۱۵ راه آسان برای اینکه بهتر زندگی کنید

۱۵ راه آسان برای اینکه بهتر زندگی کنید  
 
جک لندن گفته است، «درست‌ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن.» خیلی وقت‌ها اجازه می‌دهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش می‌آورد را می‌پذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر می‌رسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزتان که می‌گوید، «وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.»

برای آندسته از شما که دوست دارید از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنید، در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری از زندگیتان ببرید -- زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.
قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید
گاهی  اوقات کارهایی که دیگران برایمان می‌کنند را نمی‌بینیم تا وقتیکه دیگر آن کارها را برایمان انجام نمی‌دهند. نباید اینطور باشید. برای چیزهایی که دارید، کسانی که دوستتان دارند و مراقبتان هستند، قدرشناس باشید. تازمانیکه روزی برسد که دیگر پیشتان نباشند، نمی‌فهمید که چه ارزشی برایتان دارند. از اطرافیانتان قدردانی کنید و خیلی زود خواهید دید که افراد بیشتری دورتان را می‌گیرند. قدردان زندگی باشید و خیلی زود متوجه می‌شوید که چیزهای بیشتری برای زندگی کردن در اختیار دارید.
حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید
اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده‌ای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی‌بافی خواهید شد. نظرات بی‌فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. هیچکس حق قضاوت کردن درمورد شما را ندارد. ممکن است داستان زندگیتان را شنیده باشند اما مطمئناً نمی‌توانند حس و حالتان را درک کنند. شما هیچ کنترلی روی حرف‌های دیگران ندارید؛ اما کنترل اینکه به آنها اجازه بدهید این حرفها را به شما بزنند یا نه دست خودتان است. شما می‌توانید حرف‌های مسموم آنها را رد کنید تا به قلب و فکرتان آسیب نرسانند.
کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید 
 اینکه دیگران را ببخشید به این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند. اولین کسی که عذرخواهی می‌کند همیشه شجاع‌ترین است. و اولین کسی که می‌بخشد قوی‌ترین است. اولین کسی که می‌گذرد و از ناملایمات عبور می‌کند، شادترین است. پس شجاع باشید، قوی باشید و شاد. آزاد زندگی کنید.
همان کسی باشید که واقعاً هستید
اگر آنقدر خوش‌شانس باشید که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن باارزش است. در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند، جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید. و اگر بخاطر متفاوت بودن بقیه به شما خندیدند، شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید. تنها ایستادن جرات زیادی می‌خواهد اما ارزشش را دارد. اینکه خودتان باشید بسیار ارزشمند است!
به ندای درونیتان گوش دهید
زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچوقت نمی‌توانیم با ادامه کارهایی که همیشه می‌کنیم، به چیزی تبدیل شویم که می‌خواهیم. تصمیم بگیرید که به ندای درونیتان گوش دهید نه نقطه‌نظرات بقیه آدمها. همان کاری را بکنید که ته قلبتان مطمئن هستید درست است. راه، راه خودتان است. ممکن است بقیه در این مسیر با شما همراه شوند اما هیچکس نمی‌تواند این راه را بجای شما بپیماید. و یادتان نرود که قدردان همه روزهای زندگیتان باشید. روزهای خوب شما را غرق در خوشبختی می‌کنند و روزهای بد تجربه‌تان را بالا می‌برند و بدترین روزها بهترین درس‌ها را به شما می‌دهند.
به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید
 
