميم‌گيري مي‌كنند. دكتر ابهري در اين باره معتقد است: نظارت و كنترل بر آزادي‌ها يك ضرورت است؛ اما بايد به صورت غير مستقيم و حتي‌الامكان نامحسوس باشد. سختگيري والدين و انضباط خشك و كنترل كسالت‌آور و سختي‌هاي دوران بلوغ را دوچندان مي‌كند. تجربه و پژوهش ثابت مي‌كند كنترل غيرمستقيم و دوستانه كه نوعي همراهي و حمايت را براي نوجوان ايجاد مي‌كند و بيان نكات نامفهوم براي وي بويژه درباره رابطه با جنس مخالف، احساسات جنسي و كنجكاوي‌هاي ويژه اين مقطع‌ گذار از مرحله بلوغ را براي نوجوان تسهيل مي‌كند و تكامل شخصيتي وي را رقم مي‌زند. پرخاشگري و عصبانيت در دوره بلوغ غالبا نتيجه ضعف والدين و اطرافيان در نوع كنترل و مخدوش شدن رابطه‌هاست. به طور كلي مي‌‌توان گفت دوره بلوغ نيازهايي براي نوجوان ايجاد مي‌كند كه بايد به آنها پاسخ داد. استقلال و آزادي‌هاي مشروع و متناسب تنها يكي از اين نيازهاست و والدين بايد درباره تغذيه، پوشاك، استحمام، نظافت فردي، ورزش، گردش و روابط خانوادگي و دوستانه وي نيز توجه كافي داشته باشند. رفع نشدن يك يا چند نياز خاص يا ارضا و اقناع نشدن نوجوان از آنها پايه‌اي براي پرخاشگري، عصيان، مهار گسيختگي و عقده‌هاي رواني يا به صورت معكوس انزوا و افسردگي وي مي‌شود.


شوون رفتاري جديد
بلوغ به تناسب سن نيازها و رفتارهاي جديد براي نوجوان مي‌آفريند كه بخشي از آنها به اختصار به اين شرح است:

تمايل به عضويت در گروه‌هاي دوستي: گروه دوستي همسالان امكاناتي براي مشاوره، يادگيري مهارت‌هاي جمعي،‌كسب آگاهي، تمرين استقلال، در ميان گذاشتن مشكلات و احساسات بلوغ، كنترل رفتار و روابط عاطفي گسترده‌تر در اختيار نوجوان قرار مي‌دهد. گروه‌هاي دوستي به بهبود روابط عاطفي و اجتماعي و سازگاري وي كمك مي‌كند و نوجوان را در معرض تعامل انساني و دلخواه قرار مي‌دهد. افراد در سن بلوغ دوستاني را ترجيح مي‌‌دهند كه هوش، شكل ظاهري، استعدادهاي ويژه و توانايي جلب جنس مخالف را داشته و انعطاف‌پذير و مهربان و مشتاق باشند. يك دوست چه الگو باشد و چه نياز به كمكي داشته باشد يا حتي حس‌همذات پنداري ايجاد كند، براي نوجوان محترم است. نوجوان در دوره بلوغ نسبت به گروه دوستانش تعصب دارد و بدون قضاوت آنها را افرادي شايسته و لايق مي‌پندارد
.

تحرك: نوجوان سرشار از انرژي است. بخشي از اين انرژي كه از سوخت‌ و ساز ويژه بدن وي ناشي مي‌شود در راه انگيزش جنسي صرف مي‌شود و بخش ديگر به صورت مبارزه طلبي، پرخاشگري، حادثه‌جويي، سركشي، عصيان و حرافي تجلي مي‌يابد. در اين باره ورزش بهترين روش تخليه انرژي محسوب مي‌شود كه سلامت جسم و روح وي را به ارمغان مي‌آورد.

نداشتن تعادل رفتاري: تغييرات پر دامنه و سريع‌ بلوغ موجب مي‌شود نوجوان تقدم و تاخر كارهايش را از دست بدهد. او نمي‌تواند براي روزمرگي‌اش اولويت خاصي را برگزيند و از اين رو ممكن است در امور درسي‌اش به افت و بي‌انگيزگي دچار شود. يا براي مثال، تعادلي منطقي ميان ساعات بازي و خوابش برقرار كند. ممكن است انرژي زيادي براي يكي از فعاليت‌هاي روزمره صرف كند و از كارهاي ديگر باز ماند. كمك و مشاوره والدين در اين باره ضروري است.

بدبيني و شك: ارزش قائل شدن بيش از اندازه و مطلق براي هنجارهاي اخلاقي و احتمالا نيافتن آنها در رفتار و كردار والدين و اطرافيان احساسات نوجوان را برمي‌‌انگيزد و او را به شك و ترديد دچار مي‌كند. اين ترديد و بدبيني پس از‌ آن ممكن است به رذايل اخلاقي نظير استعمال دخانيات و مواد مخدر، مصرف مشروبات الكلي، رفتارهاي پر خطر جنسي يا حتي اعتياد به مصرف قرص‌هاي آرامبخش منجر شود. هدايت نوجوان، بازآفريني ارزش‌ها و كمك به وي براي دروني كردن آنها در اين باره شيوه‌اي كارآمد است.

توجه بيش از اندازه به اندام و ظاهر: توجه به ظاهر در دوران بلوغ تا حدي طبيعي است و اجتناب‌ناپذير به نظر مي‌رسد، اما فراموش نكنيم افراط در آن كه از بيكاري نوجوان و احتمالا ايجاد انگيزه‌هاي كاذب از سوي ديگران ناشي مي‌شود، ممكن است به بيماري‌هاي روحي و رواني، توهم و تلقيات نادرست درباره اندام و ظاهر منجر شود.

عقايد نادرست و رفتارهاي نامناسب: تازه‌بالغان بيشتر در ميان جمع رفتار مناسبي ندارند يا سخنان نسنجيده به زبان مي‌آورند. حتي ممكن است بيش از اندازه منزوي و گوشه‌گير باشند و به افكار و عقايدي در تاييد آن دست يابند.

صحبت و مشاوره با نوجوانان و شركت دادن آنها در مناسبات و اجتماعات فاميلي مي‌تواند از طريق تقويت مهارت‌هاي ارتباطي تاثيري مثبت بر عقايد و رفتار آنان ايجاد كند.

نداشتن انگيزه و ترسيم نكردن آينده‌اي روشن: طبق تحقيقات انجام شده ميان ياس از آينده در دوران نوجواني و تكامل شخصيت با بزهكاري اجتماعي رابطه‌اي معنادار وجود دارد. معضلات اجتماعي اصلي‌ترين متهم اين ياس شخصيتي است و از آنجا كه حل اين معضلات وسيع به راحتي امكان‌پذير نيست تنها روش موجود براي جلوگيري از افسردگي و بدبيني به آينده در نوجوان، جانبداري از او در برابر مشكلات فراگير جامعه و همزمان انگيزش منطقي وي براي غلبه بر آنهاست. بايد به نوجوان كمك كرد تا دنيا را به اندازه نياز بشناسد، خويشتن را دوست بدارد و جايگاهي منطقي و عقلاني براي خويش در جامعه پيرامون تصوير كند.


الگوسازي‌


بخشي از رفتارهاي نوجوانان در سن بلوغ از شرايط دنياي معاصر نشات مي‌گيرد. گسترش ارتباطات و اطلاعات، مدرنيته، مصرف‌گرايي، مدگرايي و ماشينيسم عواملي هستند كه نوجوان در سن بلوغ از آنها الهام مي‌گيرد و در رفتارهايش بروز مي‌دهد. نوجوانان امروزي لباس ساده نمي‌پوشند، اتاق و وسايل شخصي مي‌خواهند، به فناوري‌هاي جديد دلبسته‌اند و آزادي و استقلال شخصي و خصوصي طلب مي‌كنند.

آنها فرمانبردار مطلق والدين نيستند و حتي ممكن است در بسياري از مسائل روان‌شناسي، رفتاري و اجتماعي صلاحيت والدين براي دخالت، مشاوره يا اظهارنظر را قبول نداشته باشند. به هر حال، شرايط گذران مراحل بلوغ بسيار متفاوت و خاص شده است و مانند گذشته از مسيرهاي هموار و معين نمي‌گذرد. نوجوان در ميان اين گسترش، پيچيدگي و هجوم اطلاعاتي بيش از هر چيز به دنبال يك الگو مي‌گردد. الگوها در حقيقت به نوجوان كمك مي‌كنند تا حس قهرمان‌پرستي، مطلق‌گرايي و آرمان‌جويي خود را به تصوير بكشند و مصداقي بيروني برايش پيدا كنند.امين رحيمي
http://www.jamejamonline.ir

0000000000000000


مدارس کشور شدیدا" به وجود مشاوران و روانشناسان و معلمان آگاه در این زمینه نیاز دارند