 سخت‌ترین قسمت رشد کردن این است که چیزهایی که به آن عادت کرده‌اید را کنار بگذارید و با چیزهایی جلو روید که برایتان جدید است. بعضی‌وقت‌ها باید دست از نگران بودن، تعجب کردن، شک کردن بردارید و ایمان داشته باشید که همه چیز خوب پیش خواهد رفت. به سردرگمی‌هایتان بخندید، هوشیارانه در زمان حال زندگی کنید و از هر چه که زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید.میگناir.شاید آخر کار به آنجایی نرسید که ابتدا قصد داشتید، اما به همان جایی خواهید رسید که باید می رسیدید.
روابطتان را هوشمندانه انتخاب کنید
بهترین روابط فقط زمان‌هایی نیست که اوقات خوشی را می‌گذرانید، موانع و مشکلاتی که با هم روبه‌رو می‌شوید و این واقعیت که آخر همه آنها باز هم بگویید، «دوستت دارم» هم اهمیت دارد. و دوست داشتن کسی به این نیست که هر روز به او بگویید دوستت دارم، باید هر روز به هر طریقی که می‌توانید آن را به او نشان دهید. روابط باید عاقلانه انتخاب شوند. برای عشق ورزیدن عجله نکنید. آنقدر صبر کنید تا بالاخره عشقتان را پیدا کنید. اجازه ندهید تنهایی شما را به آغوش کسی بیندازد که می‌دانید به شما تعلق ندارد. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید، نه وقتی که تنها هستید. یک رابطه خوب ارزش صبر کردن را دارد.
کسانی که دوستتان دارند را بشناسید 
 به‌یادماندنی‌ترین افراد زندگی شما کسانی خواهند بود که زمانی دوستتان داشته‌اند که چندان دوست‌داشتنی نبوده‌اید. به این افراد در زندیگیتان خوب دقت کنید و شما هم دوستشان داشته باشید، حتی وقتی چندان دوست‌داشتنی رفتار نمی‌کنند.
خودتان را هم دوست داشته باشید
اگر می‌توانید بچه‌ها را با وجود شلوغی‌هایی که می‌کنند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید مادرتان را باوجود غرغرهایی که می‌کند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید خواهر و برادرتان را بااینکه هیچوقت به حرفتان گوش نمی‌دهد دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید دوستتان را بااینکه فراموش می‌کند چیزهایی که قرض گرفته را پس بدهد دوست داشته باشید؛ در این صورت می‌دانید چطور می‌توان آدم‌هایی که کامل نیستند را دوست داشت. پس مطمئناً می‌توانید خودتان را هم دوست بدارید.
کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید
کارهایی که هر روز انجام می‌دهید مهمتر از کارهایی است که هرازگاهی انجام می‌دهید. آنچه امروز انجام می‌دهید مهم است چون یک روز از زندگیتان را به ازای آن می‌دهید. سعی کنید کاری باشد که ارزش آن را داشته باشد.
بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید
پولدار شدن دو صورت دارد: اینکه هر چه بخواهید داشته باشید و دیگری اینکه به آنچه که دارید راضی باشید. همین حالا قدردان همه چیز باشید و مطمئن باشید که با این روش از هر لحظه از زندگیتان لذت خواهید برد. خوشبختی زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن درمورد مشکلاتی که داریم برداریم و بخاطر همه مشکلاتی که نداریم شکرگزار باشیم. و به خاطر داشته باشید، برای به دست آوردن روزهای خوب، باید با روزهای بد زندگی بجنگید.
برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید
گاهی اوقات لازم است که چند قدم عقب بروید تا به همه چیز خوب نگاه کنید. هیچوقت نگذارید زندگیتان آنقدر با کار مشغول شود، ذهنتان آنقدر درگیر نگرانی شود، قلبتان آنقدر انباشته از ناراحتی‌ها و کینه‌های قدیمی شود که هیچ جایی برای تفریح کردن و لذت بردن نداشته باشید.
از کوچک ترین چیزهای زندگی لذت ببرید 
 بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. می‌توانید از ساده‌ترین لجظات زندگی نهایت لذت و شادی را ببرید. تماشای غروب آفتاب یا وقت گذراندن با یکی از اعضای خانواده و هزاران لذت کوچک دیگر رایگان در اختیار شماست. از آنها لذت ببرید چون ممکن است یک روز که به عقب نگاه کنید متوجه شوید که چیزهای بزرگی بوده‌اند.
این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست
اجازه ندهید گذشته حال و آینده شما را بدزدد. شاید به کارهایی که در گذشته کردید مفتخر نباشید اما اشکالی ندارد. گذشته گذشته است و قابل تغییر، قابل فراموشی یا پاک کردن از زندگیتان نیست. فقط باید آن را قبول کرد. همه ما دچار اشتباه می‌شویم، همه ما دچار مشکل می‌شویم و گاهی افسوس اتفاقات مختلف در گذشته‌مان را می‌خوریم. اما شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید، و الان با قدرت شکل دادن به زمان حال و آینده‌تان اینجایید.
زمانی که باید بگذرید
همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند. اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

هفته بهداشت روان

هفته بهداشت روان

هفته بهداشت روان

روز 10 اكتبر هر سال میلادی (مطابق با 18 مهر ماه 1388) از طرف فدراسیون جهانی بهداشت روان *(WFMH) به عنوان "روز جهانی بهداشت روان " نامگذاری شده است.