روان پريشان در مدارس شناسايي نمي شوند
* دكتر فرخنده مفيدي: درمدارس خارج از كشور افرادي به عنوان مددكاران اجتماعي غير از موضوعات تربيتي به امور قضايي و دادگاه هم مي پردازند.
* دكترامير محمود: درمدارس فرانسه و سوئد پرسشنامه هايي براي نظارت دايم بر عملكرد دانش آموزان در دست معلمان است كه ۴۰درصد آن را مسائل روانشناختي تشكيل مي دهد.
* اگر مدارس تحركي از خود نشان دهند خواهند توانست منشأ تغييرات عمده يي در نگرشهاي عمومي جامعه نسبت به مسائل رواني باشند.
هنگامي كه ناظم دبيرستان دخترانه او را به خاطر شيطنتهاي مكررش به دفتر برد اخراج نكردنش از مدرسه را به كاري غيرشرافتمندانه منوط كرد. به اين ترتيب كه مي بايست هر خبري را در مورد همكلاسيهايش در اختيار ناظم قرار مي داد و اصطلاحاً جاسوسي دوستانش را مي كرد. او اين موضوع را تنها در حلقه دوستان صميميش مطرح كرد. «بقيه بچه ها اگر مي فهميدند تكه تكه ام مي كردند. »
كودك هفت ساله وقتي دچار لكنت زبان شد كه معلم كلاس اول بارها براي وادار كردن بچه ها به درس خواندن يا ساكت بودن سر كلاس آنها را تهديد كرد در زيرزمين مدرسه كه پر از سوسك و موش و شايد حيوانات وحشي ديگر است زندانيشان مي كند. يك روز معلم سه نفر از بچه هاي گريان را سر كلاس آورد كه قسمهاي بزرگ مي خوردند كه در زيرزمين تاريك و سياه، حيوانات وحشي ديده اند!
در مدارسي كه روانشناسان مجرب به كارگماشته شده اند و اوليا و معلمان مدرسه اعتبار آنها را به رسميت شناخته اند برخي از ناهنجاريها تحت كنترل قرارگرفته است. يك روانشناس تربيتي كه مدتها در دبيرستاني به كار مشاوره پرداخته به عنوان نمونه يي از موفقيتهايش به خود مي بالد كه توانسته از شاگردي شرور دانش آموزي درس خوان ومؤدب بسازد. «بعداز روانكاوي متوجه شدم پسر كوچك اندامي كه مدرسه را به هم مي ريزد آرزو دارد مانند برادرش به كار آهنگري بپردازد تا پول زياد به دست آورد. با اطلاع خانواده اش ترتيب اخراج صوريش رااز مدرسه داديم تا در آهنگري برادرش به كار بپردازد و مخصوصاً به برادرش توصيه كردم تا حد امكان بر او سخت بگيرد. چندروز بعد خودش راه مرا گرفت و درخواست كرد به مدرسه برگردد. » www.zibaweb.com
اما همه مدارس از چنين امكاناتي برخوردار نيستند. در بعضي از مدارس اصولاً مشاور مجربي وجود ندارد. در بسياري از دبيرستانها مشاوران تنها به ارايه مشورت در امور درسي مي پردازند و در برخي اعتبار مشاوران به رسميت شناخته نمي شود. روي هم رفته قدرت اجرايي روانشناسان و مشاوران مدراس ايران به هيچوجه همپايه همكارانشان دركشورهاي ديگر نيست. اين در حالي است كه شيوه رفتار بسياري از معلمان نيز همچنان از روشهاي روانشناسي روز دنيا جدا است و تاكنون هم كار زيادي براي آموزش معلمان صورت نگرفته است. وجود انواع مشكلات روحي و رواني در مدارس نشانگر آن است كه در مدارس كشور ماجاي نظريه هاي روانشناسي خالي است. اين در حالي است كه در كشورهاي پيشرفته اصول روانشناسي و تربيتي به شكلي جدي در مدارس به مورد اجرا گذاشته مي شود.
دكترفرخنده مفيدي مدير گروه روانشناسي دانشگاه علامه طباطبايي تأكيد مي كند: «مدرسه جايگاه توأم آموزش و تربيت است. قسمتي از شخصيت بچه ها در مدرسه شكل مي گيرد. در مدرسه مي توان به بچه ها گفت چگونه رفتار كنند و يك گروه از دشواريهاي رواني دانش آموزان را نيز مي توان در مدرسه حل كرد. مدارس مشروط به ارتباط با خانواده ها مي توانند عواقب ناشي از مشكلات خانوادگي را رفع و رجوع كنند ونيز مي شود در مدراس براي والدين كارگاه آموزشي برپا كرد و به مورديابي رواني دست زد. »
وي مي افزايد: «در مدارس خارج از كشور حتي افرادي به عنوان مددكاران اجتماعي غير از موضوعات تربيتي به امور قضايي و دادگاه هم مي پردازند. در اين دادگاههاي ويژه با پيگيري مددكار به نفع دانش آموزي كه كتك مي خورد يا مورد سوءاستفاده جنسي وجسمي قرار مي گيرد احكامي صادر مي شود. مثلاً به عدم صلاحيت والدين و مدرسه محل تحصيل حكم داده مي شود و يا پدريابي ومادريابي در دستور كار قرار مي گيرد. موضوع اين است كه بدي سازماندهي فضاي مدرسه و مشكلات ناشي از رفتار معلم دشواريهاي دوره ديگر زندگي انسان را پايه گذاري مي كند و به هيچ وجه قابل توجيه نيست كه كودك و نوجوان در مدرسه هم با بي عدالتي و بي انصافي مواجه شوند. »
اما شواهد موجود نشان مي دهد كادر مدارس به آموزشهايي درباره نحوه رفتار با دانش آموزان نيازمندند. يك پسربچه كلاس چهارم دبستان از درس خواندن متنفر شده چون بارها در محيط شلوغ يك دبستان پسرانه بدون آنكه دليلش را بداند از طرف ناظم كتك خورده يا گوشش محكم كشيده شده. برخي از معلمان هم هنوز نحوه رفتار با دانش آموزان را بخوبي نمي دانند. دكتر احمد به پژوه استاديار دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران مي گويد: «تحقير و سرزنش و تمسخر در مدراس سلامت رواني دانش آموزان را به خطر مي اندازد. در حالي كه متأسفانه در مدارس ما برخي از معلمان كه شيوه هاي برقراري رابطه انساني با دانش آموزان را نمي دانند، به نيازهاي رواني آنها توجه نمي كنند و به شيوه هاي گوناگون بچه ها را طرد مي كنند و در نتيجه سلامت و امنيت رواني بچه ها را مختل و آنها را از درس و مدرسه زده مي كنند.
در شرايط اختلال سلامت رواني و احساس ناامني، دانش آموز براي غلبه بر اين حالتها به رفتارهايي از قبيل دلقك بازي، دزدي، دروغگويي، ايذاي كودكان ديگر، تخريب، پرخاشگري، ناخن جويدن و نظاير آن روي مي آورد. تمام اين رفتارها معلول علتهايي است كه بايد آنها را در خانواده، مدرسه، جامعه و بي توجهي به نيازهاي رواني بچه ها جست. در اين شرايط گزينش و ارايه آموزشهاي لازم به معلمان بويژه درباره اصول برقراري رابطه انساني با دانش آموزان ضرورت دارد. »
در حال حاضر بيش از ۱۲هزارنفر تحت عنوان مشاور در مدارس به كار اشتغال دارند و نزديك به سه هزارنفر نيروي تخصصي نيز به عنوان روان شناس، مشاور، مددكار، گفتار درمان، روانپزشك و ... در هسته هاي مشاوره مناطق و شهرستانها و مراكز مشاوره و خدمات روان شناختي استانها به ارايه خدمات سطوح مختلف تخصصي مي پردازند.
اين موضوع را حمزه يي معاون مشاوره و بهداشت رواني اداره كل مشاوره و بهداشت مدارس مي گويد و در عين اينكه تصريح مي كند مدارس مي توانند نقش زيربنايي در حفظ و ارتقاي سلامت و بهداشت روان دانش آموزان ايفا كنند اذعان مي كند: «يكي از ضروريات تحقق اين امر توسعه و ترويج خدمات راهنمايي و مشاوره دركليه دوره هاي تحصيلي است كه تاكنون به دليل محدوديتهاي سازماني و اداري ازجمله شاخصهاي مصوب نيروي انساني براي آموزش و پرورش، امكان توسعه و جذب نيروي انساني متخصص مشاور در دوره راهنمايي تحصيلي نبوده هر چند كه اين كار از برنامه هاي در دست اقدام آموزش و پرورش است. »
وي اضافه مي كند: «در شرايط احراز شغل مشاور در آموزش و پرورش، شرط دارا بودن حداقل مدرك تحصيلي ليسانس در رشته هاي مشاوره، روان شناسي و برخي گرايشهاي علوم تربيتي منظور شده. در برنامه هاي كارآموزي و بازآموزي ضمن خدمت فرهنگيان هم غالباً محتواهايي در زمينه مسائل تربيتي و رواني دانش آموزان واصول بهداشت رواني پيش بيني و به مورد اجرا گذاشته شده. »
با اين وجود كارشناسان همچنان آموزش معلمان و نحوه نظارت رواني بر دانش آموزان را كافي ارزيابي نمي كنند. اين در حالي است كه آموزش معلمان زمينه نظارت كامل بر روان دانش آموزان را ايجاد مي كند. نظارتي كه هم اينك شانه به شانه آموزش در اولويت كار مدارس در كشورهاي پيشرفته قرار دارد.
دكتر امير محمود روانشناس كه نظام آموزشي كشورهاي فرانسه و سوئد را از نزديك مشاهده كرده نظارت بر روان دانش آموزان در مدارس ايراني را در مقايسه با اين كشورها بشدت ناكافي ارزيابي مي كند: «در صورتي كه روانشناس در مدرسه حضور داشته باشد كارهايي انجام مي دهد ولي بطور معمول بچه ها مورد سؤال قرار نمي گيرند. در حالي كه بايد بروشورهايي در اختيار معلمان باشد تا براساس آنها بچه ها را از نظر رواني تحت نظارت دايم قرار دهند. در مدارس فرانسه و سوئد پرسشنامه هايي براي نظارت دايم بر عملكرد دانش آموزان در دست معلمان است كه ۴۰درصد آن را مسائل روانشناختي تشكيل مي دهد. »
اگر مدارس تحركي از خود نشان دهند خواهند توانست منشأ تغييرات بعدي در نگرشهاي عمومي جامعه نسبت به مسائل رواني باشند. دكترامير محمود درباره اهميت موضوعات رواني در كشورهاي پيشرفته مي گويد: «در اين كشورها حتي در تصادفات رانندگي ميزان آلام روحي افراد مورد بررسي و درمان قرار مي گيرد. »
 پس آيا همين توجه به روان انسانها را نمي توان دليل اساسي براي توسعه همه جانبه غرب دانست؟  گزارش: حميده احمديان راد
http://www.iraninstitute.com
************************