این فدراسیون برای این روز در هر سال، یك شعار خاص را انتخاب می كند. شعار سال 2009 " سلامت روان در مراقبت های بهداشتی اولیه، افزایش خدمات درمانی و ارتقا سلامت روان " بود.

در ایران هفته پایانی مهر ماه (24 تا 30 مهر) به نام "هفته بهداشت روان" نام گذاری شده است.

بهداشت روان علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی كه تمام زوایای زندگی را در بر می گیرد. سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روان را قابلیت ارتباط هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب تعریف كرده است.

بهداشت روان، دانش و هنری است كه به افراد كمك می‌كند تا با ایجاد روش هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب‌تری را برای حل مشكلاتشان انتخاب نمایند.

سازمان جهانی بهداشت، خواستار تخصیص خدمات و سرمایه گذاری های بیشتر در حوزه سلامت روان است.

سلامت روان به حالتی از سلامتی گفته می شود كه فرد به کمک آن به توانایی های خود پی می برد، بر استرس های طبیعی زندگی اش غلبه می كند، به طور مؤثر كار می كند و قادر به همكاری با اقشار جامعه است.

در حقیقت بهداشت روان را می توان یكی از قدیمی ترین موضوعات به شمار آورد، زیرا بیماری های روانی از زمان های قدیم وجود داشته، طوری كه بقراط حدود 400 سال قبل از میلاد معتقد بوده كه بیماری های روانی را مانند بیماری های جسمی باید درمان كرد.

تقریبا از سال 1930، یعنی بعد از تشكیل اولین كنگره بین المللی بهداشت روان بود كه این رشته بصورت جزئی از علوم پزشكی درآمد.

در سال 1948 در سومین كنگره بین المللی بهداشت روان كه در لندن تشكیل شد، اساس "فدراسیون جهانی بهداشت روان" بنیان گذاری شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسكو و سازمان جهانی بهداشت درآمد.

ویژگی افرادی كه از نظر روانی سالم هستند:

* احساس آرامش، امنیت و كفایت می کنند.

* توانایی های خود را در حد واقعی، ارزیابی می‌كنند، نه بیشتر و نه كمتر.

* به خود احترام می‌گذارند (Self- respect) و كمبودهای خود را می‌پذیرند.

* به حقوق دیگران احترام می‌گذارند.

* می‌توانند به دیگران علاقمند شوند و آن ها را دوست بدارند. می‌توانند احترام و دوستی دیگران را جلب كنند.

* می‌توانند نیازهای زندگی خود را برآورده سازند و برای سختی های زندگی خود، راه حلی پیدا می كنند.

* قادرند مسئولیت های روزمره ی خود را با انتخاب اهداف معقول پیش ببرند.

* طوری تحت تاثیر عواطف، ترس، خشم، عشق یا گناه خود قرار نمی‌گیرند كه زندگی شان آشفته شود.

نشانه هایی که درباره به خطر افتادن سلامت روان هشدار می دهند:

بیماری روانی

- احساس نگرانی و غمگینی و ترس دائمی و بدون دلیل

- از دست دادن سریع تعادل روانی

- بی خوابی های مكرر

- افسردگی و سرخوشی متناوب و به صورت ناتوان كننده

- بی‌علاقگی و تنفر دائمی نسبت به مردم

- آشفتگی زندگی

- عدم تحمل دائمی فرزندان

- همواره خشمگین شدن و بعد دچار پشیمانی گشتن

- دائما حق را به خود دادن و دیگران را ناحق شمردن

- احساس درد و شكایت های بی‌شمار بدنی كه علتی برای آن پیدا نمی شود

اگر شخصی وجود یكی از علائم فوق را در خود قطعی بداند، باید به روانشناس مراجعه کند.