 

10 باور نادرست درباره بلوغ دختران و پسران

 


هنوز عموم مردم تصورات و استنباط‌هاي نادرستي از بلوغ در ذهن خود دارند که نمونه‌هايي از اين نوع پندارها به اين شرح است:


1) به اعتقاد بيشتر مردم، مرحله بلوغ، دوره‌اي خطرناک از رشد طبيعي انسان است، حال آنکه چنين نيست و بايد اين دوره از رشد را با صبر و حوصله پذيرفت.
2) اعتقاد بر اين است که در دوره بلوغ، نوجوان دچار عصبانيت و پرخاشگري مي‌شود و براي رفع آن بايد خشونت به خرج داد تا خشم نوجوان در مقابل خشونت، کنترل و کاهش يابد. در صورتي که والدين بايد نوجوان خود را به عنوان يک دوست صميمي بپذيرند و سعي کنند وي را ياري دهند که بر خشم و عصبانيت طبيعي خود در اين دوره فايق آيد.
3) از زمان‌هاي پيش، اعتقاد براين بوده که به هنگام بلوغ، شخصيت فرد عوض مي‌شود اما اين تصور، اشتباه است و هيچ‌گاه شخصيت عوض نمي‌شود بلکه بايد اين دوره حساس از رشد را مرحله تکامل شخصيت دانست، مرحله‌اي که در آن نوجوان در تلاش مداوم است تا به ثبات و هماهنگي شخصيت خود دست يابد.
4) گفته مي‌شود، در مناطقي که داراي آب و هواي گرم هستند، مرحله بلوغ زودتر آغاز مي‌شود. در صورتي که بررسي‌هاي دقيق علمي، صحت اين گفته را به شکل قطعي تاييد نمي‌کند. چگونگي تغذيه، بهداشت فردي، بهداشت رواني و مسايل ژنتيک در پيدايش و ظهور بلوغ موثرند ولي اينکه در مناطق گرمسير افراد زودتر به استقبال بلوغ مي‌روند، قابل قبول نيست.
5) اعتقاد گروهي بر اين است که حرکت‌هاي ورزشي پرتحرک براي نوجوانان زيان‌آور است اما شواهد اندکي وجود دارد که صحت اين امر را ثابت کند. بايد توجه داشت نوجواني که در حال رشد است، همان‌گونه که به تغذيه و استراحت کافي نياز دارد، به ورزش نيز نيازمند است. ولي براي انتخاب نوع و چگونگي حرکات ورزشي بايد وضعيت رواني و جسماني نوجوان را در نظر گرفت. در اين صورت است که نوجوان بدون نگراني مي‌تواند ورزش مورد علاقه خود را انتخاب کند.
6) گروهي از مردم عقيده دارند که در هر زمان، چگونگي بروز آثار و علايق بلوغ در نوجوانان متفاوت است، اما اين عقيده صحيح نيست. نکته مهم اين است که نوجوان با توجه به مسايل تربيتي و طرز تفکر و نگرش، همانند گذشتگان بوده و ظهور علايم بلوغ غيرقابل تغيير و در تمام اعصار يکسان است اما طريق بروز و ظهور علايم و نشانه‌هاي آن، به ويژگي‌هاي سنتي و فرهنگي جامعه بستگي دارد.
7) ظهور علايم جنسي در نوجوان دليل برآن نيست که او قدرت توليد مثل نيز يافته است. فرزند خود را با چنين تحليل‌‌هايي به سمت ازدواج زودرس سوق ندهيد. نبايد تصور کرد که به محض مشاهده اولين تظاهرات جنسي، نوجوان براي توليد مثل آمادگي دارد.
8) برخي معتقدند که در هنگام بلوغ، نوجوان براي ازدواج و تشکيل خانواده از لحاظ نيروي عقلاني و اعمال هوش ضعيف است، در صورتي که آمادگي دارد اما بايد توجه داشت که بلوغ رواني نيز در اين امر اهميت دارد. بسياري از افراد از نظر نيروي جسماني و جنسي داراي رشد لازم به منظور انجام وظايف زناشويي هستند، اما از نظر عاطفي و رواني براي پذيرش مسووليت‌هاي اجتماعي، آمادگي کافي ندارند. www.zibaweb.com
9) تصور اشتباه ديگر اين است که عده‌اي معتقدند نوجواني که از نظر جسماني سريع رشد مي‌کند، نسبت به هم‌سالان خود از اندامي قوي‌تر برخوردار است. پژوهش‌هاي علمي چنين ارتباطي را بي‌اساس مي‌دانند.
10) سال‌هاي نوجواني که تقريبا با بلوغ آغاز مي‌شود حساس‌ترين دوران زندگي به حساب مي‌آيد. دوراني که به دوران اضطراب و تنش معروف است و شخصيت پايه‌ريزي شده دوران کودک، بهتر و آشکار‌تر شکل مي‌گيرد و بروز مي‌کند.  آموزش نیوز

آسيب‌ شناسی استفاده از تلفن همراه برای دانش‌آموزان


كودكان و نوجوانان زير 17 سال، در مقابل امواجي كه از گوشي‌ها ساطع مي‌شود، بسيار ‌آسيب‌پذيرند زيرا در فرآيند رشد جسمي آنان تاثير منفي مي‌گذارد و حتي سبب كم‌اشتهايي و عوارض ناشي از آن مي‌شود.

فارس: مدير كل دفتر برنامه‌ريزي امور تربيتي و مشاوره آموزش و پرورش با تشريح مضرات و آسيب‌هاي استفاده دانش‌آموزان از تلفن همراه گفت: تلفن‌هاي همراه محل تجمع بسياري از باكتري‌ها هستند.

محمد‌علي اميري اظهار داشت: بر اساس مطالعات و بررسي‌هاي دقيق صورت گرفته، استفاده از تلفن همراه در مدارس مانند ساير توليدات فناوري اطلاعات و ارتباطات داراي محاسن و معايبي است.

وي ادامه داد: اين موضوع براي گروه سني كودكان و نوجوانان بسيار حساس‌تر است زيرا در شرايط تحصيل، رشد و تكامل شخصيتي هستند و آسيب‌پذيري آنها نسبت به ناهنجاري‌هاي موجود در جامعه بيشتر از ساير قشرهاست.

* تلفن‌هاي همراه محل تجمع بسياري از باكتري‌ها هستند

مدير كل دفتر برنامه‌ريزي امور تربيتي و مشاوره آموزش و پرورش با اشاره به اينكه استفاده از تلفن همراه براي دانش‌آموزان محاسني را به همراه دارد، افزود: برقراري ارتباط با والدين و كنترل رفت و آمد دانش‌آموزان به مدرسه از محاسن استفاده از تلفن همراه است كه البته نبايد سرگرمي بچه‌ها براي ارسال پيام كوتاه، بازي‌هاي گوشي تلفن يا ارسال تصاوير از طريق بلوتوث را فراموش كرد.

اميري تصريح كرد: تلفن همراه معايب بسيار زيادي براي دانش‌آموزان ابتدايي تا متوسطه دارد به عنوان نمونه از نظر بهداشتي گوشي‌هاي تلفن همراه محل تجمع بسياري از باكتري‌ها و ميكروب‌هايي هستند كه روي گوشي جمع مي‌شوند.

*تلفن همراه از انتقال‌ دهنده‌هاي بيماري‌هاي خطرناك است

وي بيان كرد: متأسفانه تلفن همراه از آن دسته وسايلي است كه مواد بيماري‌زا از طريق آن بسيار سريع به بدن شخص و ديگران انتقال پيدا مي‌كند كه اين مسئله در رابطه با كودكان درصد بالاتري دارد.

مدير كل دفتر برنامه‌ريزي امور تربيتي و مشاوره آموزش و پرورش با بيان اينكه تلفن همراه يكي از وسايلي است كه ويروس‌هاي بيماري زا و واگيردار را به راحتي منتقل مي‌كند، اضافه كرد: اين وسيله به دو مسير ورودي بدن انسان يعني گوش و دهان نزديك است، در نتيجه گوشي مي‌تواند يكي از انتقال‌ دهنده‌هاي بيماري‌هاي خطرناك باشد.

* استفاده از تلفن همراه براي دانش‌آموزان اعتياد آور است

اميري گفت: كودكان و نوجوانان زير 17 سال، در مقابل امواجي كه از گوشي‌ها ساطع مي‌شود، بسيار ‌آسيب‌پذيرند زيرا در فرآيند رشد جسمي آنان تاثير منفي مي‌گذارد و حتي سبب كم‌اشتهايي و عوارض ناشي از آن مي‌شود.

وي با اشاره به اينكه استفاده از تلفن همراه براي دانش‌آموزان اعتياد آور است، اظهار داشت: بسياري از نوجوانان زمان زيادي را به صحبت كردن با موبايل، ارسال پيام كوتاه و انجام بازي‌ها صرف مي‌كنند كه اين امر به علت طولاني شدن در بعضي از مواقع گاهي سبب بروز اختلالات رواني در دانش‌آموزان مي‌شود.

*استفاده از تلفن همراه مي‌تواند زمينه انحراف دانش‌آموزان را فراهم مي‌كند

مديركل دفتر برنامه‌ريزي امور تربيتي و مشاوره آموزش و پرورش با اشاره به اينكه يكي ديگر از عوارض استفاده از تلفن همراه افت تحصيلي دانش‌آموزان است، گفت: متأسفانه تلفن همراه تبديل به وسيله‌اي براي حواس‌پرتي دانش‌آموزان در سر كلاس و عدم تمركز آنان است كه در نهايت موجب ياد نگرفتن دروس و افت تحصيلي و نيز مشكل تعامل با معلم و همكلاسي‌ها مي‌شود.

اميري با بيان اينكه استفاده از تلفن همراه مي‌تواند زمينه انحراف دانش‌آموزان را فراهم ‌كند، تصريح كرد: هنگامي كه يك پيام كوتاه يا تصوير غيراخلاقي از طريق بلوتوث براي دانش‌آموز ارسال مي‌شود، ممكن است در همين نقل و انتقال‌ها زمينه انحراف و مشكلات اخلاقي دانش‌آموز ايجاد شود.

* استفاده از تلفن همراه در مدارس ممنوع است

وي بيان كرد: اين مشكل با عكس‌برداري و فيلم‌برداري به خصوص در مدارس دخترانه به سبب سوء‌ استفاده‌هاي مختلف از شرايط داخل كلاس و مدرسه بيشتر مي‌شود و دانش‌آموزان دختر را با چالش‌هاي فراواني مواجه مي‌كند.

مدير كل دفتر برنامه‌ريزي امور تربيتي و مشاوره آموزش و پرورش اضافه كرد: در بسياري از كشورهاي توسعه يافته يا در حال توسعه استفاده از تلفن همراه براي دانش‌آموزان ممنوع بوده و در حال حاضر نيز اين ممنوعيت ادامه دارد و اين مهم بايد در مدارس كشور نيز نهادينه شود.

اميري با اشاره به اينكه خانواده‌ها در عدم استفاده دانش‌آموزان از تلفن همراه بسيار مؤثر هستند، خاطرنشان كرد: والدين دانش‌آموزان بايد همكاري لازم را با مدرسه داشته باشند و مديران مدارس جلسات توجيهي براي اولياء دانش‌آموزان را برگزار كنند.

اسامی هنرستان های کارودانش دخترانه منطقه 14 تهران ومناطق همجوار

نام هنرستان منطقه رشته نشانی تلفن

نور

۱۴

۱-سفالگری ۲-گرافیک کامپیوتر۳-عکاسی دیجیتال ۴-عکاسی سیاه وسفید۵-چهره سازی ۶-نگار گری ۷-کاشی هفت رنگ خ-پیروزی -بلوار ابوذر  بعداز پل سوم -بهشت سوم ۳۳۱۴۴۸۷۴

نرگس

۱۴

۱- حسابداری ۲-امورداری ۳-چهره سازی ۴- کامپیوتر -گرایش تولید چند رسانه ۵- مدیریت خانواده خ- پیروزی بلوار ابوذر -بعداز پل سوم -روبروی مسجد علی ابن الحسین -کوچه پنجم جنب پارک سمیه ۳۳۸۲۶۰۵۰

امام صادق

۱۴

۱- کامپیوتر -گرایش تصویر سازی ۲- کامپیوتر -گرایش تولید چند رسانه ۳- طراحی نقاشی فرش ۵- نقشه کشی عمومی ۶-تعمیر موبایل و تلفن رومیزی ۷-لباس شب وعروس خ- پیروزی -بلوار نیکنام -اتوبان امام علی (ع)-کوچه شهید نظر اهاری ۳۳۳۰۳۵۳۵-۳۳۳۴۰۰۳۴

ابرار

۱۵

نقشه کشی صنعتی به کمک رایانه ۲-نفشه کشی ساختمان به کمک رایانه ۳-حسابداری ۴-امور اداری ۵-طراحی صفحات وب ۶-عکاسی ذیجیتال ۷-خیاطی وطراحی زنانه خ- پیروزی -بلوار ابوذر -۳۵متری ولیعصر -نصر ۶ ۳۳۰۱۷۲۴۶

سمیه

۱۳

خیاطی وطراحی زنانه ۲-کاشی هفت رنگ ۳--گرافیک کامپیوتر۴-حسابداری ۵-هنر فرش خ- پیروزی -انتهای طبرسی-پلاک ۷۲ ۳۳۳۳۳۶۵۷