افراد آسیب پذیر از نظر سلامت روان: 

بیماران و معلولین روانی، عقب ماندگان ذهنی، بیماران صرعی، سالمندان، معتادان، بیكاران، فقیران، كودكان و نوجوانان، زنان باردار، افراد طلاق گرفته و داغدیده، افراد بی سرپرست، زندانیان و مهاجران.

قشر آسیب پذیر در الویت درمان قرار دارند.

انواع بیماری های روانی:

1- بیماری های عمده یا روان پریشی (Psychosis) 

الف) روان گسیختگی (schizophrenia): شكاف شخصیت و عدم احساس واقعیت

ب) افسردگی ـ سرخوشی (Manic- depressive): افسردگی ژرف و هیجان شدید نوسان دار

ج) سوء ظن شدید و هذیان (paranoia): سوء ظن بی دلیل به همه چیز در چارچوب توهم

2- بیماری های غیر عمده

الف) روان نژندی یا نِوروز: از دست دادن توانایی واكنش مطلوب و هنجار در برابر موقعیت های گوناگون زندگی

ب) اختلالات شخصیتی: ناشی از تجربیات ناگوارو بد دوران كودكی

عوامل موثر در بروز بیماری های روانی:

بیماری های جسمی: آترواسكلروز عروق مغزی، سرطان ها، بیماری های متابولیك، برخی بیماری های اعصاب، بیماری های غدد درون‌ریز، صرع و ... .

وراثت: كودكی كه پدر و مادرش هر دو روان گسیخته اند، احتمال ابتلای او به روان گسیختگی، 40 برابر بیشتر از كودكان دارای پدر و مادر سالم است.

عوامل اجتماعی: نگرانی ها، تنش های عاطفی، ازدواج های اجباری، گسیختگی خانواده، فقر، شهرنشینی، صنعتی شدن جامعه، مهاجرت، عدم امنیت اقتصادی، طرد شدن، از یاد رفتن، ظلم و ... .

عوامل محیطی:

- سمومی مثل جیوه، دی‌اكسید كربن، منگنز، قلع، تركیبات سرب

- داروهایی نظیر باربیتورات ها، گریزوفولوین، الكل

- كمبودهای تغذیه ای مثل كمبود ویتامین B6 و ید

- عفونت ها مثل سرخك، سرخجه و عفونت های هنگام زایمان كه بر تكامل مغزی جنین و کودک تاثیر دارند.

- پرتوتابی (مثل عکسبرداری اشعه x) در هنگام تكامل عصبی جنین

حوادث و تصادفات: اعم از حوادث و بلایای طبیعی (مثل زلزله) یا ساخت دست بشر (مثل تصادف رانندگی)

مذهب: افراد مذهبی و مومن کمتر به بیماری های روانی مبتلا می شوند و نیز بهتر به درمان ها پاسخ می گویند.

پیشگیری از بیماری های روانی:

اولیه: مقاوم نمودن جامعه و قشر آسیب پذیر در مقابل اختلالات روانی از طریق دخالت در عوامل ژنتیکی ، محیطی و اجتماعی (مثل مشاوره قبل از ازدواج برای زوج ها)

ثانویه: جلوگیری از عوارض بیماری های روانی از طریق آموزش ، پیگیری موارد بیماری، بیماریابی در جامعه و ارائه خدمات درمانی

ثالثیه: پیشگیری از مزمن شدن اختلال روانی و کاهش ناتوانی های فردی و جمعی از طریق:

ـ شناسایی مبتلایان به اختلالات روانی مزمن

- حمایت از مبتلایان شناخته شده به منظور جلوگیری از عوارض احتمالی ناشی از اختلال مانند خودكشی، اعتیاد، فرار از منزل، فحشا و سایر انحرافات اجتماعی با درگیر ساختن خانواده ها و سایر مراجع ذیربط

ـ اقدامات عملی برای بازتوانی مبتلایان از طریق كاریابی، حمایت مالی و اشتغال در مراكز    نیمه وقت

- ارائه خدمات مراقبتی

- تاسیس واحد های نوتوانی در بخش های روانپزشكی

- آموزش خانواده ها درباره ی نحوه برخورد با بیماران خود و مسئولیت پذیری آنها نسبت به بیماران.