نفیسه

۱۳

۱-نقشه کشی ساختمان-۲-حسابداری خ- پیروزی -خ- ششم نیرو هوایی-نبش ۳۱/۵-پلاک ۸۶ ۷۷۴۷۳۹۴۵
خوارزمی

۱۳

۱- امراداری ۲-چهره سازی ۳-عکاسی خ- تهران نو -بلال حبشی -بهار غربی -پلاک ۳ ۷۷۴۱۸۶۰۱
پژوهش

۱۳

۱-نقشه کشی صنعتی۲-خیاطی ۳-کامپیوتر -گرایش تولید چند رسانه خ- خاقانی-۰ بعد از فلکه اشتیانی داخل کوی زینبیه ۷۷۱۷۰۸۰۷
فاطمه تعلیمی

۱۳

۱-نفشه کشی ساختمان ۲--حسابداری بازرگانی خ- ششم نیروهوایی- نبش فرعی ۶/۳۱پلاک ۷۸ ۷۷۴۶۴۰۶۰

اسامی هنرستانهای فنی وحرفه ای دخترانه مناطق همجوار منطقه 14

هنرستان

منطقه

رشته

ادرس

تلفن

اقا بتول

۱۵

گرافیک - کامپیوتر -حسابداری-نقشه کشی معماری

مسعودیه -شهرک والفجر -خ-هنرستان -خ-شهید محمدی

۳۳۱۴۳۶۳۷

کوثر

۱۵

کامپیوتر -حسابداری-کودکیاری -طراحی دوخت

میدان خراسان -خ- طیب خ- شهیدعابدی-جنب تاکسیرانی

۳۳۰۲۴۹۴۹

معصومیه

۱۳

گرافیک-نقشه کشی معماری

خ- دماوند-خ-خاقانی -خ-بابا طاهر-کوی زینبه

۷۷۴۷۴۲۸۵

ال یاسین

۱۲

گرافیک - -نقشه کشی معماری -طراحی دوخت

بهارستان -خ- مردم -خ- شهید دیالمه -بن بست موحدی

۳۳۳۱۲۱۶۶

دختران

۱۲

کامپیوتر -حسابداری بازرگانی- صنایع شیمیایی

پیچ شمیران -خ- شهید نور محمدی -نبش کوچه اصانلو -پلاک ۱۰۵

۷۷۶۵۲۸۲۷

رفاه (غیرانتفاعی )

۱۲

گرافیک-نقشه کشی معماری-انیمیشن

خ- مجاهدین اسلام -خ-ایران -کوچه پلور -پلاک ۲۰

۳۳۵۱۶۹۹۶

@ هوش

هوش استعداد، قوۀ ابتکار، دانایی، قدرت یادگیری،حافظۀ‌ قوی برای از بر کردن شمارۀ تلفن و یا شعر ، تواناییِ حل مشکلات و… یک فرد است؟

ویکی پدیا هوش را این گونه تعریف کرده است؛ هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال، برنامه‌ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می‌گیرد. نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند.

بینه و سیمون در سال ۱۹۰۵، مفهوم هوش این گونه تعریف کرده اند؛ در مفهوم هوش استعداد فکری بنیادین وجود دارد. استعداد فکری و توان داوری را می‏توان یک  حس خوب، عملی، قریحه‏ واستعداد فکریِ فرد برای تطبیق با محیط نامید. بنابراین، خوب داوری‏کردن، خوب درک‏کردن و خوب استدلال‏کردن از فعالیت های اساسی هوش‏ هستند.

به طور کلی در زمینه هوش دو نظر اساسی وجود دارد: نظریه هوش کلی و نظریه چند عاملی.
نظریه هوش کلی می گوید؛ توانایی های ذهنی انسان دارای یک عامل مشترک است که اسپیرمن آن را عامل  g جی،  حرف اول (general)  معرفی می‌‏کند.

و نظریه چند عاملی می گوید؛ چند عامل مجزا یا مهارت هایی اساسی وجود دارد. هر فعالیتی با یک یا چند عامل از آنها درگیر است. ترستون بر این باور است که هوش از شش عامل تشکیل یافته است که شامل:

عامل عددی: مهارت انجام عملیات ریاضی با صحّت و سرعت. عامل کلامی: مهارت انجام آزمونهای درک کلامی. عامل فضایی: مهارت به‏کارگیری اشیا در فضای تخیل. عامل روانی کلمات: مهارت به‏کارگیریِ سریع کلمات. عامل استدلال: مهارت کشف قوانین تفکر قیاسی و استقرایی. عامل‏ حافظه: مهارتِ‏ یادسپاری ‏و یادآوریِ سریع…

حال با توجه به توضیحات بالا اگر می خواهید سطح هوش خود را افزایش دهید، روش های پیشنهادی ما را امتحان کنید. با استفاده از این روش ها که به نوع بازی هم می توان به آنها اطلاق کرد، شما می توانید سرعت انتقال ذهن خود را سریع تر، پیام را واضح تر، در عمل خلاق تر، در یادگیری پیشرو تر و… باشید.

انجام تمرین های ذهنی به صورت مداوم ذهن شما را پویا و فعال تر می سازد.

نتیجه بدست آمده از تحقیقات و مطالعات، محققان انگلیسی حاکی از آن است؛ افرادی که فعالیتهای ذهنی انجام می دهند۶۳ درصد کمتر از افرادی که به ندرت فعالیت های فکری انجام می دهند، درمعرض ابتلا به زوال عقل یا آلزایمر قرار دارند.

این مطالعات که در دانشگاه میشیگان انجام شده است، نشان داد؛ بزرگسالانی که بازی های فکری را به صورت روزانه به مدت چند هفته انجام می دهند به طور چشمگیری هوششان افزایش می یابد.

روش های زیربرای همین منظور طراحی شده اند. این روش ها جهت بالابردن قوه ادراک و هوش افراد است که توسط سنتیا گرین استاد گروه روانپزشکی و بنیان گذار برنامه های بهبودی و ارتقاء هوش طراحی شده است.

انجام دادن روش های زیر، همراه با خوردن رعایت رژیم غذایی مناسب و ورزش مناسب، می تواند قدرت ذهنی و فکری شما را تا ۷۸ درصد بالا ببرد. امتحان کنید.

بازی با کلمات

کلماتی چند سیلابی را انتخاب کنید و سعی کنید با برعکس کردن حروف، شبیه سازی خوش آهنگ کردن کلمات آنها را در ذهن خود جای دهید. کلماتی که با تلفظ آنها مشکل دارید، برای تمرین شروع خوبی هستند. این یک روش موفق در یادگیری و تقویت هوش شما برای حفظ کلمات سخت است.

رویا و تخیل

برای خود تخیل و رویای زیبایی را با تمام جرئیات و تمام رنگی بوجود بیاورید. این تخیل باید به گونه ای باشد که به نظر واقعی و بسیار دقیق و ظریف بیایید. هر زمان که تنها شدید و یا وقت داشتید،  وارد این تخیل شده و آن را بازسازی، کاملاتر و جزئیات آن را رنگ کنید.

رنگ ها

توانایی خود را به چالش بکشید تا تمرکز پیدا کنید. رنگها را با صدای بلند بخوانید و بنویسید. این روش را تکرار کنید.

هفت کلمه

قوه تخیل خود را با این امتحان شفاهی محک بزنید. یک داستان کوتاه بنویسید. داستانی که فقط از ۷ کلمه تشکیل شده باشد. تنها ۷ کلمه. شروع کنید.

تجزیه و تحلیل یک رابطه یا اطلاعات

تجزیه و تحلیل کردن یک رابطه و اطلاعات بدست آمده، ذهن شما  را فعال و پویا می سازد. یک ورق و خودکار بردارید و یک رابطه و مسائل مربوط به آن را به جزئیات بنویسید و در باره هر کدام نظر و رویای خود را نیر بنوسید. خواهید دید که بدین ترتیب، قادر به تغییر و حل بسیاری از مسائل خواهید بود.

تغییر جهت به مخالف

کارهای روزمره خود را با دست مخالف انجام دهید. یعنی اگر راست دست هستید، از دست چپ خود استفاده کنید و بالعکس… این روش باعث می شود که بین سلول های مغز شما اتصال ایجاد شود. اگر راست دست هستید، از دست چپ خود برای کارهای روزمره مثل مسواک زدن، شانه کردن مو و خوردن استفاده کنید. حتی سعی کنید با دست چپتان بنویسید. با ادامه و تداوم در این کار اتصال بین سلول های مغز را بوجود بیاورید.

 نشانه ها

به نشانه ها توجه کنید. این روش به شما کمک می کند تا مهارت جستجوی تصویری خود را تقویت کنید. جدولی از نشانه های مختلف تهیه کنید. برای هر کدام از این نشانه ها ۳۰ ثانیه وقت بگذارید، توجه کنید، نشانه هایی که در بالای جدول آمده است، هرکدام چند بار در جدول تکرار شده اند.

عکس را در حافظه ثبت کنید

با این تمرین، حافظه تصویری خود را تقویت کنید. یک عکس انتخاب کنید و به مدت ۱ دقیقه به آن نگاه کنید. سپس عکس را پشت رو کرده و سعی کنید هرآنچه در عکس دیده اید را به خاطر آوردید. موارد یادآوری خود را یادداشت کنید.

چند بار این تمرین را انجام دهید. ولی، قبل از شروع تمرین، یک نفس عمیق بکشید و بعد به عکس با دقت خیره شوید. بعد از چند بار تمرین، متوجه خواهید شد که هر بار، از دفعه قبل موارد بیشتری را به خاطر سپرده اید.

یادداشت برداری

یادداشت برداری را به یک عادت همیشگی تبدیل کنید. زمانی که اطلاعات مهمی می شنوید یا بدست می آورید از آنها یادداشت بردارید.

به عنوان مثال، هنگام مراجعه به یک پزشک، وکیل یا هر موقعیتی که ممکن است، باعث استرس وعصبانیت شما شود در نتیجه اطلاعات مهم در این میان از ذهن و حافظه شما پاک شود.

یادداشت برداری دراین شرایط، کار بسیار مهمی است. همیشه چند برگه سفید و یک خودکار همراه خود داشته باشید. همچنین در زمان برگزاری، سمینارها، جلسه ها و… یادداشت برداری فراموش نشود. نکات مهم سمینار یا جلسه را حتما یاداشت کنید.

شمارش معکوس

یک تمرین خوب که به ذهن شما کمک می کند. فعال و پویاتر شود. توجه کنید؛
از عدد ۲۰۰ شروع به شمارش معکوس کنید و از هر شماره ۵ عدد کم کنید به عبارت دیگر با اختلاف ۵ عدد شمارش معکوس کنید.

بعد ازعدد ۱۵۰ شروع به شمارش معکوس کنید. این بار با اختلاف ۷ شماره، شمارش کنید. یعنی از هر عدد، ۷ شماره کم کنید و بعد شمارش معکوس کنید.

آخرین مرحله عدد ۱۰۰ است که با اختلاف ۳ شماره، شروع به شمارش معکوس کنید. یعنی از هر عدد، ۳ شماره کم کنید وبعد شمارش معکوس کنید.

امتحان کنید تا نتیجه را آشکارا حس کنید.