بهداشت روانی دوران بلوغ

بهداشت روانی دوران بلوغ

 نوجوانی  یكی از مهمترین و پُر ارزش ترین دوره های زندگی هر فرد محسوب می‌شود زیرا سرآغاز تحولات و دگرگونی‌ های جسمی و روانی در اوست و « بلوغ » نقطه عطفی در گذر زندگی او از مرحله كودكی به بزرگسالی است. دوره نوجوانی به گروه سنی 10 تا 19 سالگی اطلاق می ‌شود و در اكثر كشورهای جهان به خصوص كشورهای در حال توسعه، بخش قابل توجهی از جمعیت را نوجوانان  تشكیل می‌ دهند. با توجه به این واقعیت كه نوجوانان، پدران و مادران فردا هستند پرداختن به مسائل بهداشتی‌ شان (به خصوص بهداشت روان  آنان) نه فقط برای خود آنها بلكه برای خانواده‌ها، جامعه و نسل آینده سودمند است و در برنامه توسعه هر كشوری می‌ بایست به مسائل آنها توجه خاص شود.

نوجوان می‌ خواهد از قید و بندهای دوران كودكی كه او را به خانواده‌اش متصل كرده است، جدا شود ، لذا حس استقلال‌ طلبی خود را با مخالفت ، مقاومت كردن و لجبازی با والدین و مربیان نشان می ‌دهد . برای برخورد با این رفتار نوجوان، بهتر است همیشه با او به لحنی صحبت كنید كه احساس نكند برایش تصمیم ‌گیری می ‌كنید. آزادی را به تدریج و متناسب با سنی كه دارد به او عطا كنید و نظارت غیرمستقیم داشته باشید و اگر زمانی دریافتید كه از این آزادی، سوء استفاده كرده به او تذكر دهید و وی را متوجه اعمالش بكنید. بدانید كه حذف آزادی، برای یك مدت كوتاه می ‌تواند برایش آموزنده باشد.

آشنا شدن با پدیده‌های جدید در زندگی، ‌انسان را از بار هیجانی همراه آن پدیده كه غالباً اضطراب  و آشفتگی است می رهاند، مطالعات روان شناختی نشان داده است كه تأثیر منفی عوامل استرس‌  زا كه همراه با آگاهی قبلی است بسیار كمتر از زمانی است كه عوامل استرس ‌زا  ناگهان و بدون مقدمه به انسان وارد می‌ شوند. در زمینه برخورد با پدیده بلوغ جنسی و تغییرات جسمانی و روانی متعاقب آن هر اندازه آگاهی نوجوانان  ما بیشتر باشد نتایج مبحث این مرحله از زندگی در مسیر آینده نوجوان بیشتر است. آگاهی نداشتن و یا عدم آگاهی كامل و صحیح، نوجوانان را گیج و سردرگم می ‌كند و این حالات نتایج منفی و زیانباری به دنبال خواهد داشت. والدین و مربیان وظیفه دارند اطلاعات كافی در خصوص تغییراتی كه در طول و به دنبال بلوغ جنسی در نوجوان اتفاق می‌ افتد به تدریج و با استمرار ارائه كنند. عدم ارائه اطلاعات كافی و صحیح در مورد بلوغ باعث می ‌شود كه نوجوان از منابع دیگر كه معمولاً انحرافی است، اطلاعات كسب كند و این اطلاعات غلط می‌ تواند او را به انحراف  كشاند.

والدین و مربیان از یك تا دو سال قبل از بلوغ كامل نوجوان می ‌بایستی اقدامات زیر را انجام دهند.

- او را آماده كنند كه به زودی و به تدریج تغییراتی را در جسم و روان خود احساس خواهد كرد.

- به طرق مختلف او را مطمئن كنند كه تغییرات ایجاد شده طبیعی است.

- از این كه این تغییرات در او شروع شده به او تبریك بگویند و خاطر نشان كنند كه دوره ی جدیدی در زندگی او آغاز شده است.

- به او یادآوری نمایند كه این تغییرات در جهت تكامل فردی و قدمی به سوی اجتماعی شدن اوست به همین دلیل وظایف فردی و اجتماعی جدیدی برای او منظور شده است.

– خاطر نشان كنند كه این تغییرات قطعاً شروع می ‌شود اما زمان دقیق و مشخصی ندارد؛ بنابراین اگر دیرتر از دیگران هم شروع شود یك امر طبیعی است.

- به او بگویند كه تغییرات جسمانی همراه با تغییرات روانی خواهد بود. این تغییرات روانی در سه بُعد هیجانی، خـُلقی و رفتاری اتفاق می‌ افتد. نكته مهم در دوره بلوغ برقراری ارتباط صحیح با نوجوان است. كودك دلبند دیروز شما با تغییراتی كه در جسم و روانش روی می ‌دهد پا به دوران بزرگسالی می ‌نهد. به دلیل این كه او می ‌خواهد هویت جدیدی را برای خودش به دست آورد، طبیعی است كه در برقراری رابطه با او مشكلاتی برای شما به وجود آید. برای این كه روابط شما والدین و مربیان با فرزند یا دانش ‌آموز نوجوانتان صمیمانه ‌تر و گرمتر باشد، لازم است كه به نكات زیر توجه كنید:


پذیرش نوجوانان

گام اول برای ایجاد و تحكیم یك رابطه دوستانه و صمیمی با نوجوان این است كه او را با همه كمی‌ ها و كاستی‌هایش قبول داشته باشید. كاستی‌ های رفتاری او را همچون نقاط قوت و توانایی‌هایش بپذیرید و او را به عنوان فردی كه دارای استقلال، سلیقه‌ های خاص و عقاید قابل ارائه است،‌ نگاه كنید. احساساتش را بپذیرید و اعتماد به نفس  او را با كم اهمیت جلوه دادن اشتباهات و تقدیر از كارهای پسندیده‌اش بالا ببرید.


نوجوانانتان را درك كنید

درك و برداشت شما از زندگی و مسائل آن متفاوت از برداشتی است كه نوجوان دارد. او زندگی را به ساده ‌ترین وجه ممكن می ‌نگرد، به طوری كه عقایدش برای شما پوچ و مسخره است. نسبت به عقایدش بی‌ اهمیت نباشید وی را مورد تمسخر قرار ندهید. چرا كه این استهزاء به تداوم رابطه عاطفی با فرزندان لطمه می‌ زند.


ارتباط را دو طرفه كنید

در بسیاری از اوقات و به دلایل گوناگون ممكن است شما والدین  و مربیان به نوجوان بگویید كه چه بكند و چه نكند و از او توقع حرف‌ شنوی نیز داشته باشید. این برخورد با نوجوان كه حاكی از ارتباط یك طرفه، معیوب و غیرقابل دوام است، منجر به سركشی و عصیان نوجوان در برابر دستورات شما می ‌شود و به رابطه عاطفی و صمیمانه بین شما و او لطمه می ‌زند. در این مواقع بهتر است در برخورد با نوجوان، هر زمان كه سخنی را گفتید از او نیز سخنی بشنوید و نظر او را نسبت به وظایف محوله‌ اش جویا شوید.


از دادن پند و اندرز مستقیم خودداری كنید

نوجوانان از شنیدن نصیحت و اندرز مستقیم و این كه آنها را یك جا ارائه كنید و اشكالات رفتاری و گفتاری‌ شان را تذكر بدهید گریزان هستند. نوجوانان اعمال خود را بی ‌نقص می ‌دانند و تحمل شنیدن پند و اندرز از جانب شما را ندارند. جهت اصلاح رفتار، آنها را به طور غیر مستقیم نسبت به اعمال و رفتار نادرست‌شان آگاه كنید و خودتان الگویی برای آنها باشید تا با پیروی از رفتار و گفتار شما روش صحیح برخورد را فرا گیرند. آزادی عمل به نوجوانتان بدهید همانطور كه به كودك نوپا اجازه می ‌دهیم تا گاهی خود به تنهایی راه رفتن را امتحان كند و دفعاتی هم به زمین بیافتد، باید به نوجوان هم اجازه داد كه تا حدودی پیامدهای رفتارهایش را تجربه كند و طعم برخی سختی ها را بچشد و برای زندگی مقاوم شود.


برای ارتباط با نوجوان وقت كافی بگذارید

نوجوانان نیازمند توجه هستند، آنها می‌ خواهند صحبت كنند. اعتراض كنند و از هیجانات و اتفاقاتی كه در مدرسه می ‌افتد یا از دوستانشان می‌ شنوند، حرف بزنند؛ هرچه زمان این ارتباط با شما به عنوان مادر، پدر و یا مربی بیشتر باشد خرسندی آنها بیشتر می شود و امكان ارتباط نادرست و غلط آنها كمتر خواهد شد.


توجه به تأثیر مشكلات اجتماعی

مشكلات اجتماعی تأثیرات ناخوشایندی بر نوجوانان دارد. عدم مداخله شما والدین و مربیان در بهبود شرایط اجتماعی، تأثیر تلاش‌هایتان را در خانه و مدرسه كمرنگ می ‌كند.


انرژی سرشار نوجوانان نیاز به تخلیه دارد

در این سنین نوجوان دارای انرژی فراوان جسمانی است؛ بخشی از این انرژی در غریزه جنسی نهفته است كه در شروع دوران نوجوانی  به طریق مقبول اجتماع قابلیت ندارد. نوجوان مقادیر دیگری از انرژی جسمانی خود را به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مبارزه طلبی ، حادثه ‌جویی و... تخلیه می ‌كند. تشویق نوجوانان به انجام ورزش های مختلف، شركت در فعالیت های الگوسازی برای آنان و تحریك آنها بر همانند سازی با آن الگوها باعث می ‌شود تا آنها انرژی خود را به طریق منطقی تخلیه كنند.

 عدم ارائه اطلاعات كافی و صحیح در مورد بلوغ باعث می ‌شود كه نوجوان از منابع دیگر كه معمولاً انحرافی است، اطلاعات كسب كند و این اطلاعات غلط می‌ تواند او را به انحراف كشاند.


وضعیت تحصیلی نوجوان را پیگیری كنید

در این سنین ممكن است فرزند شما نسبت به درس اظهار بی‌ علاقگی نماید و به اموری مثل افراط در ورزش  كردن، رسیدگی به سر و وضع خود و ... بپردازد. خود شما بهتر می دانید که پند ، اندرز، سرزنش و مقایسه با دیگران كارساز نیست.. لذا علت بی ‌توجهی او را نسبت به درس جستجو كنید و سعی در برطرف نمودن مشكل كنید.


آموزش مهارت در برقراری روابط اجتماعی

 نوجوانان  در دوره ی بحران بلوغ نسبت به تعلق داشتن خود در گروه كودكان و یا بزرگسالان  سردرگم می‌ شوند و ممكن است كه در میان جمع خانواده یا دوستان و آشنایان، رفتارهای بزرگتر از سن و یا گاهی كودكانه از خود بروز دهند و روابط اجتماعی پسندیده‌ ای برقرار نكنند. شما می توانید با شركت دادن فرزند نوجوانتان در جمع دوستان و آشنایان مهارت روابط اجتماعی او را افزایش دهید؛ مثلاً با فرزند نوجوان خود به گردش های دو نفره بروید و در بسیاری از روابط اجتماعی نظیر آشنا شدن با دیگران، خرید كردن از مغازه ، پیدا كردن نشانی یك مؤسسه و درخواست انجام كاری از یك اداره با وی تمرین عملی كنید.


استقلال طلبی نوجوان

نوجوان می‌ خواهد از قید و بندهای دوران كودكی كه او را به خانواده‌اش متصل كرده است، جدا شود و الگوهای جدیدی را جایگزین آنان كند. از طرفی نیز شدیداً به خانواده وابسته است و می‌ خواهد كه توقعاتش را برآورده كنند. لذا حس استقلال‌ طلبی  خود را با مخالفت ، مقاومت كردن و لجبازی  با والدین و مربیان نشان می ‌دهد و این نیاز نوجوان برای شما مشكل‌ آفرین می ‌شود. برای برخورد با این رفتار نوجوان، بهتر است همیشه با او به لحنی صحبت كنید كه احساس نكند برایش تصمیم ‌گیری می ‌كنید. آزادی را به تدریج و متناسب با سنی كه دارد به او عطا كنید و نظارت غیرمستقیم داشته باشید و اگر زمانی دریافتید كه از این آزادی، سوء استفاده كرده به او تذكر دهید و وی را متوجه اعمالش بكنید. بدانید كه حذف آزادی، برای یك مدت كوتاه می ‌تواند برایش آموزنده باشد.